TagDeus

Deus Ex Go

Deus Ex Go

همه‌ی ما کم و بیش با کمپانی محبوب و سرشناس Square Enix آشنایی داریم و با بسیاری از بازی‌های ساخته شده توسط استودیوهای این شرکت خاطرات فراوانی را ساخته‌ایم. در طی چند سال گذشته این کمپانی علاوه بر ساخت بازی برای کنسول‌ها، نیم‌نگاهی را نیز به بازار بازی‌های خوش‌ساخت برای تلفن‌های هوشمند داشته است که در این راستا از سری تحت نام GO پرده‌برداری کرد. تا به امروز دو نسخه از این سری تحت برندهای Hitman و Lara Croft منتشر شده است و این استودیو نیز هم‌گام با انتشار نسخه‌ی جدید سری Deus Ex، ورژن Go این عنوان را نیز برای دارندگان سیستم‌عامل‌های iOS و اندروید منتشر کرده است که البته همان‌طور که انتظار می‌رفت این بازی رایگان نبوده و برای تجربه‌ی آن باید مبلغ ۵ دلار را پرداخت کنید.

اگر با سبک این سری آشنایی ندارید باید بگویم که با عنوانی استراتژی-پازل روبه‌رو خواهید بود که دارای مراحل مختلف بوده و با توجه به قابلیت‌ها و ویژگی‌های منحصربه‌فردی که در اختیار دارید باید در مسیر مشخص شده این مراحل را با هوش و ذکاوت خود به اتمام برسانید. در واقع تجربه‌ی این بازی را نمی‌توان تنها به علاقه‌مندان به سری خاصی منحصر کرد زیرا تنها از کاراکترهای اصلی عناوین یاد شده و محیط‌هایی مشابه استفاده شده تا شاهد خلق شدن بازی جدیدی با مکانیزمی متفاوت باشیم.

deus_ex_go_1

عنوان Deus Ex Go از لحاظ بصری به عنوان یکی از جذاب‌ترین بازی‌هایی قلمداد می‌شود که تا به امروز شاهد بوده‌اید. اگر با سری Deus Ex آشنایی داشته باشید که بدون شک تمامی محیط‌های آن برای شما تداعی کننده‌ی این دنیا خواهد بود اما اصلاً جای نگرانی وجود ندارد زیرا اگر تا به حال رنگ این سری از بازی‌ها را نیز ندیده باشید به قدری شاهد محیط‌های جذاب و متنوع با رنگ‌بندی منحصربه‌فرد خواهید بود که به آرامی به آن خو خواهید گرفت.

در این نسخه از سری Go همچون گذشته شاهد گرافیکی سه بعدی خواهید بود که دوربین به صورت پرسپکتیو و از بالا به پایین مراحل و اجزای به کار رفته در هر بخش را برای شما مشخص خواهد ساخت. تکستچرها و جزییات به کار رفته در گوشه و کنار هر یک از مراحل بازی نیز به خوبی مورد پرداخت قرار گرفته و کم و کاستی را در این زمینه شاهد نخواهید بود.

deus_ex_go_3

اما از همه‌ی این صحبت‌ها که بگذریم به کاراکتر اصلی این سری، Adam Jensen خواهیم رسید. او همانند همیشه یک کت مشکی چرمی به همراه عینک آفتابی دودی به چشم دارد. دشمنان اصلی وی در این بازی روبات‌ها، انسان‌ها و برخی تجهیزاتی محیطی خواهند بود که هر یک ویژگی منحصر به فرد خود را دارند. در واقع سیستم اصلی گیم‌پلی به این شکل بنا شده است که شما در اتاقی قرار خواهید گرفت که راه‌های مختلفی با خطوط نورانی در آن به نمایش در آمده است و شما باید به کمک هوش خود بهترین مسیر را انتخاب کنید تا علاوه بر استفاده از اصل غافل‌گیری در مواجه‌ با دشمنان انسانی خود، تا حد امکان از دید روبات‌ها و تیربارهای قرار گرفته به دور بمانید و خود را به انتهای مسیر مشخص شده رسانده و از اتاق خارج شوید.

نکته‌ی مهم در مورد مکانیزم گیم‌پلی این است که روی این خطوط نورانی شما قادر خواهید بود تا در نقاط مشخص شده توقف کنید و با توجه به نوع قرارگیری دشمنان، رو به جلو، عقب و یا حتی گوشه‌ها حرکت کنید تا بتوانید خود را به پورتال تعبیه شده در انتهای مسیر که شما را به مرحله بعد هدایت می‌کند برسانید. همچنین به طور کلی همه چیز در طول مراحل به صورت نوبتی انجام می‌شود و اگر شما توسط دشمنان شناسایی شوید آن‌ها آژیر خطر را به صدا در خواهند آورد و جلیقه‌های سنگین و حفاظتی خود را نیز به تن خواهند کرد. البته در صورتی که خوش‌شانس باشید ممکن است بتوانید از دست آن‌ها فرار کنید زیرا همان‌طور که گفتم همه چیز نوبتی طراحی شده است. شما در طول مراحل نیز قابلیت‌های زیادی را در اختیار خواهید داشت که شامل هک کردن، نامرئی شدن، به دست گرفتن کنترل رگبارها و مواردی از این دست می‌شود. البته حجم مخفی‌کاری به کار رفته در مراحل به همراه بخش‌های اکشن به کار رفته باعث می‌شود که شاهد عنوانی جذاب و چالش‌برانگیز باشید.

همچنین بد نیست بدانید که سازندگان به جز بخش داستانی بخش دیگری را تحت نام Live Content نیز تدارک دیده‌اند که در آن Challengeهایی را به صورت هفتگی در اختیار علاقه‌مندان به بازی قرار می‌دهند. در مجموع نیز می‌توان گفت که اگر به دنبال یک بازی سرگرم کننده و البته پرهیجان و سخت هستید این عنوان را به هیچ‌وجه از دست ندهید.

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

Deus Ex Go

همه‌ی ما کم و بیش با کمپانی محبوب و سرشناس Square Enix آشنایی داریم و با بسیاری از بازی‌های ساخته شده توسط استودیوهای این شرکت خاطرات فراوانی را ساخته‌ایم. در طی چند سال گذشته این کمپانی علاوه بر ساخت بازی برای کنسول‌ها، نیم‌نگاهی را نیز به بازار بازی‌های خوش‌ساخت برای تلفن‌های هوشمند داشته است که در این راستا از سری تحت نام GO پرده‌برداری کرد. تا به امروز دو نسخه از این سری تحت برندهای Hitman و Lara Croft منتشر شده است و این استودیو نیز هم‌گام با انتشار نسخه‌ی جدید سری Deus Ex، ورژن Go این عنوان را نیز برای دارندگان سیستم‌عامل‌های iOS و اندروید منتشر کرده است که البته همان‌طور که انتظار می‌رفت این بازی رایگان نبوده و برای تجربه‌ی آن باید مبلغ ۵ دلار را پرداخت کنید.

اگر با سبک این سری آشنایی ندارید باید بگویم که با عنوانی استراتژی-پازل روبه‌رو خواهید بود که دارای مراحل مختلف بوده و با توجه به قابلیت‌ها و ویژگی‌های منحصربه‌فردی که در اختیار دارید باید در مسیر مشخص شده این مراحل را با هوش و ذکاوت خود به اتمام برسانید. در واقع تجربه‌ی این بازی را نمی‌توان تنها به علاقه‌مندان به سری خاصی منحصر کرد زیرا تنها از کاراکترهای اصلی عناوین یاد شده و محیط‌هایی مشابه استفاده شده تا شاهد خلق شدن بازی جدیدی با مکانیزمی متفاوت باشیم.

(image)

عنوان Deus Ex Go از لحاظ بصری به عنوان یکی از جذاب‌ترین بازی‌هایی قلمداد می‌شود که تا به امروز شاهد بوده‌اید. اگر با سری Deus Ex آشنایی داشته باشید که بدون شک تمامی محیط‌های آن برای شما تداعی کننده‌ی این دنیا خواهد بود اما اصلاً جای نگرانی وجود ندارد زیرا اگر تا به حال رنگ این سری از بازی‌ها را نیز ندیده باشید به قدری شاهد محیط‌های جذاب و متنوع با رنگ‌بندی منحصربه‌فرد خواهید بود که به آرامی به آن خو خواهید گرفت.

در این نسخه از سری Go همچون گذشته شاهد گرافیکی سه بعدی خواهید بود که دوربین به صورت پرسپکتیو و از بالا به پایین مراحل و اجزای به کار رفته در هر بخش را برای شما مشخص خواهد ساخت. تکستچرها و جزییات به کار رفته در گوشه و کنار هر یک از مراحل بازی نیز به خوبی مورد پرداخت قرار گرفته و کم و کاستی را در این زمینه شاهد نخواهید بود.

(image)

اما از همه‌ی این صحبت‌ها که بگذریم به کاراکتر اصلی این سری، Adam Jensen خواهیم رسید. او همانند همیشه یک کت مشکی چرمی به همراه عینک آفتابی دودی به چشم دارد. دشمنان اصلی وی در این بازی روبات‌ها، انسان‌ها و برخی تجهیزاتی محیطی خواهند بود که هر یک ویژگی منحصر به فرد خود را دارند. در واقع سیستم اصلی گیم‌پلی به این شکل بنا شده است که شما در اتاقی قرار خواهید گرفت که راه‌های مختلفی با خطوط نورانی در آن به نمایش در آمده است و شما باید به کمک هوش خود بهترین مسیر را انتخاب کنید تا علاوه بر استفاده از اصل غافل‌گیری در مواجه‌ با دشمنان انسانی خود، تا حد امکان از دید روبات‌ها و تیربارهای قرار گرفته به دور بمانید و خود را به انتهای مسیر مشخص شده رسانده و از اتاق خارج شوید.

نکته‌ی مهم در مورد مکانیزم گیم‌پلی این است که روی این خطوط نورانی شما قادر خواهید بود تا در نقاط مشخص شده توقف کنید و با توجه به نوع قرارگیری دشمنان، رو به جلو، عقب و یا حتی گوشه‌ها حرکت کنید تا بتوانید خود را به پورتال تعبیه شده در انتهای مسیر که شما را به مرحله بعد هدایت می‌کند برسانید. همچنین به طور کلی همه چیز در طول مراحل به صورت نوبتی انجام می‌شود و اگر شما توسط دشمنان شناسایی شوید آن‌ها آژیر خطر را به صدا در خواهند آورد و جلیقه‌های سنگین و حفاظتی خود را نیز به تن خواهند کرد. البته در صورتی که خوش‌شانس باشید ممکن است بتوانید از دست آن‌ها فرار کنید زیرا همان‌طور که گفتم همه چیز نوبتی طراحی شده است. شما در طول مراحل نیز قابلیت‌های زیادی را در اختیار خواهید داشت که شامل هک کردن، نامرئی شدن، به دست گرفتن کنترل رگبارها و مواردی از این دست می‌شود. البته حجم مخفی‌کاری به کار رفته در مراحل به همراه بخش‌های اکشن به کار رفته باعث می‌شود که شاهد عنوانی جذاب و چالش‌برانگیز باشید.

همچنین بد نیست بدانید که سازندگان به جز بخش داستانی بخش دیگری را تحت نام Live Content نیز تدارک دیده‌اند که در آن Challengeهایی را به صورت هفتگی در اختیار علاقه‌مندان به بازی قرار می‌دهند. در مجموع نیز می‌توان گفت که اگر به دنبال یک بازی سرگرم کننده و البته پرهیجان و سخت هستید این عنوان را به هیچ‌وجه از دست ندهید.

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

Deus Ex Go

تریلری سینماتیک از بازی Deus Ex: Mankind Divided

تریلری سینماتیک از بازی Deus Ex: Mankind Divided

کمتر از 3 هفته به عرضه مورد انتظارترین بازی این روزها یعنی بازی Deus Ex Mankind Divided باقی مانده است. این بازی با نمایش های بسیار خوبی که تا به حال داشته است نوید یک بازی بسیار جالب را می دهد. تریلر زیر سینماتیک جدیدی از این بازیست و دیدن آن خالی از لطف نیست.

Initial release date: August 23, 2016
Series:
Publisher:
Developers: ,
Platforms: PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows
Composers: Michael McCann, Sascha Dikiciyan

تریلری سینماتیک از بازی Deus Ex: Mankind Divided

1080P – 28MB

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

تریلری سینماتیک از بازی Deus Ex: Mankind Divided

کمتر از 3 هفته به عرضه مورد انتظارترین بازی این روزها یعنی بازی Deus Ex Mankind Divided باقی مانده است. این بازی با نمایش های بسیار خوبی که تا به حال داشته است نوید یک بازی بسیار جالب را می دهد. تریلر زیر سینماتیک جدیدی از این بازیست و دیدن آن خالی از لطف نیست.

Initial release date: August 23, 2016
Series:
Publisher:
Developers: ,
Platforms: PlayStation 4, Xbox One, Microsoft Windows
Composers: Michael McCann, Sascha Dikiciyan

تریلری سینماتیک از بازی Deus Ex: Mankind Divided

1080P – 28MB

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

تریلری سینماتیک از بازی Deus Ex: Mankind Divided

مصاحبه اختصاصی پردیس گیم با “وارن اسپکتر” خالق Deus EX

مصاحبه اختصاصی پردیس گیم با “وارن اسپکتر” خالق Deus EX

“وارن اسپکتر” (Warren Spector) بی شک یکی از تاثیرگذارترین کارگردانان دنیای بازی محسوب می شود که همگان او را به واسطه عناوینی نظیر Deus EX، Thief و System Shock می شناسند. خلق عنوانی نظیر Deus EX بی شک طراحی عناوین دنیای بازی را وارد مقوله جدیدی کرد و بعد از گذشت 15 سال کماکان از این اثر به عنوان یکی از اثار ارزشمند دنیای بازی یاد می شود.

بتازگی در با همکاری دوستانمان در موفق شده ایم مصاحبه ای را با آقای ” وارن اسپکتر” داشته باشیم. این مصاحبه توسط “فرزین سوری” انجام شده است و از شما دعوت می کنیم آنرا مطالعه کنید:

فرزین: اعتراف می‌کنم که فقط سه روز است بازی اول دئوس اکس را تهیه کردم. به لطف استیم. به نظرم از آی پی‌های بعدی بازی خیلی بهتر است.

وارن: راستش قضاوتش با خود شما و من به عنوان سازنده نمی‌توانم حرفی بزنم.

فرزین: بگذارید اینطوری شروع بکنیم که به احتمال قوی شما به عنوان سازنده‌ی آثار سایبرپانکی مثل سیستم شاک و دئوس اکس با نوشته‌های ویلیام گیبسون و فیلیپ کی. دیک و بروس استرلینگ آشنایی دارید. آثاری که الان جزو کلاسیک‌های ژانر محسوب می‌شوند. یا لااقل برای رسانه‌ی ادبیات و کتاب یک همچین‌چیزی ممکن است. برای بازی‌ها اینطور نیست. یا لااقل تا قبل از این که استیم و سیستم‌های توزیع دیجیتالی بیایند، وقتی یک بازی پخش می‌شد و نسخه‌هایش به اتمام می‌رسید دیگر هیچ جا پیدایش نمی‌کردی.

وارن: دقیقاً و به نظرم استیم و کلاً توزیع دیجیتالی بازی‌ها ایده‌ی بی‌نظیری است. نه فقط برای دئوس اکس که الان ۱۶ سال از تولیدش می‌گذرد و مجدداً به لطف استیم در دسترس است. به طور مثال الان من دارم روی سیستم شاک ۳ کار می‌کنم. بین من و برنامه‌نویس اصلی تیم همیشه این بحث بود که کاش می‌شد نسخه‌ی ۱۹۹۴ را باز دوباره بازی کرد صرفاً برای این که دوباره توی همان حال و هوا قرار بگیریم و متأسفانه با سیستم‌های فعلی هیچ کدام نمی‌توانستیم بازی را اجرا کنیم. ولی حالا سیستم شاک ۱ و ۲ در دسترس است و تقریباً همه‌ی کلاسیک‌ها در دسترس هستند و ریمستر شده‌اند و با سیستم‌های جدید هم می‌توانید اجرایشان کنید. خود من همین چند وقت پیش بالاخره سیستم شاک ۱ و ۲ را از استیم خریدم. فقط برای این که ذهنم را برگردانم روی فضای بازی و برگردم به ایده‌هایی که آن زمان برایمان جذاب بود.

فرزین: اینطور به قضیه نگاه کنیم که اگر شما نویسنده باشید و یک کتاب خیلی خوب بنویسید و ده سال هیچ کتابی ننویسید هنوز نویسنده هستید و توی ذهن جامعه‌ی ادبی به عنوان نویسنده شناخته می‌شوید ولی اگر بازی‌ساز باشید و ۱۰ سال بازی نسازید رسماً فراموش می‌شوید. ولی استیم این قاعده را تغییر داده.

وارن: استیم و سیستم‌های توزیع دیجیتالی جهان بازی و بازی‌سازی را برای همیشه تغییر داده‌اند. ولی برگردیم به نکته‌ای که گفتی در مورد بازی‌سازی که ده سال بازی نساخته. راستش ترسناک است چون خود من در یک فاصله‌ی ۶ ساله هیچ بازی‌ای نساختم و سه سال از این ۶ سال را در دانشگاه آستین تکزاس مشغول تدریس گیم دیزاین بودم. توی همین سه سال به نظرم جهان بازی‌سازی به قدری منقلب شده که من از دانشجوهایم خیلی بیشتر چیز یاد می‌گیرم تا بالعکس. به نظرم همینقدر که به قول تو فرصت هست که بازی‌ها به کلاسیک تبدیل شوند خودش خیلی موقعیت جذابی است. و خوبی دیگرش هم این است که پلتفورم دیگر نیروی بازدارنده نیست. شما روی هر پلتفورمی که دارید می‌توانید بازی را اجرا کنید. هر چیزی که دلتان خواست. شاید خیلی‌ها نتوانند مثلاً این را با گذشته‌ای مقایسه کنند که چنین آزادی‌های عجیب غریبی نبود چون سنشان اجازه‌ی چنین مقایسه‌ای را ندهد.

فرزین: جدای از حس نوستالژی که احتمالاً موتور محرک فروش مجدد خیلی از بازی‌های (حالا) کلاسیک می‌شود، آدم‌های نسل من و بعد از من که حسی نوستالژیک به یک بازی خاص ندارند چطور؟ چرا بازی‌های نسل قدیمی و بازی‌های ایندی جدید برای ما جذابیت دارند؟ خود من هروقت سراغ بازی سبک قلعه‌سازی می‌روم فقط استرانگهولد ۱ را بازی می‌کنم نه آی‌پی‌های بعدیش را.

وارن: (با خنده) شما فرض بکنید که ما بازی‌سازهای کهنه‌کار یک زمانی تمام هم و غم‌مان این بود که گرافیک را بالاتر ببریم و بازی را از نظر ظاهری خوش‌تراش‌تر بکنیم. آن‌وقت خیلی از بازی‌هایی که الان بین گیمرها پرطرفدار هستند بازی‌هایی هستند که لزوماً استایل گرافیکی قدرتمندی ندارند یا شبیه‌سازی استایل ۸ بیتی هستند در حالی که ما نسل اولی‌های بازی‌سازی شاید دهه‌ها صرف این کردیم که از این استایل گرافیکی عبور کنیم.

فرزین: در مقام مقایسه بازی‌های تریپل ای بازی‌های ایندی نقد‌های بهتری می‌خورند. شاید فروششان خوب نباشد ولی توجه صاحب‌نظرها را جلب می‌کنند.

وارن: و به نظرم دلیلش این است که خیلی وقت‌ها(وسوسه می‌شوم بگویم تقریباً همیشه) گیم پلی بهتری دارند تا بازی‌هایی که رندرهای گرافیکی آن‌چنانی دارند و گرافیک‌های فوق‌واقع‌گرایانه‌ی قدرتمند دارند. چون سازنده‌هایشان به چنین امکاناتی دسترسی ندارند و یک جورهایی مجبورند از استایل‌های گرافیکی متفاوتی استفاده کنند که خیلی وقت‌ها برگ برنده‌ی‌شان هم می‌شود. در نهایت خواسته یا ناخواسته(به نظرم آگاهانه است) برمی‌گردند به استایل‌های بصری قدیمی و ساده و تمرکز و هزینه‌ی بیشتری را در عوض صرف گیم پلی و مکانیسم‌های بازی می‌کنند. که راستش به نظرم اصلاً هنر بازی ساختن همین است و لزوماً بازی خوب بازی‌ای نیست که گرافیکش خیلی خوب است.

فرزین: گیم پلی و داستان خوب؟

وارن: من خودم آدمی هستم که به داستان خوب اهمیت می‌دهم ولی راستش فکر نکنم تعداد آدم‌هایی که به داستان در بازی اهمیت بدهند خیلی زیاد باشد. ولی به شخصه به نظرم داستان مهم‌ترین عنصر بازی است. سال‌ها پیش با ناشری کار می‌کردم و یادم است که سرم فریاد زد که: «دیگه حق نداری کلمه‌ی داستان رو به زبون بیاری!» و دقیقاً یادم است دوره‌ای بود که داستان و روایت جایگاه خوبی در صنعت بازی نداشت و به نظرم الان مجدداً دارد جایگاهش را پیدا می‌کند چون آدم‌های داخل صنعت و مخاطب‌ها متوجه می‌شوند که چقدر داستان بازی اهمیت دارد.

فرزین: به نظرم یک تفاوت بنیادین بین داستان به مثابه ادبیات و فیلم و داستان به مثابه بازی وجود دارد. چون بازی قرار است تعاملی باشد و انعطاف‌پذیر و از آن طرف کتاب و فیلم بیشتر حالت بیانیه دارند و حداقل در حین برخوردمان باهاشان نمی‌توانیم تعاملی صورت بدهیم به صورت معنادار. با توجه به این موضوع به نظرتان دردسرهای داستان گفتن و داستان ساختن برای یک بازی چیست؟

وارن: اول این که به نظرم در مواجهه با کتاب و فیلم و بازی همیشه قرار است با یک پرسش یا چند پرسش روبه‌رو شویم. تفاوت مهم در نحوه‌ی ارائه‌ی پاسخ است. مثلاً شما در مواجه با یک کتاب یا یک فیلم قرار است که با یک پرسش روبه‌رو شوید مثل این پرسش که: آیا جنگ بد است؟ بعدش برعهده‌ی نویسنده‌ی کتاب یا سازندگان فیلم است که برای شما مشخص کنند که جنگ بد است. یا جنگ خوب است. شما در جایگاه خواننده یا بیننده تنها کاری که از دستتان بر می‌آید این است که بگویید بله من با این موضع‌گیری موافقم یا خیر من با این موضع نویسنده یا کارگردان موافق نیستم. بازی‌ها شکل دیگری از روبه‌رویی با همان سوال هستند. سازنده سوال را مطرح می‌کند و در حالت ایده‌آل این بازیکن است که قرار است به سوال پاسخ بدهد نه سازنده‌ی بازی. می‌گویم در حالت ایده‌آل چون خیلی وقت‌ها اینطور نیست. ولی مثلاً در دئوس اکس سوال این است که انسانیت یعنی چه و من قرار نیست به شما بگویم انسانیت فلان و بیسار است. شما قرار است با بازی کردن و با انتخاب انجام دادن پاسخ سوال را نشان بدهید. یا مثلاً اپیک میکی سوالش این است که دوستی و خانواده چقدر مهم است. من جواب سوال را به شما ندادم. شما بازی کردید و با بازی کردن جواب نمایان می‌شود. و تفاوت اصلی رسانه‌های خطی و رسانه‌ی گیم در همین است. رسانه‌ی خطی پاسخ برای سوال مطرح می‌کند و بازی خود سوال را مطرح می‌کند. این چالش در نهایت وجود دارد که چطور داستانی انعطاف‌پذیر ساخت که به بازیکن اجازه بدهد جواب منحصر به فرد خودش را درست کند. حالا به نظر تو بازی‌هایی که از این نظر خوب عمل کرده‌اند کدام‌ها هستند.

فرزین: دو تجربه‌ی مثبت خودم از این نظر هاف لایف ۲ بوده و دئوس اکس هیومن ریولوشن.

وارن: خیلی جالب است. من خودم طرفدار سرسخت بازی‌های هاف لایف هستم و این حرفی که در