نگاهی به گجت های محبوب تیم تحریریه دیجیاتو
هرچه زندگی بدون آن دشوار است را در نظر بگیرید. دوستان، خانواده و هر آنچه وابستگی زیادی در شما ایجاد کرده را لیست کنید، احتمالاً چندتایی هم گجت در میان آنها خواهد بود.
کار به جایی رسیده که بسیاری از ما در طول روز، صفحه ی موبایل و کامپیوتر و ابزارهای دیگر خودمان را بیشتر از چهره ی دوستان و خانواده میبینیم؛ گجت هایی که زندگی را ساده تر می کنند و به راحتی می توانند قلب کاربران را به تسخیر خود در آورند.
به کار گرفتن این گجت ها لذت بخش است و چه زمانی بهتر از تعطیلی های سال نو برای وقت گذراندن با رفقای کوچک و دوست داشتنی. به همین مناسبت فرصت را غنیمت شمردیم تا ببینیم اعضای تحریریه دیجیاتو چه ابزارهایی را بیشتر از همه مورد استفاده قرار می دهند.
گفتنی است که اسامی اعضای تحریریه به ترتیب حروف الفبا مرتب شده اند. در ادامه با ما همراه باشید.
حسین آدینه
لپ تاپ سامسونگ سری 3
در کشور ما کمتر کسی با لپ تاپ های سامسونگ آشنا است و احتمالاً برای پیدا کردن یک مدل جدیدش باید ساعت ها و یا شاید هم روزها بازار را زیر و رو کنید. لپ تاپ من از مدل های صنعتی و قدیمی سامسونگ محسوب می شود که زمان خودش با ارائه پردازنده اینتل Core i7 نسل دوم جزو قدرتمندترین و بهترین گزینه های بازار بود.
طی 5 سال گذشته این لپ تاپ سنگین وزن یار و همراهم در اغلب زمینه ها، به خصوص ابزاری برای کار بوده و با وجود نقص هایی مثل عدم وجود پورت USB 3.0 و هارد دیسک ضعیف، رضایت کافی از آن دارم.
موبایل Sony Xperia Z3
موبایل های سری Z سونی زمانی از بهترین گزینه های بازار اندروید بودند، اما شاید پرچمدار سال 2014 یعنی اکسپریا Z3 به نوعی آغاز روند «در جا زدن» ژاپنی ها را رقم زد و طی دو سال مصرف، به راحتی متقاعد شدم که چرا سونی در حال حاضر حرفی برای زدن در بازار تلفن های هوشمند ندارد؛ این موبایل بدون شک آخرین تجربه من از خانواده اکسپریاهای سونی است.
هدفون بلوتوث کریتیو wp-250
دورانی که ایرفون های بلوتوثی تراز اول تقریباً نایاب بود، اینترنت و چهارراه ولیعصر تا میدان ولیعصر را زیرپا گذاشتم تا یک هدفون معتبر و باکیفیت پیدا کنم. در نهایت خیلی اتفاقی با کریتیو wp-250 مواجه شدم که عملاً یکی از معدود گزینه هایی باکیفیت بازار در سال 91 محسوب می شد.
شاید این ایرفون بلوتوثی باکیفیت و خوش ساخت حالا رخ و ظاهر نویی نداشته باشد، اما به جرات می گویم که همچنان تجربه تازه کیفیت و وضوح صدا را برایم به ارمغان می آورد.
Xbox One
کافی است مشغول کار نباشم و من را حین تجربه بازی های ویدیویی با کنسول اکس باکس وان پیدا کنید. اکس باکس 360 مایکروسافت سال ها یکی از اصلی ترین تفریحات من بود و حالا هم از دستاورد نسل هشتمی ردموندی ها لذت می برم.
شاید برایتان جالب و عجیب باشد، اما به لطف شبکه قدرتمند، پایدار و بی نظیر اکس باکس لایو، طی همه سال هایی که شمارش از دستم در رفته، دوستانی از راه دور یافته ام که با آن ها بعضاً از برخی رفقای فیزیکی بیشتر احساس صمیمیت و نزدیکی دارم و حتی بیشتر در ارتباطم.
با تجربه هزاران ساعت گیمینگ کنسولی، اکس باکس وان جزئی از زندگی من شده و شک ندارم که پاییز 1396 پروژه اسکورپیو را هم خریداری می کنم.
پدرام بهادری
پلی استیشن 4
از همان سنین کودکی، بازی های ویدیویی به سرگرمی شماره یک زندگی ام تبدیل شدند. حالا هم که نزدیک به یک دهه است در این حوزه فعالیت می کنم، صنعت بازی نقشی بزرگتر از سرگرمی صرف برای من ایفا می کند.
پس از چندین سال پی سی گیمینگ و بعد از آن کنسول دوست داشتنی اکس باکس 360، در این نسل کنسول پلی استیشن 4 سونی را به عنوان دریچه ای برای ورود به دنیای رنگارنگ بازی ها انتخاب کردم، دنیایی که هر بار به زندگی ام حتی در بدترین شرایطش، رنگ و بویی تازه می بخشد.
این انتخاب که متاثر از هر دو عامل سلیقه شخصی و عملکرد بهتر سونی در نسل هشتم است، پلی استیشن 4 را به عنوان دوست داشتنی ترین گجت سال اخیر زندگیم مطرح می کند. اما جای خالی اکس باکس وان و حتی کنسول جدید نینتندو نیز در خانه احساس می شود.
هدست PlayStation Gold
آیا می توانید زندگی روزمره تان را بدون وجود خودروهای مافوق سریع خود متصور شدید؟ قطعاً بله چون در حال حاضر چنین چیزی در اختیار بیشتر ما قرار ندارد. بسیاری از تجهیزات و گجت ها نیز چنین حکمی دارند؛ تا زمانی که برای اولین بار از آن ها استفاده نکنیم، متوجه لزوم حضور آن ها نمی شویم.
به همین دلیل، از زمان وصل شدن هدست گلد سونی به پلی استیشن 4، تجربه بازی ها بدون وجود هدست به امری غیر ممکن تبدیل شد، انگار نه انگار که دو دهه بود از اسپیکرهای قدیمی NEC استفاده می کردم.
هدست گلد بدون شک بهترین گزینه ممکن برای کنسول پلی استیشن 4 نیست اما قیمت مناسب، وزن کم و اپلیکیشن اختصاصی آن روی کنسول، این هدست را به گزینه ای معقول و به صرفه تبدیل می کند.
ساعت هوشمند Gear S2
راستش را بخواهید باید بگویم که ساعت های هوشمند و ابزارهای پوشیدنی با وجود تمامی پیشرفت هایشان، همچنان نتوانستند جایگاه پررنگی در زندگی روزمره ما پیدا کنند. این گجت های نوپا هنوز توجیهی اقتصادی ندارند.
اما اگر مثل من به ساعت های مچی علاقه دارید، شرایط بسیار فرق می کند. Gear S2 با بند چرم مشکی اش برای من ساعت مچی کلاسیکی است که قابلیت های اضافه بسیاری دارد.
در کنار ارائه قابلیت های پیش پا افتاده ای چون اطلاع رسانی تماس های تلفنی و نوتیفیکیشن ها و کنترل موزیک پلیر، امکانات این گجت در زمینه ورزش و سلامتی تا به امروز برای من جذاب و کاربردی بوده است.
Gear S2 با دقت بسیار زیادی قدم هایم را می شمارد و پس از انجام فعالیت های ورزشی مختلفی چون کوهنوردی، اطلاعات بسیار جالبی چون ارتفاع بالا آمده، مسیر طی شده روی نقشه، کالری سوازنده شده و حتی میانگین ضربات قلب در اختیارم قرار می دهد.
اپلیکیشن S Health نیز با دادن مشوق های مختلف و امکان رقابت با دیگر دوستانم، انگیزه بیشتری برای فعالیت می دهد. هر چند باید اعتراف کنم رابط کاربری تایزن Gear S2 با تمامی جذابیت های ظاهری اش، از نبود اپ های متنوع اندرویدی رنج می برد.
امین بیگ زاده
سونی اکسپریا Z2
«سونی خلاقیتی در طراحی به خرج نمی دهد» «طرح های سونی تکراری اند» «سونی مدت هاست که از گردونه رقابت گجت ها خارج شده» و و و … راستش را بخواهید هیچ کدام از این حرف ها برایم اهمیتی ندارند.
ترکیب جذاب و هنرمندانه شیشه و فلز در سونی اکسپریا Z2 هیچ وقت برایم تکراری نمی شود. اصلا یکی از مهم ترین دلایلی که دو سال پیش از هوآوی به سمت سونی مهاجرت کردم همین طراحی متمایز و زیبای محصولات سونی بود (آن موقع هم انتقادات به سونی زیاد بود اما من با کله شقی تصمیمم را گرفته بودم!)
دو سال و چند ماه است که سونی Z2 را در دست می گیرم و باید بگویم که خریدش یکی از بهترین خریدهای زندگیم بوده. باتری فوق العاده ای که هنوز هم تا دو روز دوام می آورد، تم های بسیار زیبای اکسپریا و سخت افزار قوی دلایلی هستند که حاضر نیستم آن را با هیچ موبایل اندرویدی دیگری عوض کنم.
تا زمانی که موبایل کارش را درست و بی نقص انجام می دهد هم دلیلی برای تعویضش نمی بینم. اما اگر روزی مجبور به این کار شوم، احتمالا انتخاب بعدی من از بین موبایل های قدرتمند شیائومی خواهد بود. هر چند اعتراف می کنم که بیش از حد به رابط کاربری سونی عادت کرده ام.
آیفون ۷
سال هاست می گویم که اندروید بهترین سیستم عامل موبایل دنیاست، ولی iOS هم دست کمی از آن ندارد. همیشه از کار با آی دیوایس ها حس فوق العاده ای داشته ام، حسی که حتی پیشرفته ترین پرچمداران اندرویدی هم نتوانسته اند در من ایجاد کنند و آن حس چیزی نیست جز «در دست گرفتن یک وسیله به معنای واقعی هوشمند».
نمی دانم به خاطر چیست، شاید به خاطر سیری باشد، شاید هم به خاطر ظاهر سیستم عامل، انیمیشن های روان، دسترسی آسان به تنظیمات و ثبات نرم افزاری و سخت افزاری خود دستگاه. دلیل هر چه که بود باعث شد که من بعد از سال ها وفاداری به اندروید بالاخره سال گذشته یک آیفون 5S بخرم.
تجربه کار با 5S واقعا برایم لذت بخش بود، فقط صفحه کوچک و باتری ضعیفش کمی اذیتم می کرد. بنابراین تصمیم گرفتم که به سراغ جدیدترین محصول کوپرتینویی ها بروم تا لذت واقعی کار با یک آیفون همه چیز تمام را بچشم.
بنابراین یکی دو هفته پیش آیفون 7 را خریداری کردم و باید بگویم که از این تصمیم بسیار خشنود و راضی هستم. هزینه اش کمی برایم سنگین بود اما حقیقتا ارزش تک تک ریال هایی که برایش پرداخت کردم را داشت. در مورد استفاده همزمان از دو موبایل هم باید بگویم که بنابر مسئولیتم در دیجیاتو که معرفی و بررسی اپلیکیشن هاست، حتما به یک دستگاه اندرویدی و iOS برای تست اپلیکیشن ها احتیاج دارم و هر روز بین دو دستگاه سوییچ می کنم.
پلی استیشن ۴
راستش را بخواهید آنقدر وقت نشستن پای کنسول بازی را ندارم. اگر هم داشته باشم آنقدر انرژی ام سر کار تحلیل رفته که ممکن است وسط بازی خوابم ببرد!
اما به هر حال همان فرصت اندکی که پای بازی کردن می گذارم فوق العاده لذت بخش است. پلی استیشن ۴ را بیشتر برای تجربه شاهکارهای انحصاری سونی (آنچارتد، د لست آو آس، گاد آو وار، هورایزن و …) خریداری کردم و از سونی بابت خلق این بازی های درجه یک بی نهایت سپاسگزارم. هر چند از عناوین مالتی پلتفرم خوش ساخت هم نمی توان به راحتی عبور کرد.
اخیرا مولتی پلیر بتلفید ۱ را شروع کرده ام، اما بیشتر وقتم را پای اوورواچ و GTA V می گذارم که به نظرم سرگرم کننده تر هستند.
حسام الدین جعفری
Xiaomi Mi Max
متأسفانه یا خوشبختانه موبایل برای من عضوی جدا نشدنی از زندگی شده که اکثر کارهایم را با آن انجام می دهم. من از طریق کاستوم رام MIUI با شرکت شیائومی آشنا شدم و در حال حاضر می مکس سومین تلفن همراه من از این برند چینی است. ناگفته نماند که بنده اعتقاد دارم پول زیاد برای موبایل دادن فقط اتلاف هزینه است و به نظرم عملکرد تمامی اسمارت فون ها کم و بیش شبیه به یکدیگر شده و در عمل تفاوت آنچنانی بین پرچمداران و میان رده ها وجود ندارد.
انتخاب می مکس برای من سه دلیل عمده داشت. یکی صفحه نمایش بزرگ که من را عاشق خودش کرد، دوم باتری قدرتمند که حداقل دو روز من رو از شارژ کردنش بی نیاز می کند و در آخر چیپست اسنپدراگون که به معنی کاستوم رام های متنوع و صد البته تنوع در رابط کاربری است.
Lenovo Thinkpad X1 Carbon
لپ تاپ هم یکی از گجت هایی است که هر روز با آن سر و کار دارم و از وقتی وارد تیم دیجیاتو شدم، استفاده ام از آن دو چندان شده است. به دلیل اینکه مجبور هستم دائماً لپ تاپم را با خود حمل کنم، تصمیم گرفتم تینکپد X1 کربن را بگیرم. وزن و ضخامت کم این گجت از جمله معیارهای من برای خریدش بود که در حال حاضر جوابگوی نیاز من است و از کار کردن با آن لذت می برم.
Sony NEX-5R
پس از چند روز کاری پر مشغله و درگیر بودن با محیط استرس زای شهری، دوست دارم آخر هفته ها به تفریح و بازدید از مکان های جدید بروم و صد درصد یک دوربین و یار قدیمی، برای من از ملزومات آن هستند. بنده عقیده دارم که موبایل ها هرچه قدر هم پیشرفته باشند نمی توانند جایگزین مناسبی برای دوربین های دیجیتالی باشند. به همین دلیل تصمیم گرفتم دوربینی بخرم که علی رغم سبک بودن، قابلیت های یک دوربین نسبتاً حرفه ای را نیز داشته باشد.
سپهر زنگنه
Dell N5010
این روزها دنیا هر روز بیشتر از روز قبل به سمت ساخت کالای مصرفی پیش می رود. وسایلی که جذاب و حتی کارامد هستند اما عمر زیادی ندارند و به سرعت باید با مدل دیگری جایگزین شوند. اما دل با تولید سری اقتصادی ان 5110 ثابت کرد که حتی در این شرایط هم استثناهایی وجود دارد.
این لپ تاپ نگون بخت سالیان سال است که به قلمی برای نگارش متن ها و مقالات من تبدیل شده و استفاده ای بسیار سنگین و ساعات کاری باورنکردنی را تاب آورده است. شاید جالب باشد که بدانید خاموش نکردن لپ تاپ برای هفته های متوالی به کررات در این سال ها اتفاق افتاده و این دل بیچاره هنوز به گلایه نیافتاده.
به هرحال جز دوام و جان سختی، شاید صفحه نمایش نسبتا بزرگ تنها ویژگی قابل ذکر این مدل باشد؛ محصولی که با توجه به سن و سال بالا و احتمال مرگ ناگهانی، به زودی جای خود را به لپ تاپ دیگری می دهد که البته بعید می دانم تا این حد وفادار از آب درآید.
Huawei Nova Plus
همان طور که در هم برایتان نوشته بودم، استفاده ی من از موبایل عموماً شامل تلفن و چک کردن سریع پیام های تلگرام می شود و به دلیل شرایط غیر ارگونومیک، تمایل چندانی به خرید موبایل بزرگ و چند منظوره ندارم. اما در پی مرگ تدریجی ویندوز فون، حالا مشغول سر و کله زدن با اندروید و هواوی نوا پلاس هستم که علیرغم سنگینی و بزرگی و بد دستی نسبت به نوکیای قبلی به لطف دوربین خوب و مشخصات فنی قابل قبول بخش بزرگتری از نیازهای زندگی خبرنگاری را در مواقع عدم دستری به لپ تاپ براورده می کند.
شایان ضیایی
Sony Xperia Z5
اگر بنا به صحبت درباره پرکاربرد ترین گجت باشد، مشخصاً بیشتر وقت من در روز، صرف کار با اکسپریا Z5 می شود. باید اعتراف کنم که موبایل های هوشمند، هیچوقت برایم گجت هایی با کارکردهای فراوان نبوده اند و ساده ترین انتظارات ممکن مانند ثبت تصاویر چشم نواز، پخش با کیفیت موسیقی، طراحی جسورانه و سخت افزاری قدرتمند برای اجرای بازی های سنگین را از آنها داشته ام.
اکسپریا Z5 سونی به عنوان اسمارت فونی که تمام این انتظارات را برآورده می کند، ایده آل ترین گزینه برای من به شمار می رود و تا زمانی که انتظاراتم را بالا نبرم، از آن به عنوان موبایلی بی نظیر برای گیمینگ و کارهای روزمره یاد می کنم که حتی یک بار هم ناامیدم نکرده است.
PlayStation 4
با تمام احترامی که باید برای پی سی گیمینگ قائل بود، کنسول پلی استیشن سونی نه تنها با کودکی بسیاری از ما گره خورده، بلکه تجربه ای بی نظیر از گیمینگ کژوال فراهم می آورد. به عنوان خبرنگاری در حوزه گیم که بخشی از کارش، بررسی دقیق و موشکافانه بازی های ویدیویی تلقی می شود، هیچ چیز برایم لذت بخش تر از تجربه بازی های ویدیویی در ساده ترین حالت ممکن و به دور از تمام هیاهوی صنعت بازی نیست. کافی است من را با اینترنت، پلی استیشن 4 و البته بازی های فیفا یا بتلفیلد در اتاقی تنها بگذارید تا روزها بدون نیاز به آب و غذا گذران زندگی کنم!
گذشته از این مسئله، از آن جایی که تمام کنسول های پلی استیشن را از آغاز تا به امروز خریداری کرده ام، دل کندن از فرنچایزهایی که با آنها بزرگ شده ام و تهیه کنسولی مانند اکس باکس وان، برایم کاری بسیار دشوار است. البته، محبوبیت پلی استیشن 4 برایم در حدی نیست که حاضر به تعویض کنسولم با اکس باکس وان حسین آدینه و تجربه شاهکارهای مایکروسافت نباشم.
Nintendo 3DS
مگر می شود نینتندو کنسولی بسازد و عاشق آن نشد؟ کنسول بی نظیر نینتندو 3DS که نزدیک به 5 سال پیش به بازار آمد، کماکان یکی از محبوب ترین گجت هایم به شمار می رود و بسیاری از اوقات فراغتم را صرف بازی های شاهکار آن می کنم. مهم نیست کجا هستید، مترو، تاکسی، دانشگاه، مسافرت یا هرجای دیگری؛ 3DS همواره و تحت هر شرایطی کنسولی سرگرم کننده است که البته هیچگاه شما را مجبور به گیمینگ حرفه ای نمی کند. حتی اگر تنها 10 دقیقه وقت آزاد باشید، می توانید 3DS را روشن کرده، یک یا دو مرحله از بازی هایی مانند Super Mario Bros 2 یا دانکی کانگ را پشت سر بگذارید و با ذهنی آزاد، یکبار دیگر به سراغ کارهایتان روید.
عدم محبوبیت 3DS در کشورمان، همواره یکی از مسائلی بوده که پرسشی بزرگ در ذهنم شکل داده است و دائماً از خود می پرسم چرا گیمرهای ایرانی حاضر نیستند برخی از باورهای بعضاً غلط خود درباره نینتندو را کنار گذاشته و با آغوشی باز به سراغ کنسول ها و بازی های آن بروند. 3DS، سخت افزاری است که به 5 سال پیش تعلق دارد، اما تکنولوژی های عجیب به کار رفته در آن، مانند نمایش سه بعدی بازی های ویدیویی –آن هم بدون نیاز به عینک مخصوص- سبب می شود تا کلاهم را به احترام نینتندو بردارم.
سینا گلستانه
LG G5
اینکه تلفن موبایل بیشترین گجتی است که در طول روز توسط من مورد استفاده قرار می گیرد به توضیح بیشتری احتیاج ندارد، اما در پاسخ به اینکه چرا جی ۵ را انتخاب کرده ام، باید به مزیت های این محصول نسبت به رقبا اشاره کنم.
به لطف لنز واید دستگاه امکان آزمون و خطا و تجربه های بیشتری در عکاسی وجود دارد، فرستنده ی مادون قرمز برای بازنشسته کردن ریموت کنترل های متعدد منزل لازم به نظر می رسد و البته، قابلیت تعویض باتری.
بله هنوز هم هستند کسانی که اعتقاد دارند تعویض باتری، از همراه داشتن پاور بانک کاربردی تر است!
البته با انتخاب جی ۵، سرعت بسیار بالای پرچمداران سامسونگ، یا تجربه ی کاربری آیفون را از دست می دهید و لازم است رابط کاربری نه چندان دلچسب ال جی را هم تحمل کنید.
اما باید اعتراف کنم قیمت بسیار مناسب و هدیه هایی که شرکت کره ای برای خریداران این موبایل در نظر گرفته بود هم در انتخاب بنده بی تاثیر نبوده اند.
البته از بین هدایای دستگاه، ماژول دوربین داخل پک جی ۵ آنقدری کاربردی نیست که به شکل روزانه مورد استفاده قرار گیرد، اما هدفون ارزشمند Bang & Olufsen که ال جی به خریداران اولیه ی پرچمدار خود هدیه می داد، برای من به دومین گجت پر استفاده در طول روز تبدیل شده است.
B&O Play H3
اگر بخواهم مستقیم سراغ اصل مطلب بروم باید بگویم از زمانی که این هدفون به ابزار اصلی من برای پخش موسیقی تبدیل شده، نگرانم عمرش به پایان رسیده یا خدای نکرده گم شود.
در این صورت، مطمئن هستم دیگر نمی توانم با هدفونی که زیر یک میلیون تومان قیمت داشته باشد روزگار بگذرانم و باید به اصطلاح سر کیسه را برای خرید یک هدفون گران قیمت دیگر شل کنم!
گذشته از کیفیت پخش بسیار مناسب، این هدفون به حدی سبک ساخته شده که همراه داشتنش را به کلی فراموش می کنید، اما ای کاش سازنده در ازای اندکی وزن بیشتر، سیم دستگاه را به جای پلاستیک با الیاف دیگر مثل پارچه می ساخت تا انعطاف پذیر تر باشد و کمتر به گره زدن خود تمایل داشته باشد.
خصوصاً با توجه به اینکه سیم این هدفون بر خلاف مدل های اندکی گران قیمت تر، قابل تعویض نیست و اگر خراب شود، غیر از شل کردن سر کیسه انتخاب دیگری وجود ندارد.
JBL Go
در نهایت به سومین گجت پر استفاده در طول روز می رسیم که باز هم به دنیای موسیقی تعلق دارد. این گجت اسپیکر بلوتوث JBL Go به حساب می آید که بسیار کوچک است و به هیچ عنوان نمی توان آن را از نظر کیفیت صدا بهترینِ بازار دانست.
اما بدون تردید محصول ریز نقش JBL در رنج قیمت صد هزار تومان از ارزش خرید بسیار بالایی برخوردار است و نسبت به رقبای عمدتاً چینی خود، کیفیت پخش و عمر باتری مناسب تری دارد.
قبل از این اسپیکر کوچک، یک مک بوک پروی ۱۵ اینچی همدم و طبعاً ابزار پخش موسیقی بنده بود که پس از ۸ سال خدمت بی منت، سرانجام به تازگی پایان عمر نه چندان کوتاهش را فریاد کشید و خاموش شد، آن هم در حالی که هنوز هم تازه ترین نسخه از سیستم عامل سازنده را به شکل رایگان دریافت کرده بود و بدون تاخیر و مشکل اجرا می کرد.
پس از آن مدتی را تلاش کردم iPad Air 2 را با لپ تاپ جایگزین کنم، اما این ایده با شکست مواجه شد و حالا مشخص نیست تبلت مغموم در کدام گوشه از منزل در خاموشی، سرنوشت نه چندان دلچسب خود را مرور می کند.
شاید تولید کنندگان تبلت هم به نتایج مشابهی رسیده اند که در سال گذشته شاهد عرضه ی نسل جدید برای بسیاری از مدل های نام آشنای بازار نبوده ایم.
آخرین دیدگاهها