از رئالیسم جادویی تا آکیلس ریفت؛ 25 شخصیت تاثیرگذار در توسعه واقعیت مجازی
«من در یکی از اتاق های بازجویی گوانتانامو نشسته ام، مثل یک سگ نفس نفس می زنم، در وضعیتی زجرآور چمباتمه زده ام، ماهیچه ها از درد فریاد می کشند. در دنیایی خیالی شناور هستم، درختان شفاف که ریشه در فضایی متغیر دوانده اند به دور من، نور کرم های شب تاب از مقابل دیدگانم عبور می کنند. در قفسی دراز کشیده ام – ورای مرجان ها، ورای نور – و تاریکی ژرف اقیانوس به ملاقاتم می آید.»
زمان، مکان و حتی ضمیر می تواند معنای خود را در چنین ابداعاتی که با رشته های ظریفی از حقیقت خیال پردازی شده اند از دست بدهد؛ شوخی هایی پوچ گرایانه در بطن رئالیسم جادویی و توهماتی ساختگی که موجب گسترش ذهن می شوند.
برخلاف ماهیت ناپایدار رویاها، دنیاهای ساخته شده در واقعیت مجازی، همان جا باقی می مانند. آنها منتظر بازگشت شما هستند، آنها می دانند که شما آن جا هستید و چیزی که می شنوید یا می بینید را کنترل می کنند. امروز، دستگاه های واقعیت مجازی با قیمت پایه کمتر از 100 دلار فروخته می شوند و به کمک موبایل های هوشمند، کامپیوترها یا کنسول های بازی عمل می کنند.
اما این موضوع همیشه صادق نبوده است. تکامل آرام و طولانی واقعیت مجازی، با موفقیت های تعجب آور و شکست های بی پایان صورت گرفته است. این سفری بوده در میان آزمایشگاه های سری، آزمایش های بزرگ، کنسول های بازی و سگ های ربات. پنداشته های واقعیت مجازی، در تمام مکتب های فکری و در میان بسیاری از نویسندگان، بازیگران، فیلسوفان، ریاضی دانان، موسیقی دانان، متفکران و دانشمندان به چشم می خورد.
برخی با هدف بهبود تئاترهای پخش فیلم به سمت این تکنولوژی جذب شدند و برخی دیگر آن را فرصتی شمردند برای درمان پریشانی. برای عده ای، تفاخر غایی بوده و برای دیگران، بهترین مدیوم برای هیجان نمایی، یا ابزاری برای فضانوردان، یا راهی برای حضور در یک زمان و در دو مکان، یا موتوری برای بازی سازی و یا راهی برای گسترش ذهن.
طی روندی 50 ساله، مبدعان واقعیت مجازی تلاش های زیادی برای تحقق این ابزار خلاقیت کرده اند و به گونه های مختلف، در حال تطابق سازی، اقتباس، تکامل و تلاش هرچه بیشتر بوده اند.
خطی مستقیم از دستگاه Sensorama مارت هِیلیگ که در سال 1958 ساخته شد تا آکیلس ریفت پالمر لاکی کشیده شده است. این همان خطی است که از چهار حوزه دیگر واقعیت مجازی، مغزهای متفکر MIT، ناسا و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی عبور می کند. همین خط است که از استادان به دانشجویان کشیده شده، از چند دهه تحقیق عبور کرده و باعث شده واقعیت مجازی بالاخره نامی داشته باشد و بازاری میان گیمرها، دارندگان گجت ها و شاید یک روز، میان هرکس دیگر.
این مقاله، نگاهی کوتاه خواهد داشت به تاریخچه عمیق واقعیت مجازی و افرادی که به شکل گیری آن به مرور زمان کمک کردند. این مقاله شامل 25 مبدع برتر حوزه واقعیت مجازی بوده و ریشه آن به مورت هیلیگ، کسی که به زعم بسیاری پدر تکنولوژی مورد بحث است باز می گردد.
سنسوراما – مورت هیلیگ (1958)
تصور کنید سال 1964 است و شما به یک مرکز تفریحی در میدان تایمز می روید. مبهوت سرگرمی های مکانیکی موجود در آن جا خواهید شد. ممکن است یک بازی شکار اردک را مشاهده کنید که سلاح های آن روی پایه های فلزی قرار گرفته اند، چند بازی پینبال مانند Riverboat و شاید یک بازی بوکس Big Champ هم در گوشه و کنار به چشم می خورد.
در کنار یک در، با سازه ای عظیم مواجه می شوید. ابتدا به نظر می رسد که ماشینی عظیم الجثه برای فروش سیگار و نوشابه باشد، اما یک صندلی هم در مقابل آن قرار گرفته است که به داخل دستگاه سُر می خورد. لغت «سنسوراما» هم با به آرامی در بالای دستگاه می درخشد.
برای آوردن دستگاه به حیات، کافی است یک سکه در آن بیندازید. خیلی زود متوجه می شوید که در حال دوچرخه سواری در منهتن هستید. صندلی شما صدایی تولید می کند و یک پنکه هم باد را به صورت تان می زند. نمایشگری بزرگ در حال نمایش تمام-رنگی شهر است و ناگهان می توانید حتی بوی حضور در آن جا را هم احساس کنید.
«او ساخت نسخه آزمایشی دستگاه را در سال 1958 شروع کرد.» ماریان هیلیگ ادامه می دهد: «در سال 1960، تولید دستگاه تقریباً به پایان رسید و تا سال 1964 به خوبی کار می کرد. او حتی دستگاهش را به خبرنگاران نشان داده بود و مقالاتی درباره آن نوشته شده بود.»
هر شخص می توانست از میان 4 فیلم موجود در دستگاه، یکی را انتخاب کند. با وجود پتانسیل های سنسوراما، بهترین کاری که هیلیگ توانست برای ابداع خود انجام دهد، قرار دادنش در پارک های تفریحاتی، کنار کابینت های آرکید یا گذاشتن آن برای مدتی در مجتمعی واقع در نیویورک بود. «سنسوراما از لحاظ تئوری، موفقیت هایی داشت اما در بهترین حالت به عنوان دستگاهی ساخته شده از سر کنجکاوی شناخته شد.»
شمشیر دموکلس – ایوان ساترلند (1966)
در حالی که مورت هیلیگ به سختی در تلاش بود تا بر مشکلات موجود بر سر راهش فائق آید و راهی برای جذب سرمایه برای ماشین واقعیت مجازی خود بیابد، ایوان ساترلند در حال دریافت مدرک لیسانس خود در زمینه مهندسی الکتریک از انستیتوی تکنولوژی کارنژ بود. وی بعد توانست مدرک فوق لیسانس خود را از کالتک و سپس دکترا را از MIT دریافت کند.
ساترلند که بعداً تاثیری عمیق روی گرافیک کامپیوتری گذاشت و به عنوان پدر این علم شناخته می شود، در سال 1996 اولین نمایشگر واقعیت مجازی خود را که روی سر قرار می گرفت ابداع کرد. کار او روی چیزی که به نام Ultimate Display شناخته می شد، در سال 1965 آغاز گشت؛ یعنی زم&
آخرین دیدگاهها