Tagچه

سرویس DNS چیست و چه نقشی در از کار افتادن اینترنت دارد

سرویس DNS چیست و چه نقشی در از کار افتادن اینترنت دارد

همان طور که اطلاع یافتید، ، زیرا گروهی از هکرها توانستند حمله ای از نوع توزیع شده (DDoS) را روی سرورهای Dyn ترتیب دهند، که یکی از بزرگ ترین میزبان های سرویس DNS به شمار می رود.

هنوز مشخص نیست که چه کسی حمله را صورت داده، اما فارغ از این موضوع، اکنون همه می دانند که از کار انداختن بخش بزرگی از شبکه اینترنت از سوی هکرهای زبده چقدر ساده و راحت صورت می گیرد.

در همین رابطه Dyn بیانیه زیر را صادر نمود:

ساعت 11:10 روز جمعه 21 اکتبر، حملات گسترده DDoS روی زیرساخت DNS تحت مدیریت Dyn صورت گرفت که به سرعت، عملیات نظارت و دفع آن آغاز گشت. با این حال ممکن است برخی از مشتریان با تأخیر در دریافت پاسخ از DNS مواجه شوند. در صورت کسب اطلاعات بیشتر، شما را در جریان قرار خواهیم داد.

اینکه می بینیم وب سایت های بزرگی همچون توئیتر، اسپاتیفای، ردیت، اتسی، وایرد، پی پَل و بسیاری دیگر به سادگی و در یک آن از سرویس دهی خارج می شوند، کمی غیر قابل باور است. هنوز جزئیات دیگری از این حمله در دست نیست، جز اینکه می دانیم روش اجرای آن در قالب DDoS بوده.

با این حال، درک وضعیت موجود برای بسیاری از کاربران سودمند خواهد بود، زیرا با یکی از پایه ای ترین کارکردهای اینترنت سر و کار دارد. بنابراین در این نوشته قصد داریم کمی دقیق تر به روش عملکرد وب توجه کنیم.

از چه فناوری هایی استفاده می کنیم؟

DNS یا به منزله دفترچه تلفن اینترنت است، و درخواست برای ارتباط با صفحات وب را تسهیل می نماید. در واقع این سرویس تضمین می کند زمانی که آدرس پایگاهی را در مرورگرتان وارد می کنید، به همانجا هدایت شوید.

هکرها هم از این وضعیت سوء استفاده می کنند و هر از گاهی، حملاتی را علیه تأمین کنندگان سرویس DNS ترتیب می دهند تا وب سایت های خدمات گیرنده را از کار بیاندازند. امروز نیز چنین وضعیتی برای توئیتر، ردیت، پی پَل و غیره رخ داد.

حال اگر بخواهیم نحوه عملکرد DNS را به طور دقیق تری درک کنیم، باید عمیق تر به موضوع بنگریم و ترتیبی از عملیات را در نظر داشته باشیم که از یک کاربر عادی شروع می شود. این فرد پشت یکی از بی شمار کامپیوترهای متصل به شبکه ای از کابل های زیرزمینی به هم پیوسته قرار دارد.

تمامی گره های موجود در این شبکه از طریق عددی اختصاصی شناخته می شوند که آدرس آی پی (IP) نام دارد. سرویس DNS در واقع آدرس های URL را به آدرس های IP تبدیل می نماید.

زمانی که آدرسی مانند www.digiato.com را در بخش مربوطه تایپ کرده و دکمه اینتر را بفشارید، مرورگر با ایجاد ارتباط و پینگ کردن چندین سرور، اقدام به شناسایی محل نهایی وب سایت مورد نظر شما می کند. در واقع این روند کمی پیچیده است، اما به گونه ای طراحی شده که شما را از مرورگر به وب سایت مربوطه برساند.

نکته مهم این است که فرایند پیچیده فوق تقریباً در آن واحد و بدون هیچ تأخیری صورت می گیرد. در واقع هر زمان که به مرور وب مشغولید و ده ها پنجره مختلف را باز می کنید، کامپیوتر شما مشغول ارسال درخواست های متعدد به سرورهای گوناگون در سرتاسر جهان بوده تا مقصد هر کدام از آدرس های مورد نیاز شما را تشخیص دهد.

معمولاً همه چیز مرتب است و شما به هیچ وجه متوجه این سلسله عملیات نخواهید شد، مگر اینکه واقعه ای غیرمترقبه رخ داده و یکی از حلقه های زنجیر فوق مفقود گردد، یا به درستی عمل نکند.

عملیات چگونه مختل می شود؟

حمله DDoS نوعی عملیات متداول بین هکرهاست که در آن از چندین کامپیوتر قربانی برای هجوم به یک سیستم و بارگذاری درخواست های بیش از اندازه روی آن استفاده می شود. در روش DDoS مهاجمین معمولاً از کامپیوترهای آلوده برای تشکیل سیلابی از ترافیک داده از هزاران یا حتی صدها هزار منبع مختلف بهره می گیرند.

هکرها با استفاده از سیستم های کامپیوتری متعدد، قادرند هرگونه مسدود سازی IP های منفرد را دور بزنند، در نتیجه شناسایی درخواست های معتبر از آنهایی که به قصد حمله ارسال شده اند، تقریباً ناممکن خواهد بود.

در حمله امروز صبح، مهاجمین توانستند سرورهای Dyn را که یکی از میزبان های DNS معتبر و پر کاربرد در مدیریت سایت هایی همچون بیس کمپ، سی ان ان، اتسی، گیت هاب، گراب هاب، اچ بی او، پی پَل، پلی استیشن نتورک، ردیت، توئیتر و غیره به شمار می رود، از کار بیندازند.

زمانی که سرورهای Dyn جواب ندهند، مرورگرها نمی دانند اطلاعات مربوط به وب سایت درخواستی شما را از کجا پیدا کنند و بنابراین داده ای برای نمایش در اختیار نخواهند داشت.

این نوع حمله نسبتاً متداول است و هر از گاهی، هکرها با جمع آوری لشکری از کامپیوترهای شخصی آلوده به بدافزار، یک را تشکیل می دهند. معمولاً افرادی که سیستم هایشان برای حمله استفاده می شود، خبری از این موضوع ندارند.

در سال 2014 گروه لیزارد اسکواد با بهره گیری از همین روش توانست شبکه پلی استیشن و اکس باکس لایو را به طور کامل از کار بیندازد. همچنین در سال 2015 نیز تروجانی با نام XOR DDoS بات نت قدرتمندی را تشکیل داد که قادر به زمین گیر کردن هر سرور یا وب سایتی بود.

البته روش هایی برای مقابله با حملات DDoS نیز وجود دارد. یکی از این روش ها، نمونه گیری از جریان داده است که در آن، سیستم اقدام به نمونه برداری از بسته های داده نموده و الگوی ارسال آنها را کشف می نماید. بدین ترتیب می تواند درخواست های معتبر و واقعی را از سیلاب تهاجمی تشخیص دهد.

چگونه از خودمان محافظت کنیم؟

در افق پیش رو، پاسخ به این سؤال بسیار دشوار است، ضمن اینکه حملاتی از این دست می تواند دسترسی میلیون ها شهروند را به وب سایت های پرکاربرد قطع کرده، و ضرری چند میلیون دلاری را برای کمپانی های مربوطه به بار آورد.

در دنیای کامپیوتر و حوزه امنیت، به محض اینکه شرکت های حفاظتی بتوانند روشی برای حفاظت از سرورهای مراکزی همچون Dyn ارائه کنند، هکرها هم راهکار نوینی را برای حمله به آنها خواهند یافت. در مورد زیرساخت DNS بسیاری از کارشناسان معتقدند بهترین روش موجود، بهره گیری از تکنیک افزونگی است.

در این روش، وب سایت ها به جای اینکه به یک سرویس دهنده DNS متکی باشند، اطلاعات خود را روی چندین سرور در سرتاسر جهان پخش می کنند و بنابراین با از کار افتادن یکی از آنها، وب سایت به طور کامل از دسترس خارج نمی شود.

لازم به ذکر است Dyn توانست پس از حدود یک ساعت، حمله DDoS به زیرساخت DNS را دفع نماید و شرایط به حالت عادی برگشته، اما مشخص نیست که آنها چگونه به این مهم نائل آمده اند.

The post appeared first on .

سرویس DNS چیست و چه نقشی در از کار افتادن اینترنت دارد

همان طور که اطلاع یافتید، ، زیرا گروهی از هکرها توانستند حمله ای از نوع توزیع شده (DDoS) را روی سرورهای Dyn ترتیب دهند، که یکی از بزرگ ترین میزبان های سرویس DNS به شمار می رود.

هنوز مشخص نیست که چه کسی حمله را صورت داده، اما فارغ از این موضوع، اکنون همه می دانند که از کار انداختن بخش بزرگی از شبکه اینترنت از سوی هکرهای زبده چقدر ساده و راحت صورت می گیرد.

در همین رابطه Dyn بیانیه زیر را صادر نمود:

ساعت 11:10 روز جمعه 21 اکتبر، حملات گسترده DDoS روی زیرساخت DNS تحت مدیریت Dyn صورت گرفت که به سرعت، عملیات نظارت و دفع آن آغاز گشت. با این حال ممکن است برخی از مشتریان با تأخیر در دریافت پاسخ از DNS مواجه شوند. در صورت کسب اطلاعات بیشتر، شما را در جریان قرار خواهیم داد.

اینکه می بینیم وب سایت های بزرگی همچون توئیتر، اسپاتیفای، ردیت، اتسی، وایرد، پی پَل و بسیاری دیگر به سادگی و در یک آن از سرویس دهی خارج می شوند، کمی غیر قابل باور است. هنوز جزئیات دیگری از این حمله در دست نیست، جز اینکه می دانیم روش اجرای آن در قالب DDoS بوده.

با این حال، درک وضعیت موجود برای بسیاری از کاربران سودمند خواهد بود، زیرا با یکی از پایه ای ترین کارکردهای اینترنت سر و کار دارد. بنابراین در این نوشته قصد داریم کمی دقیق تر به روش عملکرد وب توجه کنیم.

از چه فناوری هایی استفاده می کنیم؟

DNS یا به منزله دفترچه تلفن اینترنت است، و درخواست برای ارتباط با صفحات وب را تسهیل می نماید. در واقع این سرویس تضمین می کند زمانی که آدرس پایگاهی را در مرورگرتان وارد می کنید، به همانجا هدایت شوید.

هکرها هم از این وضعیت سوء استفاده می کنند و هر از گاهی، حملاتی را علیه تأمین کنندگان سرویس DNS ترتیب می دهند تا وب سایت های خدمات گیرنده را از کار بیاندازند. امروز نیز چنین وضعیتی برای توئیتر، ردیت، پی پَل و غیره رخ داد.

حال اگر بخواهیم نحوه عملکرد DNS را به طور دقیق تری درک کنیم، باید عمیق تر به موضوع بنگریم و ترتیبی از عملیات را در نظر داشته باشیم که از یک کاربر عادی شروع می شود. این فرد پشت یکی از بی شمار کامپیوترهای متصل به شبکه ای از کابل های زیرزمینی به هم پیوسته قرار دارد.

تمامی گره های موجود در این شبکه از طریق عددی اختصاصی شناخته می شوند که آدرس آی پی (IP) نام دارد. سرویس DNS در واقع آدرس های URL را به آدرس های IP تبدیل می نماید.

زمانی که آدرسی مانند www.digiato.com را در بخش مربوطه تایپ کرده و دکمه اینتر را بفشارید، مرورگر با ایجاد ارتباط و پینگ کردن چندین سرور، اقدام به شناسایی محل نهایی وب سایت مورد نظر شما می کند. در واقع این روند کمی پیچیده است، اما به گونه ای طراحی شده که شما را از مرورگر به وب سایت مربوطه برساند.

نکته مهم این است که فرایند پیچیده فوق تقریباً در آن واحد و بدون هیچ تأخیری صورت می گیرد. در واقع هر زمان که به مرور وب مشغولید و ده ها پنجره مختلف را باز می کنید، کامپیوتر شما مشغول ارسال درخواست های متعدد به سرورهای گوناگون در سرتاسر جهان بوده تا مقصد هر کدام از آدرس های مورد نیاز شما را تشخیص دهد.

معمولاً همه چیز مرتب است و شما به هیچ وجه متوجه این سلسله عملیات نخواهید شد، مگر اینکه واقعه ای غیرمترقبه رخ داده و یکی از حلقه های زنجیر فوق مفقود گردد، یا به درستی عمل نکند.

عملیات چگونه مختل می شود؟

حمله DDoS نوعی عملیات متداول بین هکرهاست که در آن از چندین کامپیوتر قربانی برای هجوم به یک سیستم و بارگذاری درخواست های بیش از اندازه روی آن استفاده می شود. در روش DDoS مهاجمین معمولاً از کامپیوترهای آلوده برای تشکیل سیلابی از ترافیک داده از هزاران یا حتی صدها هزار منبع مختلف بهره می گیرند.

هکرها با استفاده از سیستم های کامپیوتری متعدد، قادرند هرگونه مسدود سازی IP های منفرد را دور بزنند، در نتیجه شناسایی درخواست های معتبر از آنهایی که به قصد حمله ارسال شده اند، تقریباً ناممکن خواهد بود.

در حمله امروز صبح، مهاجمین توانستند سرورهای Dyn را که یکی از میزبان های DNS معتبر و پر کاربرد در مدیریت سایت هایی همچون بیس کمپ، سی ان ان، اتسی، گیت هاب، گراب هاب، اچ بی او، پی پَل، پلی استیشن نتورک، ردیت، توئیتر و غیره به شمار می رود، از کار بیندازند.

زمانی که سرورهای Dyn جواب ندهند، مرورگرها نمی دانند اطلاعات مربوط به وب سایت درخواستی شما را از کجا پیدا کنند و بنابراین داده ای برای نمایش در اختیار نخواهند داشت.

این نوع حمله نسبتاً متداول است و هر از گاهی، هکرها با جمع آوری لشکری از کامپیوترهای شخصی آلوده به بدافزار، یک را تشکیل می دهند. معمولاً افرادی که سیستم هایشان برای حمله استفاده می شود، خبری از این موضوع ندارند.

در سال 2014 گروه لیزارد اسکواد با بهره گیری از همین روش توانست شبکه پلی استیشن و اکس باکس لایو را به طور کامل از کار بیندازد. همچنین در سال 2015 نیز تروجانی با نام XOR DDoS بات نت قدرتمندی را تشکیل داد که قادر به زمین گیر کردن هر سرور یا وب سایتی بود.

البته روش هایی برای مقابله با حملات DDoS نیز وجود دارد. یکی از این روش ها، نمونه گیری از جریان داده است که در آن، سیستم اقدام به نمونه برداری از بسته های داده نموده و الگوی ارسال آنها را کشف می نماید. بدین ترتیب می تواند درخواست های معتبر و واقعی را از سیلاب تهاجمی تشخیص دهد.

چگونه از خودمان محافظت کنیم؟

در افق پیش رو، پاسخ به این سؤال بسیار دشوار است، ضمن اینکه حملاتی از این دست می تواند دسترسی میلیون ها شهروند را به وب سایت های پرکاربرد قطع کرده، و ضرری چند میلیون دلاری را برای کمپانی های مربوطه به بار آورد.

در دنیای کامپیوتر و حوزه امنیت، به محض اینکه شرکت های حفاظتی بتوانند روشی برای حفاظت از سرورهای مراکزی همچون Dyn ارائه کنند، هکرها هم راهکار نوینی را برای حمله به آنها خواهند یافت. در مورد زیرساخت DNS بسیاری از کارشناسان معتقدند بهترین روش موجود، بهره گیری از تکنیک افزونگی است.

در این روش، وب سایت ها به جای اینکه به یک سرویس دهنده DNS متکی باشند، اطلاعات خود را روی چندین سرور در سرتاسر جهان پخش می کنند و بنابراین با از کار افتادن یکی از آنها، وب سایت به طور کامل از دسترس خارج نمی شود.

لازم به ذکر است Dyn توانست پس از حدود یک ساعت، حمله DDoS به زیرساخت DNS را دفع نماید و شرایط به حالت عادی برگشته، اما مشخص نیست که آنها چگونه به این مهم نائل آمده اند.

The post appeared first on .

سرویس DNS چیست و چه نقشی در از کار افتادن اینترنت دارد

برندگان نوبل دقیقاً چه جایزه ای را دریافت می کنند؟

برندگان نوبل دقیقاً چه جایزه ای را دریافت می کنند؟

جایزه نوبل تنها یک تقدیر خشک و خالی نیست، بلکه برندگان این عنوان ارزشمند بین المللی یک مدال طلای 18 عیار به همراه مبلغی در حدود یک میلیون دلار دریافت می دارند.

تصمیم بر اهدای این جایزه نقدی، به پایه گذار این عمل یعنی آلفرد نوبل، شیمیدان و کارآفرین سوئدی بر می گردد که دینامیت را اختراع کرد. او به خاطر کاربرد نظامی اختراعش بسیار ناراحت بود، به همین دلیل در زمان مرگ تصمیم گرفت از سود دارایی هایش (که اکنون ارزشی بالغ بر 197.4 میلیون دلار دارد) هر سال 5 جایزه مختلف را به افراد برجسته رشته های گوناگون اهدا نماید.

او همچنین به صراحت اعلام کرد جوایز رشته های فیزیک و شیمی توسط فرهنگستان علوم سوئد، جایزه فیزیولوژی و پزشکی توسط مؤسسه کارولین در استکهلم، جایزه ادبیات از سوی فرهنگستان استکهلم و نوبل صلح نیز از سوی کمیته ای اختصاصی اهدا گردد.

امسال بنیاد نوبل اعلام کرد برای سال 2016 مبلغ نقدی جایزه تقریباً برابر با 8 میلیون کرون سوئد، یا به عبارتی 923179 دلار خواهد بود. مدال طلا نیز به تنهایی ارزش بالایی دارد، به گونه ای که دو نفر از برندگان نوبل در سال های قبل توانستند مدال هایشان را به مبالغ 756 هزار دلار و 4.7 میلیون دلار به فروش برسانند.

ذکر این نکته ضروریست که به هرکدام از برندگان یک مدال طلا اهدا می شود، اما اگر در رشته ای بیش از یک برنده انتخاب گردد، مبلغ نقدی بین آنها تقسیم خواهد شد.

به عنوان مثال چند روز قبل خواندید که به سه دانشمند برای بررسی حالات خاص ماده اهدا شد. این سه نفر «دیوید تولس» از دانشگاه واشینگتن، «دانکن هالدین» از دانشگاه پرینستون و «مایکل کوسترلیتز» از دانشگاه براون بودند.

طبق تصمیم هیئت داوران، «تولس» نیمی از جایزه نقدی یعنی 461589 هزار دلار را دریافت کرد، و به دو دانشمند دیگر نیز هرکدام یک چهارم مبلغ یعنی 230794 هزار دلار اهدا شد.

نیز سه برنده داشت: «ژان پیر سوواژ» از دانشگاه استراسبورگ، «فراسر استودارت» از دانشگاه نورث وسترن، و «بن فرینگا» از دانشگاه گرونینگن که همگی در حوزه نانوتکنولوژی فعالیت داشتند. این سه نفر سهمی یکسان را از جایزه نقدی کسب کردند، یعنی به هرکدام از آنها 307726 دلار رسید.

تنها برنده یعنی «یوشینوری اسومی» از مؤسسه تکنولوژی توکیو به تنهایی تمامی جایزه 923179 دلاری را به خاطر تلاش هایش در شناخت پدیده اتوفاژی دریافت نمود.

امروز نیز خواندید که به «خوان مانوئل سانتوس» رئیس جمهور کلمبیا به خاطر تلاش در برقراری صلح و پایان دادن به بیش از نیم قرن جنگ داخلی در این کشور اهدا شد.

گفتنی است باراک اوباما که در سال 2009 نوبل صلح را دریافت کرد، تمامی مبلغ جایزه نقدی را به نهادهای خیریه بخشید. انتظار می رود طی چند روز آینده برندگان جوایز نوبل ادبیات و اقتصاد نیز معرفی گردند.

The post appeared first on .

برندگان نوبل دقیقاً چه جایزه ای را دریافت می کنند؟

جایزه نوبل تنها یک تقدیر خشک و خالی نیست، بلکه برندگان این عنوان ارزشمند بین المللی یک مدال طلای 18 عیار به همراه مبلغی در حدود یک میلیون دلار دریافت می دارند.

تصمیم بر اهدای این جایزه نقدی، به پایه گذار این عمل یعنی آلفرد نوبل، شیمیدان و کارآفرین سوئدی بر می گردد که دینامیت را اختراع کرد. او به خاطر کاربرد نظامی اختراعش بسیار ناراحت بود، به همین دلیل در زمان مرگ تصمیم گرفت از سود دارایی هایش (که اکنون ارزشی بالغ بر 197.4 میلیون دلار دارد) هر سال 5 جایزه مختلف را به افراد برجسته رشته های گوناگون اهدا نماید.

او همچنین به صراحت اعلام کرد جوایز رشته های فیزیک و شیمی توسط فرهنگستان علوم سوئد، جایزه فیزیولوژی و پزشکی توسط مؤسسه کارولین در استکهلم، جایزه ادبیات از سوی فرهنگستان استکهلم و نوبل صلح نیز از سوی کمیته ای اختصاصی اهدا گردد.

امسال بنیاد نوبل اعلام کرد برای سال 2016 مبلغ نقدی جایزه تقریباً برابر با 8 میلیون کرون سوئد، یا به عبارتی 923179 دلار خواهد بود. مدال طلا نیز به تنهایی ارزش بالایی دارد، به گونه ای که دو نفر از برندگان نوبل در سال های قبل توانستند مدال هایشان را به مبالغ 756 هزار دلار و 4.7 میلیون دلار به فروش برسانند.

ذکر این نکته ضروریست که به هرکدام از برندگان یک مدال طلا اهدا می شود، اما اگر در رشته ای بیش از یک برنده انتخاب گردد، مبلغ نقدی بین آنها تقسیم خواهد شد.

به عنوان مثال چند روز قبل خواندید که به سه دانشمند برای بررسی حالات خاص ماده اهدا شد. این سه نفر «دیوید تولس» از دانشگاه واشینگتن، «دانکن هالدین» از دانشگاه پرینستون و «مایکل کوسترلیتز» از دانشگاه براون بودند.

طبق تصمیم هیئت داوران، «تولس» نیمی از جایزه نقدی یعنی 461589 هزار دلار را دریافت کرد، و به دو دانشمند دیگر نیز هرکدام یک چهارم مبلغ یعنی 230794 هزار دلار اهدا شد.

نیز سه برنده داشت: «ژان پیر سوواژ» از دانشگاه استراسبورگ، «فراسر استودارت» از دانشگاه نورث وسترن، و «بن فرینگا» از دانشگاه گرونینگن که همگی در حوزه نانوتکنولوژی فعالیت داشتند. این سه نفر سهمی یکسان را از جایزه نقدی کسب کردند، یعنی به هرکدام از آنها 307726 دلار رسید.

تنها برنده یعنی «یوشینوری اسومی» از مؤسسه تکنولوژی توکیو به تنهایی تمامی جایزه 923179 دلاری را به خاطر تلاش هایش در شناخت پدیده اتوفاژی دریافت نمود.

امروز نیز خواندید که به «خوان مانوئل سانتوس» رئیس جمهور کلمبیا به خاطر تلاش در برقراری صلح و پایان دادن به بیش از نیم قرن جنگ داخلی در این کشور اهدا شد.

گفتنی است باراک اوباما که در سال 2009 نوبل صلح را دریافت کرد، تمامی مبلغ جایزه نقدی را به نهادهای خیریه بخشید. انتظار می رود طی چند روز آینده برندگان جوایز نوبل ادبیات و اقتصاد نیز معرفی گردند.

The post appeared first on .

برندگان نوبل دقیقاً چه جایزه ای را دریافت می کنند؟

اندروید 7.1 در پیکسل ها چه تفاوتی با سایر موبایل های اندرویدی دارد؟

اندروید 7.1 در پیکسل ها چه تفاوتی با سایر موبایل های اندرویدی دارد؟

دو روز پیش بود که گوگل از اولین اسمارت فون های ساخته خود رونمایی کرد. گوگل پیکسل و پیکسل XL نخستین گجت های هوشمندی هستند که با اندروید 7.1 نوقا به دست مشتریان خواهند رسید.

نکته بسیار جالب در مورد آپدیت 7.1 این است که برخی خصوصیات آن تنها در انحصار موبایل های پیکسل خواهد بود. پیکسل لانچر یکی از این موارد انحصاری به شمار می رود که مدتی است به آن پی برده ایم. فضای بی نهایت برای ذخیره سازی و لرزشگیر تصویر الکترونیکی (EIS) نیز جز همین موارد هستند که احتمالا آن ها را می دانستید.

اما شاید غافلگیر شوید اگر بدانید که Google Assistant، آیکن پویای تقویم و چند قابلیت دیگر نیز فقط در انحصار موبایل های پیکسل خواهند بود. بسیار عجیب است که چرا گوگل امکان استفاده از Assistant را فقط در انحصار صاحبان گجت های پیکسل قرار داده است. شاید علت این بوده که می خواسته تمایز بزرگی میان اسمارت فون های تولید خود و سایر شرکت های سازنده تلفن های هوشمند ایجاد کند.

در ادامه فهرست ویژگی های انحصاری موبایل های پیکسل و فهرست تغییرات عمومی اندروید 7.1 را با یکدیگر از نظر می گذرانیم تا به تفاوت های این دو پی ببریم. لازم به ذکر است که این دو فهرست رسمی نبوده و در وبلاگ توسعه دهندگان گوگل منتشر نشده اند، بلکه وبسایت اندروید پلیس از طریق یکی از منابع خود در گوگل به آن ها دست یافته است:

ویژگی های انحصاری موبایل های پیکسل

  • Pixel Launcher – سوایپ برای دسترسی به تمام اپلیکیشن ها، باکس جستجوی جدید، هدر تاریخ/پیش بینی وضعیت جوی در صفحه خانه
  • Google Assistant
  • بی نهایت فضای ذخیره سازی عکس و ویدئو در اپلیکیشن Google Photos
  • Smart Storage: هنگام پر شدن حافظه، دستگاه به طور خودکار نسخه های پشتیبان تصاویر و ویدئوهای قدیمی را پاک می کند
  • امکان اشتراک گذاری صفحه نمایش، پشتیبانی از Phone/Chat
  • آداپتور Quick Switch برای مهاجرت از آیفون یا موبایل های اندرویدی دیگر به پیکسل
  • اپلیکیشن دوربین Pixel Camera با قابلیت هایی همچون EIS 2.0 و ثبت تصاویر +HDR
  • پردازنده Sensor Hub دارای تعامل نزدیک با حسگرهای شتاب و ژیروسکوپ + اتصال به اینترنت دیتا، وای فای و جی پی اس
  • آیکن های جدید نوار مسیریابی که برای تعامل با Assistant هم استفاده می شوند
  • امکان تغییر تم رنگی SysUI
  • انتخاب کننده والپیپر با والپیپرها و صداهای جدید
  • ظاهر جدید صفحه تنظیمات اولیه سیستم عامل
  • آیکن تقویم پویا

فهرست تغییرات اندروید 7.1 نوقا

  • حالت Night Light برای مطالعه آسان در شب
  • بهبود عملکرد تاچ و نمایشگر
  • Moves (ژست های حرکتی برای حسگر اثر انگشت)
  • آپدیت های یک پارچه تحت سرور
  • حالت Daydream VR
  • Manual storage manager برای یافتن اپلیکیشن ها و فایل های اشغال کننده از حافظه
  • تنظیمات توسعه دهندگان شامل:

میان برهای اپلیکیشن ها / API های مدیریت میان برها

پشتیبانی از آیکن های دایره ای شکل

امکان بارگذاری تصویر در کیبورد

ژست حرکتی برای حسگر اثر انگشت جهت باز و بسته کردن نوار اعلان ها

مدیریت دستی حافظه با هدف مدیریت اپلیکیشن ها

متادیتای بهبود یافته برای والپیپرها

پشتیبانی از تماس های Multi-endpoint

پشتیبانی از نیازهای اپراتورهای همراه از جمله PCDMA برای امنیت تماس های صوتی

نکته خوب اینجاست که کلیه موبایل های دریافت کننده اندروید 7.1 می توانند از قابلیت Night Light و ژست های حرکتی ویژه حسگر اثر انگشت برخوردار باشند.

The post appeared first on .

اندروید 7.1 در پیکسل ها چه تفاوتی با سایر موبایل های اندرویدی دارد؟

دو روز پیش بود که گوگل از اولین اسمارت فون های ساخته خود رونمایی کرد. گوگل پیکسل و پیکسل XL نخستین گجت های هوشمندی هستند که با اندروید 7.1 نوقا به دست مشتریان خواهند رسید.

نکته بسیار جالب در مورد آپدیت 7.1 این است که برخی خصوصیات آن تنها در انحصار موبایل های پیکسل خواهد بود. پیکسل لانچر یکی از این موارد انحصاری به شمار می رود که مدتی است به آن پی برده ایم. فضای بی نهایت برای ذخیره سازی و لرزشگیر تصویر الکترونیکی (EIS) نیز جز همین موارد هستند که احتمالا آن ها را می دانستید.

اما شاید غافلگیر شوید اگر بدانید که Google Assistant، آیکن پویای تقویم و چند قابلیت دیگر نیز فقط در انحصار موبایل های پیکسل خواهند بود. بسیار عجیب است که چرا گوگل امکان استفاده از Assistant را فقط در انحصار صاحبان گجت های پیکسل قرار داده است. شاید علت این بوده که می خواسته تمایز بزرگی میان اسمارت فون های تولید خود و سایر شرکت های سازنده تلفن های هوشمند ایجاد کند.

در ادامه فهرست ویژگی های انحصاری موبایل های پیکسل و فهرست تغییرات عمومی اندروید 7.1 را با یکدیگر از نظر می گذرانیم تا به تفاوت های این دو پی ببریم. لازم به ذکر است که این دو فهرست رسمی نبوده و در وبلاگ توسعه دهندگان گوگل منتشر نشده اند، بلکه وبسایت اندروید پلیس از طریق یکی از منابع خود در گوگل به آن ها دست یافته است:

ویژگی های انحصاری موبایل های پیکسل

  • Pixel Launcher – سوایپ برای دسترسی به تمام اپلیکیشن ها، باکس جستجوی جدید، هدر تاریخ/پیش بینی وضعیت جوی در صفحه خانه
  • Google Assistant
  • بی نهایت فضای ذخیره سازی عکس و ویدئو در اپلیکیشن Google Photos
  • Smart Storage: هنگام پر شدن حافظه، دستگاه به طور خودکار نسخه های پشتیبان تصاویر و ویدئوهای قدیمی را پاک می کند
  • امکان اشتراک گذاری صفحه نمایش، پشتیبانی از Phone/Chat
  • آداپتور Quick Switch برای مهاجرت از آیفون یا موبایل های اندرویدی دیگر به پیکسل
  • اپلیکیشن دوربین Pixel Camera با قابلیت هایی همچون EIS 2.0 و ثبت تصاویر +HDR
  • پردازنده Sensor Hub دارای تعامل نزدیک با حسگرهای شتاب و ژیروسکوپ + اتصال به اینترنت دیتا، وای فای و جی پی اس
  • آیکن های جدید نوار مسیریابی که برای تعامل با Assistant هم استفاده می شوند
  • امکان تغییر تم رنگی SysUI
  • انتخاب کننده والپیپر با والپیپرها و صداهای جدید
  • ظاهر جدید صفحه تنظیمات اولیه سیستم عامل
  • آیکن تقویم پویا

فهرست تغییرات اندروید 7.1 نوقا

  • حالت Night Light برای مطالعه آسان در شب
  • بهبود عملکرد تاچ و نمایشگر
  • Moves (ژست های حرکتی برای حسگر اثر انگشت)
  • آپدیت های یک پارچه تحت سرور
  • حالت Daydream VR
  • Manual storage manager برای یافتن اپلیکیشن ها و فایل های اشغال کننده از حافظه
  • تنظیمات توسعه دهندگان شامل:

میان برهای اپلیکیشن ها / API های مدیریت میان برها

پشتیبانی از آیکن های دایره ای شکل

امکان بارگذاری تصویر در کیبورد

ژست حرکتی برای حسگر اثر انگشت جهت باز و بسته کردن نوار اعلان ها

مدیریت دستی حافظه با هدف مدیریت اپلیکیشن ها

متادیتای بهبود یافته برای والپیپرها

پشتیبانی از تماس های Multi-endpoint

پشتیبانی از نیازهای اپراتورهای همراه از جمله PCDMA برای امنیت تماس های صوتی

نکته خوب اینجاست که کلیه موبایل های دریافت کننده اندروید 7.1 می توانند از قابلیت Night Light و ژست های حرکتی ویژه حسگر اثر انگشت برخوردار باشند.

The post appeared first on .

اندروید 7.1 در پیکسل ها چه تفاوتی با سایر موبایل های اندرویدی دارد؟

انسان، پلتفرم بعدی فناوری؛ اپل با معرفی AirPods چه هدفی را در سر می پروراند؟

انسان، پلتفرم بعدی فناوری؛ اپل با معرفی AirPods چه هدفی را در سر می پروراند؟

شاید باورتان نشود که روزی، ابزاری را به طور دائم در گوش تان داشته باشید، اما ظاهراً اهالی کوپرتینو قصد دارند این رویه را تغییر دهند. در واقع زمانی متوجه این حقیقت می شوید، که می بینید ایرپادها بیشتر از آنکه در جیب یا کیفتان باشند، داخل گوش هستند و حضور آنها هیچ مزاحمتی را برایتان ایجاد نمی کند.

هدفون های جدید اپل که ایرپاد (AirPods) نام دارند، در واقع تنها یک وسیله جانبی نیستند، بلکه آنها را می توان نوعی ایمپلنت های شنیداری در نظر گرفت. این ابزار بدون سیم، به قدری بی دردسر است که شاید در طول روز هیچگاه مجبور نشوید آن را از گوش خود درآورید.

شاید بتوان ایرپادها را همانند عینک در نظر گرفت که همواره روی چشم افراد قرار دارند و فقط شب و زمان خواب کنار گذاشته می شوند. از نظر اپل، این محصول صرفاً نسل جدید و ارتقاء یافته هدفون های قبلی نیست. آنها قصد دارند الگوی مصرفی را تغییر دهند، و مرز بین انسان و کامپیوتر را بیش از پیش باریک سازند

در ادامه این نوشته، به بررسی دلایل این موضوع و قابلیت های احتمالی آن می پردازیم.

استفاده به صورت پیش فرض

در نگاه اول، AirPods چیزی شبیه به هدفون های معمول بازار به نظر می رسند، اما بدون سیم طراحی شده اند. البته بسیاری از ما نیز از آنها به شکل متداول، یعنی برای انجام تماس های تلفنی یا گوش دادن به موسیقی بهره می گیریم. با این حال، تفاوت اصلی مربوط به زمانی است که از آنها استفاده نمی کنیم.

سیم هدفون های معمولی دائماً به لباس، دستگیره در، کوله پشتی و خلاصه هر جای ممکن گیر می کند، در نتیجه بیشتر مواقع پس از پایان استفاده، به سرعت از شر آنها خلاص می شوید. حال با توجه به بی سیم بودن و وزن ناچیز، دیگر هیچ دلیلی برای بیرون آوردن ایرپادها از گوش وجود ندارد.

در واقع AirPods به صورت پیش فرض داخل گوش قرار می گیرد، در حالی که هدفون های معمولی به صورت پیش فرض داخل کیفم یا جیبمان هستند. بیشتر منتقدان می گویند کاربران ایرفون های جدید اپل ممکن است آنها را در هر مکانی جا بگذارند و آنها را از دست بدهند، اما شاید هیچوقت چنین اتفاقی نیفتد، و ایرپادها همیشه داخل گوش کاربران باشند.

زمزمه ای در گوش شما

زمانی که در جلسه مهمی حضور دارید و از قضا در همان لحظه منتظر پیام مهمی هستید، دیگر نیازی نیست دائماً موبایلتان را چک کنید. به محض اینکه پیام به شما برسد، محتوای آن را در گوش خود می شنوید.

ایرپادهای اپل می توانند پیام های مهم را بدون جلب توجه دیگران به اطلاع کاربر برسانند.

تصور کنید همراه دوستتان در رستوران مشغول صرف غذا هستید که این پیغام در گوشتان نجوا می شود: «قرار بعدیتان 10 دقیقه دیگر است». بدین ترتیب شما پیام مهمی را دریافت کردید، بدون اینکه دوستتان متوجه این وضعیت شود، و فرصت کافی برای ترک عادی و مؤدبانه میز غذا خواهید داشت.

شنوایی در انسان، برخلاف بینایی، جهت دار و هدفمند نیست. چشمان انسان در هر لحظه تنها یک مکان را می بینند، بنابراین نمی توانید به چهره مخاطبتان نگاه کرده و همزمان پیام های متنی موبایل را چک کنید. اما گوش ها نیاز به توجه به جهت خاصی ندارند.

در واقع شما می توانید به صورت همزمان موسیقی را از رادیو شنیده و به صحبت های دوستتان که در کنار شما نشسته نیز گوش بدهید. سیستم شنوایی انسان در آن واحد چندین کانال صوتی را تشخیص می دهد، در نتیجه پیام های صوتی به اندازه اعلان های بصری، حواس شما را پرت نخواهند کرد.

تعامل پنهان با محتوای شنیداری بسیار ساده تر از محتوای دیداری است

از این نظر می توان ایرپادهای اپل را نسخه ای بهتر از عینک هوشمند گوگل در نظر گرفت. Google Glass می خواهد اطلاعات را به صورت جانبی از طریق کانال بصری به شما منتقل کند، در حالی که AirPods می توانند همین کار را از طریق مسیر بهتر شنیداری انتقال دهند، و تعامل پنهانی با کاربر داشته باشند.

این نکته مهم را نیز فراموش نکنید، که همواره به میکروفون دسترسی دارید. ممکن است تصور کنید بهترین کاربرد این ابزار، فراخوانی Siri و درخواست تاکسی باشد، اما در مورد قابلیت های بی نظیر و خلاقانه این ابزار بیشتر بیندیشید.

به عنوان مثال می توان قابلیت پردازش زبان طبیعی و تشخیص محتوای گفتار در حین مکالمه را در نظر گرفت. در حین گفتگو با همکارتان، ممکن است این جملات را بر زبان بیاورید: «به نکته خوبی اشاره کردی! حتماً فردا با آدام تماس می گیرم و در مورد این طرح جدید با او صحبت می کنم.»

بیان همین عبارات کافیست تا یادداشتی در موبایلتان ثبت شده و روز بعد، تماس با آدام را به شما یادآوری کند. یا مثلاً زمانی که در حین مکالمه در مورد موضوعی خاص، کلمات از ذهنتان می پرد و مکث می کنید، دستیار همیشه حاضر به کمکتان آمده و اطلاعاتی را در اختیارتان قرار می دهد.

به عنوان کاربردی دیگر، می توانید گزینه ای را فعال کنید که در صورت نیاز و با بیان کلیدواژه ای خاص، مکالمات 30 ثانیه قبل را ذخیره کرده و بعداً از آن به عنوان سند و مدرک بهره گیرید.

بزرگ ترین مزیت ایرپادهای اپل، در اختیار داشتن اکوسیستم منحصر به فرد اپل است.

در واقع آنچه AirPods را به ابزاری بی نظیر در این زمینه تبدیل می کند، پشتیبانی کل اکوسیستم اپل است. Siri هر روز بهتر می شود، اپل واچ کاربردهای بیشتری می یابد، و هر روز شاهد اپلیکیشن هایی هستیم که پیش از این به ذهنمان هم خطور نمی کرد.

بنابراین ایرپادهای اپل تنها یک هدفون بی سیم نیستند، بلکه کل جهان اینترنت و دیجیتال را داخل گوش شما و در دسترس تان قرار خواهند داد.

پلتفرم بعدی: انسان

مواردی که از آن صحبت کردیم، چندان هم تازگی ندارند. افراد کم شنوا به اجبار از دستگاه های کمکی استفاده می کنند، ابزارهایی که در تمام طول روز داخل گوش آنها قرار دارند و فقط هنگام خواب یا تعویض باتری بیرون می آیند. طبق معمول، هرجا ضرورتی پیش بیاید، محصولی نیز برای آن عرضه می شود.

تکنولوژی در این زمینه روز به روز پیشرفت می کند، و قیمت این محصولات تا جایی کاهش یافته که اکنون میلیون ها نفر می توانند کامپیوترهای کوچکی را در گوش خود داشته باشند. به زودی با استفاده از قند خون برای تأمین انرژی این دستگاه ها، دیگر نیاز به باتری مجزا هم از بین خواهد رفت.

در نتیجه، می بینیم که پیش بینی کارشناسان در مورد «انتخاب انسان به عنوان سکوی بعدی تکنولوژی» همین حالا هم به حقیقت پیوسته. داروهای هوشمند، ابزارهای پایش وضعیت خواب و سلامتی، ایمپلنت های شنوایی، همگی به محصولاتی عادی تبدیل شده اند که توانایی های زیستی انسان را به شیوه ای پنهان ارتقاء می بخشند.

همه چیز روز به روز کوچک تر، تخصصی تر و یکپارچه تر می شود، و به ما کمک می کند تا بهتر از قبل زندگی کنیم.

با کوچک تر شدن ابعاد محصولات پیشرفته تکنولوژی، کیفیت زندگی روزمره افزایش می یابد.

پیش بینی می گردد به زودی شاهد ابزارهای کوچکی برای سنجش مداوم وضعیت خون انسان باشیم که بیومارکرهایی همچون کلسترول، گلوکز و کتون ها را اندازه گیری می کنند. با این ابزارها می توان به راحتی سطح مواد مغذی در بدن را ارزیابی کرده، و اثرات درازمدت رژیم غذایی و محیط زندگی را شناسایی نمود، ضمن اینکه بسیاری از بیماری ها را زودتر از موعد شناسایی کرد.

گفتنی است چنین ابزارهایی در حال حاضر برای بیمارهای دیابتی وجود دارند، و به شکل یک چسب زخم مجهز به میکروچیپ هستند و سطح قند خون افراد را به صورت دائمی ارزیابی می نمایند. البته این ابزارها نسبتاً پر هزینه بوده و قابلیت های محدودی دارند.

با این حال، هیچ چیز دور از دسترس نیست. تکنولوژی هر روز نقش بیشتری در زندگی روزمره انسان پیدا می کند و ابزارهای پیشرفته روز به روز ابعاد کوچک تری می یابند.

بنابراین اقدام اپل برای معرفی نسل اول ایمپلنت های شنیداری در قالب هدفون بیسیم یا همان AirPods می تواند آغازگر عصر نوینی در یکپارچگی بدن انسان و فناوری باشد، چیزی که پیش تر فقط در فیلم های علمی-تخیلی دیده بودیم.

The post appeared first on .

انسان، پلتفرم بعدی فناوری؛ اپل با معرفی AirPods چه هدفی را در سر می پروراند؟

شاید باورتان نشود که روزی، ابزاری را به طور دائم در گوش تان داشته باشید، اما ظاهراً اهالی کوپرتینو قصد دارند این رویه را تغییر دهند. در واقع زمانی متوجه این حقیقت می شوید، که می بینید ایرپادها بیشتر از آنکه در جیب یا کیفتان باشند، داخل گوش هستند و حضور آنها هیچ مزاحمتی را برایتان ایجاد نمی کند.

هدفون های جدید اپل که ایرپاد (AirPods) نام دارند، در واقع تنها یک وسیله جانبی نیستند، بلکه آنها را می توان نوعی ایمپلنت های شنیداری در نظر گرفت. این ابزار بدون سیم، به قدری بی دردسر است که شاید در طول روز هیچگاه مجبور نشوید آن را از گوش خود درآورید.

شاید بتوان ایرپادها را همانند عینک در نظر گرفت که همواره روی چشم افراد قرار دارند و فقط شب و زمان خواب کنار گذاشته می شوند. از نظر اپل، این محصول صرفاً نسل جدید و ارتقاء یافته هدفون های قبلی نیست. آنها قصد دارند الگوی مصرفی را تغییر دهند، و مرز بین انسان و کامپیوتر را بیش از پیش باریک سازند

در ادامه این نوشته، به بررسی دلایل این موضوع و قابلیت های احتمالی آن می پردازیم.

استفاده به صورت پیش فرض

در نگاه اول، AirPods چیزی شبیه به هدفون های معمول بازار به نظر می رسند، اما بدون سیم طراحی شده اند. البته بسیاری از ما نیز از آنها به شکل متداول، یعنی برای انجام تماس های تلفنی یا گوش دادن به موسیقی بهره می گیریم. با این حال، تفاوت اصلی مربوط به زمانی است که از آنها استفاده نمی کنیم.

سیم هدفون های معمولی دائماً به لباس، دستگیره در، کوله پشتی و خلاصه هر جای ممکن گیر می کند، در نتیجه بیشتر مواقع پس از پایان استفاده، به سرعت از شر آنها خلاص می شوید. حال با توجه به بی سیم بودن و وزن ناچیز، دیگر هیچ دلیلی برای بیرون آوردن ایرپادها از گوش وجود ندارد.

در واقع AirPods به صورت پیش فرض داخل گوش قرار می گیرد، در حالی که هدفون های معمولی به صورت پیش فرض داخل کیفم یا جیبمان هستند. بیشتر منتقدان می گویند کاربران ایرفون های جدید اپل ممکن است آنها را در هر مکانی جا بگذارند و آنها را از دست بدهند، اما شاید هیچوقت چنین اتفاقی نیفتد، و ایرپادها همیشه داخل گوش کاربران باشند.

زمزمه ای در گوش شما

زمانی که در جلسه مهمی حضور دارید و از قضا در همان لحظه منتظر پیام مهمی هستید، دیگر نیازی نیست دائماً موبایلتان را چک کنید. به محض اینکه پیام به شما برسد، محتوای آن را در گوش خود می شنوید.

ایرپادهای اپل می توانند پیام های مهم را بدون جلب توجه دیگران به اطلاع کاربر برسانند.

تصور کنید همراه دوستتان در رستوران مشغول صرف غذا هستید که این پیغام در گوشتان نجوا می شود: «قرار بعدیتان 10 دقیقه دیگر است». بدین ترتیب شما پیام مهمی را دریافت کردید، بدون اینکه دوستتان متوجه این وضعیت شود، و فرصت کافی برای ترک عادی و مؤدبانه میز غذا خواهید داشت.

شنوایی در انسان، برخلاف بینایی، جهت دار و هدفمند نیست. چشمان انسان در هر لحظه تنها یک مکان را می بینند، بنابراین نمی توانید به چهره مخاطبتان نگاه کرده و همزمان پیام های متنی موبایل را چک کنید. اما گوش ها نیاز به توجه به جهت خاصی ندارند.

در واقع شما می توانید به صورت همزمان موسیقی را از رادیو شنیده و به صحبت های دوستتان که در کنار شما نشسته نیز گوش بدهید. سیستم شنوایی انسان در آن واحد چندین کانال صوتی را تشخیص می دهد، در نتیجه پیام های صوتی به اندازه اعلان های بصری، حواس شما را پرت نخواهند کرد.

تعامل پنهان با محتوای شنیداری بسیار ساده تر از محتوای دیداری است

از این نظر می توان ایرپادهای اپل را نسخه ای بهتر از عینک هوشمند گوگل در نظر گرفت. Google Glass می خواهد اطلاعات را به صورت جانبی از طریق کانال بصری به شما منتقل کند، در حالی که AirPods می توانند همین کار را از طریق مسیر بهتر شنیداری انتقال دهند، و تعامل پنهانی با کاربر داشته باشند.

این نکته مهم را نیز فراموش نکنید، که همواره به میکروفون دسترسی دارید. ممکن است تصور کنید بهترین کاربرد این ابزار، فراخوانی Siri و درخواست تاکسی باشد، اما در مورد قابلیت های بی نظیر و خلاقانه این ابزار بیشتر بیندیشید.

به عنوان مثال می توان قابلیت پردازش زبان طبیعی و تشخیص محتوای گفتار در حین مکالمه را در نظر گرفت. در حین گفتگو با همکارتان، ممکن است این جملات را بر زبان بیاورید: «به نکته خوبی اشاره کردی! حتماً فردا با آدام تماس می گیرم و در مورد این طرح جدید با او صحبت می کنم.»

بیان همین عبارات کافیست تا یادداشتی در موبایلتان ثبت شده و روز بعد، تماس با آدام را به شما یادآوری کند. یا مثلاً زمانی که در حین مکالمه در مورد موضوعی خاص، کلمات از ذهنتان می پرد و مکث می کنید، دستیار همیشه حاضر به کمکتان آمده و اطلاعاتی را در اختیارتان قرار می دهد.

به عنوان کاربردی دیگر، می توانید گزینه ای را فعال کنید که در صورت نیاز و با بیان کلیدواژه ای خاص، مکالمات 30 ثانیه قبل را ذخیره کرده و بعداً از آن به عنوان سند و مدرک بهره گیرید.

بزرگ ترین مزیت ایرپادهای اپل، در اختیار داشتن اکوسیستم منحصر به فرد اپل است.

در واقع آنچه AirPods را به ابزاری بی نظیر در این زمینه تبدیل می کند، پشتیبانی کل اکوسیستم اپل است. Siri هر روز بهتر می شود، اپل واچ کاربردهای بیشتری می یابد، و هر روز شاهد اپلیکیشن هایی هستیم که پیش از این به ذهنمان هم خطور نمی کرد.

بنابراین ایرپادهای اپل تنها یک هدفون بی سیم نیستند، بلکه کل جهان اینترنت و دیجیتال را داخل گوش شما و در دسترس تان قرار خواهند داد.

پلتفرم بعدی: انسان

مواردی که از آن صحبت کردیم، چندان هم تازگی ندارند. افراد کم شنوا به اجبار از دستگاه های کمکی استفاده می کنند، ابزارهایی که در تمام طول روز داخل گوش آنها قرار دارند و فقط هنگام خواب یا تعویض باتری بیرون می آیند. طبق معمول، هرجا ضرورتی پیش بیاید، محصولی نیز برای آن عرضه می شود.

تکنولوژی در این زمینه روز به روز پیشرفت می کند، و قیمت این محصولات تا جایی کاهش یافته که اکنون میلیون ها نفر می توانند کامپیوترهای کوچکی را در گوش خود داشته باشند. به زودی با استفاده از قند خون برای تأمین انرژی این دستگاه ها، دیگر نیاز به باتری مجزا هم از بین خواهد رفت.

در نتیجه، می بینیم که پیش بینی کارشناسان در مورد «انتخاب انسان به عنوان سکوی بعدی تکنولوژی» همین حالا هم به حقیقت پیوسته. داروهای هوشمند، ابزارهای پایش وضعیت خواب و سلامتی، ایمپلنت های شنوایی، همگی به محصولاتی عادی تبدیل شده اند که توانایی های زیستی انسان را به شیوه ای پنهان ارتقاء می بخشند.

همه چیز روز به روز کوچک تر، تخصصی تر و یکپارچه تر می شود، و به ما کمک می کند تا بهتر از قبل زندگی کنیم.

با کوچک تر شدن ابعاد محصولات پیشرفته تکنولوژی، کیفیت زندگی روزمره افزایش می یابد.

پیش بینی می گردد به زودی شاهد ابزارهای کوچکی برای سنجش مداوم وضعیت خون انسان باشیم که بیومارکرهایی همچون کلسترول، گلوکز و کتون ها را اندازه گیری می کنند. با این ابزارها می توان به راحتی سطح مواد مغذی در بدن را ارزیابی کرده، و اثرات درازمدت رژیم غذایی و محیط زندگی را شناسایی نمود، ضمن اینکه بسیاری از بیماری ها را زودتر از موعد شناسایی کرد.

گفتنی است چنین ابزارهایی در حال حاضر برای بیمارهای دیابتی وجود دارند، و به شکل یک چسب زخم مجهز به میکروچیپ هستند و سطح قند خون افراد را به صورت دائمی ارزیابی می نمایند. البته این ابزارها نسبتاً پر هزینه بوده و قابلیت های محدودی دارند.

با این حال، هیچ چیز دور از دسترس نیست. تکنولوژی هر روز نقش بیشتری در زندگی روزمره انسان پیدا می کند و ابزارهای پیشرفته روز به روز ابعاد کوچک تری می یابند.

بنابراین اقدام اپل برای معرفی نسل اول ایمپلنت های شنیداری در قالب هدفون بیسیم یا همان AirPods می تواند آغازگر عصر نوینی در یکپارچگی بدن انسان و فناوری باشد، چیزی که پیش تر فقط در فیلم های علمی-تخیلی دیده بودیم.

The post appeared first on .

انسان، پلتفرم بعدی فناوری؛ اپل با معرفی AirPods چه هدفی را در سر می پروراند؟

کامپیوتری هم تراز با پلی استیشن پرو، چه عملکردی در اجرای بازی ها دارد؟

کامپیوتری هم تراز با پلی استیشن پرو، چه عملکردی در اجرای بازی ها دارد؟

حالا که سونی رسماً از کنسول «پلی استیشن 4 پرو» و مشخصات فنی آن رونمایی به عمل آورده، به اطلاعاتی کافی دست پیدا کرده ایم که پی سی گیمینگی با مشخصات مشابه آن را مورد بررسی قرار دهیم. این امر به ما کمک خواهد کرد تا به شکلی حدودی، با سرعت و قدرت پردازشی کنسول جدید آشنا شویم و ببینیم تا چه حد با آنچه سونی وعده اش را می دهد همخوانی خواهد داشت.

اگرچه دقیقاً نمی توان پلی استیشن 4 پرو را بازسازی کرد اما دانستن این مسئله که کنسول جدید سونی با معماری x86 طراحی شده، کمک زیادی به ما خواهد کرد؛ زیرا این معماری مایکرو، روی پی سی های گیمینگ هم مورد استفاده قرار می گیرد. وب سایت گیم اسپات اخیراً پی سی گیمینگی فراهم آورده که از لحاظ مشخصات شباهت قابل توجهی به پلی استیشن پرو دارد و به همین جهت، می توان پی برد که باید منتظر چه کنسولی باشیم.

در حال حاضر، مشخصات کنسول پلی استیشن 4 پرو به شرح زیر است:

پردازنده اصلی تک پردازنده AMD جگوار هشت هسته ای شخصی سازی شده
پردازنده x86-64 AMD Jaguar هشت هسته ای
پردازنده گرافیکی موتور گرافیکی AMD Radeon با قدرت پردازشی 4.2 ترافلاپس
حافظه رم 8 گیگابایت از نوع GDDR5
فضای داخلی یک ترابایت
وزن حدوداً 3.3 کیلوگرم
برق جریان متناوب 100 ولت – 50/60 هرتز
دمای عملیاتی 5 الی 35 درجه سانتی گراد
خروجی صدا و تصویر پورت DIGITAL OUT و پورت HDMI (با پشتیبانی از 4K و HDR)

اگرچه هنوز به اطلاعات کافی برای بررسی فنی و دقیق مشخصات کنسول بعدی سونی دسترسی نداریم، این را به خوبی می دانیم که پلی استیشن پرو از پردازنده 8 هسته ای AMD بهره می گیرد، بنابراین پی سی گیمینگ معادل آن نیز باید چنین پردازشگری داشته باشد. اگر دقیق تر بگوییم، این پی سی باید از پردازنده FX-8350 بهره ببرد.

پلی استیشن پرو از سیستم بر چیپ یکپارچه ای بهره می برد که از پردازنده و پردازشگر گرافیکی در کنار یکدیگر استفاده می کند. اگرچه AMD به تولید چنین واحدهایی که دو پردازنده را روی یک چیپ قرار می دهند می پردازد، اما این چیپ ها معمولاً برای لپتاپ ها و ایستگاه های کاری مورد استفاده قرار می گیرند و برای پی سی های گیمینگ ساخته نشده اند. بنابراین منطقی خواهد بود اگر از دو قطعه جدا و قدرتمندتر در پی سی گیمینگ مشابه پلی استیشن 4 پرو استفاده شود.

به عنوان پردازنده گرافیکی، پلی استیشن 4 پرو از کارت گرافیک AMD که براساس معماری Polaris ساخته شده است بهره گرفته. با در نظر گیری این مسئله، باید به سراغ کارت گرافیک Radeon RX 480 برویم که که پردازنده گرافیکی پرچمدار AMD Polaris به شمار می رود و قدرتی معادل 5.8 ترافلاپس را به ارمغان می آورد.

مطمئناً بسیاری عقیده خواهند داشت که کارت گرافیک ضعیف تر RX 470 با قدرت پردازشی 4.9 ترافلاپس، بیشتر به همتای 4.2 ترافلاپسی خود در پلی استیشن پرو شباهت دارد. اما مسئله اینجاست که RX 480 درست همانند پلی استیشن پرو، از VRAM هشت گیگابایتی GDDR5 بهره می برد و از سوی دیگر، این مقدار برای 470 به 4 گیگابایت می رسد.

باید توجه داشت که میزان VRAM در این مقایسه بسیار مهم تلقی می شود و برای دستیابی به بافت های 4K (با رزولوشن 2160p)، 8 گیگابایت VRAM از نوع GDDR5 می تواند تفاوتی شگرف ایجاد کند. از آن جایی که سونی پلی استیشن پرو را کنسولی با قابلیت های 4K معرفی کرده، شاید بد نباشد که قدرت پردازشی بیشتر RX 480 را در نظر نگیریم تا بتوان رقابتی پایاپای را به وجود آورد.

علاوه بر این، اگرچه قدرت پردازشی RX 480 از معماری یکپارچه Polaris پلی استیشن پرو قدرتمندتر است، یکی از برتری های کنسول جدید سونی، دسترسی به رابط برنامه نویسی خاصی است که منحصراً برای مشخصات سخت افزاری این کنسول توسعه یافته است. در واقع بازی های پی سی معمولاً از رابط برنامه نویسی دایرکت اکس مایکروسافت استفاده می کنند که با پی سی ها سازگاری بیشتری داشته و امکان بهینه سازی بازی ها روی کامپیوترهایی با سخت افزارهای متنوع را فراهم می آورد.

یکی از بزرگترین نقاط قوت دسترسی به چنین رابط برنامه نویسی خاصی آن است که توسعه دهندگان می توانند پرفورمنس بهتری از سخت افزار دریافت کنند. تقریباً به همین دلیل است که عناوین انحصاری پلی استیشن 4، مانند Uncharted 4 چنین پرفورمنس بی نظیری را روی قطعات قدیمی کنسول به نمایش می گذارند. بنابراین با در نظرگیری تمام این فاکتورها، شاید منطقی تر آن باشد که از قدرت پردازشی بیشتری برای مقابله با چنین رابط برنامه نویسی قدرتمندی استفاده شود.

از منظر حافظه رم، پلی استیشن پرو حافظه 8 گیگابایتی GDDR5 خود را با پردازنده و پردازشگر گرافیکی به اشتراک می گذارد. اگرچه کنسول های بازی معمولاً به دلیل تمرکز صرف روی گیمینگ، از این دست حافظه ها بهره می برند، پی سی ها به دلیل اینکه کارهای مختلفی را به انجام می رسانند، به طور رایج به رم های DDR تجهیز می گردند.

به همین جهت و با توجه به اینکه امکان تهیه پی سی گیمینگی با مشخصات کاملاً دقیق نسبت به پلی استیشن پرو وجود ندارد، تصمیم بر آن شده تا از رم DDR استفاده شود. در هر صورت، اگرچه کنسولی مانند پلی استیشن پرو نیازی به پرفورمنس بهتر برای اجرای سیستم عامی مانند ویندوز 10 ندارد، مقدار اضافه تری از رم در پی سی گیمینگ هم تاثیر چندانی (و شاید هیچ تاثیری) روی پرفورمنس بازی ها نخواهد گذاشت. بنابراین از این بخش و عملکرد اندک ضعیف تر پی سی نیز باید گذر کرد.

برای حافظه داخلی، پلی استیشن پرو از هارد درایو 1 ترابایتی بهره می برد. با توجه به اینکه پلی استیشن اسلیم قرار است به همراه هاردی با سرعت 5400 دور در دقیقه عرض شود، فرض را می توان بر این گذاشت که حافظه 1 ترابایتی پلی استیشن پرو هم چنین سرعتی دارد. باید خاطر نشان کرد که مدل حافظه هیچ تاثیری در پرفورمنس بازی ها ندارد؛ اما تلاش بر این بوده تا محیط پلی استیشن 4 به دقیق ترین شکل ممکن بازسازی شود.

سونی می گوید که مجموع انرژی مصرفی پلی استیشن به 310 وات می رسد و با بررسی میزان برق مصرفی پی سی گیمینگ مشابه آن، به رقم 319 وات دست یافته شد که به شکلی غافلگیرکننده به پلی استیشن پرو شباهت دارد. بنابراین هر دو سیستم، با اختلافی 3 درصدی، تقریباً انرژی برقی یکسان دارند.

مقایسه مشخصات

مشخصات پلی استیشن پرو پی سی گیمینگ
پردازنده x86-64 AMD Jaguar هشت هسته ای x86-64 AMD Jaguar هشت هسته ای (FX-8350)
پردازنده گرافیکی AMD Radeon Polaris AMD Radeon Polaris (RX-480)
حافظه رم 8 گیگابایت از نوع GDDR5 8 گیگابایت از نوع DDR3
فضای داخلی یک ترابایت یک ترابایت
مصرف برق 310 وات 310 وات
قیمت 399 دلار 630.91 دلار (بدون احتساب قیمت ویندوز 10)

تست پرفورمنس

سونی در رویداد پلی استیشن میتینگ خود ادعاهای جالبی درباره عملکرد برخی از بازی ها به زبان آورد. با استفاده از بازی هایی که مشترکاً روی پی سی نیز عرضه شده اند، می توان دو دستگاه را به شکلی برابر اما نه چندان غیرقابل اطمینان با یکدیگر مقایسه کرد. بار دیگر باید خاطر نشان کرد که با وجود اجبار به استفاده از دایرکت اکس روی پی سی، پلی استیشن پرو از رابط برنامه نویسی خاص خود بهره می برد. ضمناً چگونگی بهینه سازی بازی ها روی پورت های پی سی نیز مسئله ای است که کنترلی روی آن وجود ندارد.

Middle Earth: Shadow of Mordor

اولین تست بنچمارک مربوط به بازی Middle Earth: Shadow of Mordor است. در حالی که سونی دقیقاً اشاره ای به اجرای بازی روی رزولوشن 4K نکرد اما مدعی شد که Shadow of Mordor از «آنتی آلیاسینگ سوپرسَمپل – SSAA» (روشی برای حذف لبه های پیکسلی از تصاویر رندر شده در بازی های ویدیویی) بهره می برد که بازی را روی رزولوشنی بالاتر از 1080p رندر کرده و سپس اندازه تصویر را کاهش می دهد تا با نمایشگرهای 1080p سازگاری یابد.

این روش سبب می شود تا تصویر بهبود بیشتری یافته و مانیتورهای 1080p با تنظیمات دستی، محتویاتی با رزولوشن بالاتر از 1080p را به نمایش در آورند. اگر تا به حال محتویات 4K را روی مانیتوری با رزولوشن HD تماشا کرده و به شفافیت بیشتر آنها نسبت به ویدیوهای 1080p پی برده باشید، دقیقاً می دانید در حال صحبت درباره چه چیزی هستیم.

متاسفانه هنوز نمی دانیم که پلی استیشن پرو بازی را از چه رزولوشنی به 1080p کاهش می دهد اما می دانیم که این رزولوشن قطعاً 4K نخواهد بود. این بدان معناست که باید به دنبال پرفورمنسی با رزولوشن بین 1080p تا 2160p باشیم. با در نظر گیری این مسئله، به نظر می رسد که رزولوشن 1440p بهترین گزینه ممکن باشد؛ رزولوشنی که بسیاری از مردم آن را 2K می نامند و گزینه ای ایده آل برای بررسی فاکتورهای مد نظر این تست به شمار می رود.

پی سی گیمینگ مورد بحث در بالاترین تنظیمات ممکن برای Shadow of Mordor توانست میانگین 61.2 فریم بر ثانیه را در بنچمارک داخلی بازی دریافت کند. این امتیاز بسیار تحسین برانگیز است؛ چرا که اکثر تلویزیون ها به دلیل محدودیت نرخ رفرش 60 هرتز، تنها قادر به نمایش 60 فریم بر ثانیه هستند.

برای تست های بیشتر، تست بنچمارک یکبار دیگر با رزولوشن خالص 4K اجرا شد و به شکل غافلگیرکننده ای، میانگین 33.5 فریم بر ثانیه به دست آمد. البته پرفورمنس بازی گاهی دچار لغزش می شود و فریم در برخی از اوقات به 26.1 فریم بر ثانیه هم می رسد.

اما در مجموع ممکن است استودیوی Monolith به دنبال تجربه ای روان تر با 60 فریم بر ثانیه باشد و بازی را روی رزولوشن خالص 4K اجرا نکند. باید توجه داشت که سونی به توسعه دهندگان اجازه می دهد از قدرت پردازشی بیشتر پلی استیشن پرو، هرطور که می خواهند استفاده کنند.

4K

کمپانی سونی در رویداد پلی استیشن میتینگ به شکلی نامفهوم گفت که پلی استیشن پرو از عهده 4K گیمینگ بر می آید. اما هنوز مشخص نیست که بازی ها با رزولوشن خالص 2160p اجرا می شوند یا صرفاً از رزولوشنی پایین به 4K آپ اسکِیل خواهند شد. در حال حاضر با وجود پرسش خبرگزاری های مختلف، سونی هنوز به این سوال پاسخ نداده است.

Killing Floor 2

یکی از بازی هایی که به گفته سونی از رزولوشن 4K پشتیبانی می کند، عنوان اول شخص شوتر استودیوی Tripwire Interactive، یعنی Killing Floor 2 است. با قرار دادن تنظیمات بازی روی بالاترین حالت ممکن و اجرای آن روی رزولوشن 2160p، پی سی گیمینگ توانست به میانگین 32.7 فریم بر ثانیه دست یابد. با توجه به اینکه میانگین فریم از 30 بالاتر است، می توان گفت که بازی به خوبی اجرا می شود و مشکلی در پرفورمنس ندارد.

باید خاطر نشان کرد که در برخی از اوقات، پرفورمنس تا 26 فریم بر ثانیه هم کاهش می یافت؛ بنابراین احتمال دارد که Tripwire اندکی گرافیک بازی را کاهش دهد تا به شکلی روان تر روی پلی استیشن پرو اجرا شود. اما اگر بخواهیم به نوعی نتیجه گیری برسیم، پلی استیشن پرو مشکل خاصی با اجرای Killing Floor 2 روی رزولوشن خالص 4K ندارد.

The Elder Scrolls Online

یکی دیگر از بازی هایی که به گفته سونی، از رزولوشن 4K بهره خواهد برد، The Elder Scrolls Online است که حتی تریلر آن در حالت 4K نیز به انتشار رسیده. اما باید دید که پی سی گیمینگ مشابه کنسول جدید سونی هم می تواند از پس اجرای آن بر آید یا باید منتظر عنوانی آپ اسکیل شده باشیم.

نتایج تست نشان می دهد که بازی MMORPG کمپانی بتسدا برای چنین سخت افزاری چندان چالش برانگیز نیست و میانگین 49.1 فریم روی بالاترین تنظیمات گرافیکی و رزولوشن 2160p به دست آمد. بنابراین پلی استیشن پرو هم به راحتی The Elder Scrolls Online را با 4K خالص به اجرا در می آورد.

Rise of the Tomb Raider

Rise of the Tomb Raider یک بازی اکشن ماجرایی است که سخت افزارها را به شکلی جدی به چالش می کشد و SSAA، یکی از گزینه های آن در تنظیمات گرافیکی نسخه پی سی به شمار می رود. پی سی گیمینگ مورد نظر با فعال بودن تمام گزینه ها، به میانگین 10.4 فریم دست پیدا می کند که بسیار ضعیف تلقی می شود. بنابراین می توان با اطمینان گفت که سونی هیچ حسابی روی اجرای Rise of the Tomb Raider با رزولوشن خالص 2160p و فعال بودن SSAA باز نکرده است.

با غیر فعال کردن SSAA اما به میانگینی بالاتر از 30 فریم و با قرار دادن تنظیمات گرافیکی روی حالت متوسط، به میانگین 33.4 فریم بر ثانیه دست پیدا می شود. بنابراین می توان تصور کرد که پلی استیشن پرو، Rise of the Tomb Raider را با رزولوشن خالص 2160p اما با المان های گرافیکی کمتر اجرا خواهد نمود.

علاوه بر این، استودیوی توسعه دهنده Crystal Dynamics می تواند بازی را با بالاترین تنظیمات ممکن روی رزولوشن 1080p رندر کند و سپس از تکنیک آپ-اسکیل، بهره ببرد. وقتی از بازی با رزولوشن 1920×1080 و SSAAx4 و نیز بزرگنمایی رزولوشن 100 درصدی (که به خوبی 4K را شبیه سازی می کند) تست بنچمارک گرفته شد، میانگین 33.9 فریم بر ثانیه به دست آمد.

Deus Ex: Mankind Divided

آخرین عنوانی که می توان با رزولوشن 4K مورد بررسی قرار داد، بازی علمی تخیلی Deus Ex: Mankind Divided است که اخیراً به بازار آمده. این بازی از منظر گرافیکی نیازمند سخت افزاری بسیار قدرتمند است و همین مسئله با یکبار تست بنچمارک بازی با بهترین تنظیمات و رزولوشن 4K مشخص می گردد؛ چرا که در این حالت، میانیگن 1.2 فریم بر ثانیه به دست می آید.

بله، درست خواندید؛ به بیان واضح تر بازی همانند یک اسلایدشو اجرا می شود. Mankind Divided به قدری چالش برانگیز است که حتی با کمترین تنظیمات گرافیکی روی رزولوشن 2160p، به فریمی بالاتر از 30 دست نمی یابید. تنها در صورتی می توان باور کرد بازی با رزولوشن خالص 4K روی پلی استیشن پرو به اجرا در خواهد آمد که سازندگان به شکلی فوق ماهرانه از رابط برنامه نویسی کنسول بهره گرفته باشند.

این بدان معناست که Mankind Divided به احتمال قریب به یقین، در حالت آپ-اسکیل اجرا می شود. روی رزولوشن 1440p، پی سی گیمینگ می تواند 31.3 فریم بر ثانیه را به صورت میانگین دریافت کند و این در حالی است که تنظیمات روی بالاترین حالت قرار گرفته اند اما آنتی آلیاسینگ خاموش شده است.

جمع بندی

بعد از اتمام رویداد پلی استیشن میتینگ، شک و شبهه زیادی وجود داشت که آیا پلی استیشن پرو می تواند واقعاً از پس 4K گیمینگ برآید یا خیر. اگر این کنسول همانند پی سی گیمینگی که فراهم آمد بازی ها را اجرا کند، در پاسخ باید گفت بله، از پس اجرای بازی ها روی 4K بر می آید… اما به سختی. در حالی که بازی های کوچک تر با رزولوشن خالص2160p اجرا می شوند، احتمالاً باید منتظر آپ-اسکیل عناوین کلان بودجه و گرافیکی تر بود.

در نهایت باید یکبار دیگر خاطرنشان کرد که در این تست سعی شده محیط پلی استیشن 4 پرو به بهترین شکل شبیه سازی شود اما در هر صورت، لزوماً بدین معنا نیست که کنسول جدید سونی هم دقیقاً چنین عملکردی خواهد داشت. در واقع خیلی ساده اگر بگوییم، به بسیاری از فاکتورها مانند رابط برنامه نویسی پلی استیشن که بازی ها را به نسبت سخت افزار بهبود می بخشد دسترسی نداریم.

اما با درنظرگیری دانسته ها و قطعات سخت افزاری در دسترس، می توان حدس زد که پی سی گیمینگ مورد اشاره تقریباً با پرفورمنس پلی استیشن 4 پرو برابری می کند.تا به اینجای کار به نظر می رسد قدرت پردازشی پلی استیشن 4 پرو، با یک کامپیوتر اقتصادی گیمینگ برابری کرده و حتی قیمتی رقابتی تر نسبت به این سیستم دارد. اما برای دریافت پاسخ تمام پرسش ها باید تا ماه نوامبر و عرضه رسمی کنسول منتظر باقی ماند.

The post appeared first on .

کامپیوتری هم تراز با پلی استیشن پرو، چه عملکردی در اجرای بازی ها دارد؟

حالا که سونی رسماً از کنسول «پلی استیشن 4 پرو» و مشخصات فنی آن رونمایی به عمل آورده، به اطلاعاتی کافی دست پیدا کرده ایم که پی سی گیمینگی با مشخصات مشابه آن را مورد بررسی قرار دهیم. این امر به ما کمک خواهد کرد تا به شکلی حدودی، با سرعت و قدرت پردازشی کنسول جدید آشنا شویم و ببینیم تا چه حد با آنچه سونی وعده اش را می دهد همخوانی خواهد داشت.

اگرچه دقیقاً نمی توان پلی استیشن 4 پرو را بازسازی کرد اما دانستن این مسئله که کنسول جدید سونی با معماری x86 طراحی شده، کمک زیادی به ما خواهد کرد؛ زیرا این معماری مایکرو، روی پی سی های گیمینگ هم مورد استفاده قرار می گیرد. وب سایت گیم اسپات اخیراً پی سی گیمینگی فراهم آورده که از لحاظ مشخصات شباهت قابل توجهی به پلی استیشن پرو دارد و به همین جهت، می توان پی برد که باید منتظر چه کنسولی باشیم.

در حال حاضر، مشخصات کنسول پلی استیشن 4 پرو به شرح زیر است:

پردازنده اصلی تک پردازنده AMD جگوار هشت هسته ای شخصی سازی شده
پردازنده x86-64 AMD Jaguar هشت هسته ای
پردازنده گرافیکی موتور گرافیکی AMD Radeon با قدرت پردازشی 4.2 ترافلاپس
حافظه رم 8 گیگابایت از نوع GDDR5
فضای داخلی یک ترابایت
وزن حدوداً 3.3 کیلوگرم
برق جریان متناوب 100 ولت – 50/60 هرتز
دمای عملیاتی 5 الی 35 درجه سانتی گراد
خروجی صدا و تصویر پورت DIGITAL OUT و پورت HDMI (با پشتیبانی از 4K و HDR)

اگرچه هنوز به اطلاعات کافی برای بررسی فنی و دقیق مشخصات کنسول بعدی سونی دسترسی نداریم، این را به خوبی می دانیم که پلی استیشن پرو از پردازنده 8 هسته ای AMD بهره می گیرد، بنابراین پی سی گیمینگ معادل آن نیز باید چنین پردازشگری داشته باشد. اگر دقیق تر بگوییم، این پی سی باید از پردازنده FX-8350 بهره ببرد.

پلی استیشن پرو از سیستم بر چیپ یکپارچه ای بهره می برد که از پردازنده و پردازشگر گرافیکی در کنار یکدیگر استفاده می کند. اگرچه AMD به تولید چنین واحدهایی که دو پردازنده را روی یک چیپ قرار می دهند می پردازد، اما این چیپ ها معمولاً برای لپتاپ ها و ایستگاه های کاری مورد استفاده قرار می گیرند و برای پی سی های گیمینگ ساخته نشده اند. بنابراین منطقی خواهد بود اگر از دو قطعه جدا و قدرتمندتر در پی سی گیمینگ مشابه پلی استیشن 4 پرو استفاده شود.

به عنوان پردازنده گرافیکی، پلی استیشن 4 پرو از کارت گرافیک AMD که براساس معماری Polaris ساخته شده است بهره گرفته. با در نظر گیری این مسئله، باید به سراغ کارت گرافیک Radeon RX 480 برویم که که پردازنده گرافیکی پرچمدار AMD Polaris به شمار می رود و قدرتی معادل 5.8 ترافلاپس را به ارمغان می آورد.

مطمئناً بسیاری عقیده خواهند داشت که کارت گرافیک ضعیف تر RX 470 با قدرت پردازشی 4.9 ترافلاپس، بیشتر به همتای 4.2 ترافلاپسی خود در پلی استیشن پرو شباهت دارد. اما مسئله اینجاست که RX 480 درست همانند پلی استیشن پرو، از VRAM هشت گیگابایتی GDDR5 بهره می برد و از سوی دیگر، این مقدار برای 470 به 4 گیگابایت می رسد.

باید توجه داشت که میزان VRAM در این مقایسه بسیار مهم تلقی می شود و برای دستیابی به بافت های 4K (با رزولوشن 2160p)، 8 گیگابایت VRAM از نوع GDDR5 می تواند تفاوتی شگرف ایجاد کند. از آن جایی که سونی پلی استیشن پرو را کنسولی با قابلیت های 4K معرفی کرده، شاید بد نباشد که قدرت پردازشی بیشتر RX 480 را در نظر نگیریم تا بتوان رقابتی پایاپای را به وجود آورد.

علاوه بر این، اگرچه قدرت پردازشی RX 480 از معماری یکپارچه Polaris پلی استیشن پرو قدرتمندتر است، یکی از برتری های کنسول جدید سونی، دسترسی به رابط برنامه نویسی خاصی است که منحصراً برای مشخصات سخت افزاری این کنسول توسعه یافته است. در واقع بازی های پی سی معمولاً از رابط برنامه نویسی دایرکت اکس مایکروسافت استفاده می کنند که با پی سی ها سازگاری بیشتری داشته و امکان بهینه سازی بازی ها روی کامپیوترهایی با سخت افزارهای متنوع را فراهم می آورد.

یکی از بزرگترین نقاط قوت دسترسی به چنین رابط برنامه نویسی خاصی آن است که توسعه دهندگان می توانند پرفورمنس بهتری از سخت افزار دریافت کنند. تقریباً به همین دلیل است که عناوین انحصاری پلی استیشن 4، مانند Uncharted 4 چنین پرفورمنس بی نظیری را روی قطعات قدیمی کنسول به نمایش می گذارند. بنابراین با در نظرگیری تمام این فاکتورها، شاید منطقی تر آن باشد که از قدرت پردازشی بیشتری برای مقابله با چنین رابط برنامه نویسی قدرتمندی استفاده شود.

از منظر حافظه رم، پلی استیشن پرو حافظه 8 گیگابایتی GDDR5 خود را با پردازنده و پردازشگر گرافیکی به اشتراک می گذارد. اگرچه کنسول های بازی معمولاً به دلیل تمرکز صرف روی گیمینگ، از این دست حافظه ها بهره می برند، پی سی ها به دلیل اینکه کارهای مختلفی را به انجام می رسانند، به طور رایج به رم های DDR تجهیز می گردند.

به همین جهت و با توجه به اینکه امکان تهیه پی سی گیمینگی با مشخصات کاملاً دقیق نسبت به پلی استیشن پرو وجود ندارد، تصمیم بر آن شده تا از رم DDR استفاده شود. در هر صورت، اگرچه کنسولی مانند پلی استیشن پرو نیازی به پرفورمنس بهتر برای اجرای سیستم عامی مانند ویندوز 10 ندارد، مقدار اضافه تری از رم در پی سی گیمینگ هم تاثیر چندانی (و شاید هیچ تاثیری) روی پرفورمنس بازی ها نخواهد گذاشت. بنابراین از این بخش و عملکرد اندک ضعیف تر پی سی نیز باید گذر کرد.

برای حافظه داخلی، پلی استیشن پرو از هارد درایو 1 ترابایتی بهره می برد. با توجه به اینکه پلی استیشن اسلیم قرار است به همراه هاردی با سرعت 5400 دور در دقیقه عرض شود، فرض را می توان بر این گذاشت که حافظه 1 ترابایتی پلی استیشن پرو هم چنین سرعتی دارد. باید خاطر نشان کرد که مدل حافظه هیچ تاثیری در پرفورمنس بازی ها ندارد؛ اما تلاش بر این بوده تا محیط پلی استیشن 4 به دقیق ترین شکل ممکن بازسازی شود.

سونی می گوید که مجموع انرژی مصرفی پلی استیشن به 310 وات می رسد و با بررسی میزان برق مصرفی پی سی گیمینگ مشابه آن، به رقم 319 وات دست یافته شد که به شکلی غافلگیرکننده به پلی استیشن پرو شباهت دارد. بنابراین هر دو سیستم، با اختلافی 3 درصدی، تقریباً انرژی برقی یکسان دارند.

مقایسه مشخصات

مشخصات پلی استیشن پرو پی سی گیمینگ
پردازنده x86-64 AMD Jaguar هشت هسته ای x86-64 AMD Jaguar هشت هسته ای (FX-8350)
پردازنده گرافیکی AMD Radeon Polaris AMD Radeon Polaris (RX-480)
حافظه رم 8 گیگابایت از نوع GDDR5 8 گیگابایت از نوع DDR3
فضای داخلی یک ترابایت یک ترابایت
مصرف برق 310 وات 310 وات
قیمت 399 دلار 630.91 دلار (بدون احتساب قیمت ویندوز 10)

تست پرفورمنس

سونی در رویداد پلی استیشن میتینگ خود ادعاهای جالبی درباره عملکرد برخی از بازی ها به زبان آورد. با استفاده از بازی هایی که مشترکاً روی پی سی نیز عرضه شده اند، می توان دو دستگاه را به شکلی برابر اما نه چندان غیرقابل اطمینان با یکدیگر مقایسه کرد. بار دیگر باید خاطر نشان کرد که با وجود اجبار به استفاده از دایرکت اکس روی پی سی، پلی استیشن پرو از رابط برنامه نویسی خاص خود بهره می برد. ضمناً چگونگی بهینه سازی بازی ها روی پورت های پی سی نیز مسئله ای است که کنترلی روی آن وجود ندارد.

Middle Earth: Shadow of Mordor

اولین تست بنچمارک مربوط به بازی Middle Earth: Shadow of Mordor است. در حالی که سونی دقیقاً اشاره ای به اجرای بازی روی رزولوشن 4K نکرد اما مدعی شد که Shadow of Mordor از «آنتی آلیاسینگ سوپرسَمپل – SSAA» (روشی برای حذف لبه های پیکسلی از تصاویر رندر شده در بازی های ویدیویی) بهره می برد که بازی را روی رزولوشنی بالاتر از 1080p رندر کرده و سپس اندازه تصویر را کاهش می دهد تا با نمایشگرهای 1080p سازگاری یابد.

این روش سبب می شود تا تصویر بهبود بیشتری یافته و مانیتورهای 1080p با تنظیمات دستی، محتویاتی با رزولوشن بالاتر از 1080p را به نمایش در آورند. اگر تا به حال محتویات 4K را روی مانیتوری با رزولوشن HD تماشا کرده و به شفافیت بیشتر آنها نسبت به ویدیوهای 1080p پی برده باشید، دقیقاً می دانید در حال صحبت درباره چه چیزی هستیم.

متاسفانه هنوز نمی دانیم که پلی استیشن پرو بازی را از چه رزولوشنی به 1080p کاهش می دهد اما می دانیم که این رزولوشن قطعاً 4K نخواهد بود. این بدان معناست که باید به دنبال پرفورمنسی با رزولوشن بین 1080p تا 2160p باشیم. با در نظر گیری این مسئله، به نظر می رسد که رزولوشن 1440p بهترین گزینه ممکن باشد؛ رزولوشنی که بسیاری از مردم آن را 2K می نامند و گزینه ای ایده آل برای بررسی فاکتورهای مد نظر این تست به شمار می رود.

پی سی گیمینگ مورد بحث در بالاترین تنظیمات ممکن برای Shadow of Mordor توانست میانگین 61.2 فریم بر ثانیه را در بنچمارک داخلی بازی دریافت کند. این امتیاز بسیار تحسین برانگیز است؛ چرا که اکثر تلویزیون ها به دلیل محدودیت نرخ رفرش 60 هرتز، تنها قادر به نمایش 60 فریم بر ثانیه هستند.

برای تست های بیشتر، تست بنچمارک یکبار دیگر با رزولوشن خالص 4K اجرا شد و به شکل غافلگیرکننده ای، میانگین 33.5 فریم بر ثانیه به دست آمد. البته پرفورمنس بازی گاهی دچار لغزش می شود و فریم در برخی از اوقات به 26.1 فریم بر ثانیه هم می رسد.

اما در مجموع ممکن است استودیوی Monolith به دنبال تجربه ای روان تر با 60 فریم بر ثانیه باشد و بازی را روی رزولوشن خالص 4K اجرا نکند. باید توجه داشت که سونی به توسعه دهندگان اجازه می دهد از قدرت پردازشی بیشتر پلی استیشن پرو، هرطور که می خواهند استفاده کنند.

4K

کمپانی سونی در رویداد پلی استیشن میتینگ به شکلی نامفهوم گفت که پلی استیشن پرو از عهده 4K گیمینگ بر می آید. اما هنوز مشخص نیست که بازی ها با رزولوشن خالص 2160p اجرا می شوند یا صرفاً از رزولوشنی پایین به 4K آپ اسکِیل خواهند شد. در حال حاضر با وجود پرسش خبرگزاری های مختلف، سونی هنوز به این سوال پاسخ نداده است.

Killing Floor 2

یکی از بازی هایی که به گفته سونی از رزولوشن 4K پشتیبانی می کند، عنوان اول شخص شوتر استودیوی Tripwire Interactive، یعنی Killing Floor 2 است. با قرار دادن تنظیمات بازی روی بالاترین حالت ممکن و اجرای آن روی رزولوشن 2160p، پی سی گیمینگ توانست به میانگین 32.7 فریم بر ثانیه دست یابد. با توجه به اینکه میانگین فریم از 30 بالاتر است، می توان گفت که بازی به خوبی اجرا می شود و مشکلی در پرفورمنس ندارد.

باید خاطر نشان کرد که در برخی از اوقات، پرفورمنس تا 26 فریم بر ثانیه هم کاهش می یافت؛ بنابراین احتمال دارد که Tripwire اندکی گرافیک بازی را کاهش دهد تا به شکلی روان تر روی پلی استیشن پرو اجرا شود. اما اگر بخواهیم به نوعی نتیجه گیری برسیم، پلی استیشن پرو مشکل خاصی با اجرای Killing Floor 2 روی رزولوشن خالص 4K ندارد.

The Elder Scrolls Online

یکی دیگر از بازی هایی که به گفته سونی، از رزولوشن 4K بهره خواهد برد، The Elder Scrolls Online است که حتی تریلر آن در حالت 4K نیز به انتشار رسیده. اما باید دید که پی سی گیمینگ مشابه کنسول جدید سونی هم می تواند از پس اجرای آن بر آید یا باید منتظر عنوانی آپ اسکیل شده باشیم.

نتایج تست نشان می دهد که بازی MMORPG کمپانی بتسدا برای چنین سخت افزاری چندان چالش برانگیز نیست و میانگین 49.1 فریم روی بالاترین تنظیمات گرافیکی و رزولوشن 2160p به دست آمد. بنابراین پلی استیشن پرو هم به راحتی The Elder Scrolls Online را با 4K خالص به اجرا در می آورد.

Rise of the Tomb Raider

Rise of the Tomb Raider یک بازی اکشن ماجرایی است که سخت افزارها را به شکلی جدی به چالش می کشد و SSAA، یکی از گزینه های آن در تنظیمات گرافیکی نسخه پی سی به شمار می رود. پی سی گیمینگ مورد نظر با فعال بودن تمام گزینه ها، به میانگین 10.4 فریم دست پیدا می کند که بسیار ضعیف تلقی می شود. بنابراین می توان با اطمینان گفت که سونی هیچ حسابی روی اجرای Rise of the Tomb Raider با رزولوشن خالص 2160p و فعال بودن SSAA باز نکرده است.

با غیر فعال کردن SSAA اما به میانگینی بالاتر از 30 فریم و با قرار دادن تنظیمات گرافیکی روی حالت متوسط، به میانگین 33.4 فریم بر ثانیه دست پیدا می شود. بنابراین می توان تصور کرد که پلی استیشن پرو، Rise of the Tomb Raider را با رزولوشن خالص 2160p اما با المان های گرافیکی کمتر اجرا خواهد نمود.

علاوه بر این، استودیوی توسعه دهنده Crystal Dynamics می تواند بازی را با بالاترین تنظیمات ممکن روی رزولوشن 1080p رندر کند و سپس از تکنیک آپ-اسکیل، بهره ببرد. وقتی از بازی با رزولوشن 1920×1080 و SSAAx4 و نیز بزرگنمایی رزولوشن 100 درصدی (که به خوبی 4K را شبیه سازی می کند) تست بنچمارک گرفته شد، میانگین 33.9 فریم بر ثانیه به دست آمد.

Deus Ex: Mankind Divided

آخرین عنوانی که می توان با رزولوشن 4K مورد بررسی قرار داد، بازی علمی تخیلی Deus Ex: Mankind Divided است که اخیراً به بازار آمده. این بازی از منظر گرافیکی نیازمند سخت افزاری بسیار قدرتمند است و همین مسئله با یکبار تست بنچمارک بازی با بهترین تنظیمات و رزولوشن 4K مشخص می گردد؛ چرا که در این حالت، میانیگن 1.2 فریم بر ثانیه به دست می آید.

بله، درست خواندید؛ به بیان واضح تر بازی همانند یک اسلایدشو اجرا می شود. Mankind Divided به قدری چالش برانگیز است که حتی با کمترین تنظیمات گرافیکی روی رزولوشن 2160p، به فریمی بالاتر از 30 دست نمی یابید. تنها در صورتی می توان باور کرد بازی با رزولوشن خالص 4K روی پلی استیشن پرو به اجرا در خواهد آمد که سازندگان به شکلی فوق ماهرانه از رابط برنامه نویسی کنسول بهره گرفته باشند.

این بدان معناست که Mankind Divided به احتمال قریب به یقین، در حالت آپ-اسکیل اجرا می شود. روی رزولوشن 1440p، پی سی گیمینگ می تواند 31.3 فریم بر ثانیه را به صورت میانگین دریافت کند و این در حالی است که تنظیمات روی بالاترین حالت قرار گرفته اند اما آنتی آلیاسینگ خاموش شده است.

جمع بندی

بعد از اتمام رویداد پلی استیشن میتینگ، شک و شبهه زیادی وجود داشت که آیا پلی استیشن پرو می تواند واقعاً از پس 4K گیمینگ برآید یا خیر. اگر این کنسول همانند پی سی گیمینگی که فراهم آمد بازی ها را اجرا کند، در پاسخ باید گفت بله، از پس اجرای بازی ها روی 4K بر می آید… اما به سختی. در حالی که بازی های کوچک تر با رزولوشن خالص2160p اجرا می شوند، احتمالاً باید منتظر آپ-اسکیل عناوین کلان بودجه و گرافیکی تر بود.

در نهایت باید یکبار دیگر خاطرنشان کرد که در این تست سعی شده محیط پلی استیشن 4 پرو به بهترین شکل شبیه سازی شود اما در هر صورت، لزوماً بدین معنا نیست که کنسول جدید سونی هم دقیقاً چنین عملکردی خواهد داشت. در واقع خیلی ساده اگر بگوییم، به بسیاری از فاکتورها مانند رابط برنامه نویسی پلی استیشن که بازی ها را به نسبت سخت افزار بهبود می بخشد دسترسی نداریم.

اما با درنظرگیری دانسته ها و قطعات سخت افزاری در دسترس، می توان حدس زد که پی سی گیمینگ مورد اشاره تقریباً با پرفورمنس پلی استیشن 4 پرو برابری می کند.تا به اینجای کار به نظر می رسد قدرت پردازشی پلی استیشن 4 پرو، با یک کامپیوتر اقتصادی گیمینگ برابری کرده و حتی قیمتی رقابتی تر نسبت به این سیستم دارد. اما برای دریافت پاسخ تمام پرسش ها باید تا ماه نوامبر و عرضه رسمی کنسول منتظر باقی ماند.

The post appeared first on .

کامپیوتری هم تراز با پلی استیشن پرو، چه عملکردی در اجرای بازی ها دارد؟