Tagچرا نیست؟

چرا گلکسی اس 8 از حسگر اثر انگشت تعبیه شده زیر شیشه نمایشگر برخوردار نیست؟

چرا گلکسی اس 8 از حسگر اثر انگشت تعبیه شده زیر شیشه نمایشگر برخوردار نیست؟

همانطور که می دانید با وجود رسمی حسگر اثر انگشت قابل تعبیه زیر شیشه نمایشگر توسط کمپانی Synaptics، پرچمدار آتی کره ای ها یعنی گلکسی اس 8 طبق شواهد معتبر همچنان از سنسورهای فیزیکی معمولی بهره مند است.

آن هم در حالی که سامسونگ پنل جلویی موبایل را به گونه ای طراحی کرده که ضمن کاهش قابل توجه حاشیه ها، جایی برای حضور سنسور در جلوی بدنه باقی نمانده و به همین سبب مجبور شدند آن را در پشت بدنه و کنار لنز دوربین اصلی جایگذاری کنند.

با وجود اینکه تقریباً بدیهی به نظر می رسید، یکی از منابع خبری کره ای با اشاره به ادعای یکی از کارمندان سامسونگ، علت این اتفاق را عدم هماهنگی کامل شرکت سینپتیکس و کم بودن فرصت مناسب برای تولید انبوه برشمرده است.

از طرفی با اینکه حدود سه ماه از معرفی نسخه اولیه این تکنولوژی می گذرد، کارشناسان معتقدند فناوری سینپتیکس هنوز در مرحله آزمایشی قرار دارد و به تکامل لازم برای ورود به بازار جهانی دست نیافته است.

با این وجود به نظر می رسد آیفون بعدی که فرصت بیشتری داشته و قرار است اواخر تابستان یا اوایل پاییز سال آینده عرضه شود، طبق شایعات پیشین می تواند به سادگی از تکنولوژی مورد بحث بهره مند گردد.

خبرهای بیشتر در رابطه با گلکسی اس 8

The post appeared first on .

چرا گلکسی اس 8 از حسگر اثر انگشت تعبیه شده زیر شیشه نمایشگر برخوردار نیست؟

چرا Call of Duty Infinite Warfare جزو بهترین بازی های سال 2016 نیست؟

چرا Call of Duty Infinite Warfare جزو بهترین بازی های سال 2016 نیست؟

تقریبا همه سایت ها و مجلات معتبر حوزه بازی های ویدیویی در سراسر جهان، شروع به انتشار لیست بهترین بازی های سال از نگاه خود کرده اند. این رویه که تقریبا دو-سه هفته پیش با برگزاری مراسم The Game Awards 2016 آغاز شد، حالا روندی جدی تر به خود گرفته و شاهد انتشار موجی از این لیست ها هستیم.

شب گذشته، در دیجیاتو که شامل 30 عنوان برتر امسال از نگاه ما بود. شکی نیست که در این بین عناوین بسیاری جا ماندند و نتوانستیم آن ها را در جایگاه بهترین های سال قرار دهیم.

اما یک عنوان اسمی از آن برده نشد و سرسختانه معتقدیم که نباید هم چنین می شد: Call of Duty Infinite Warfare.

از سال 2009 که اکتیویژن Modern Warfare 2 را عرضه کرد و توانست یکی از مدعیان اصلی کسب جایزه بهترین بازی سال باشد، تاکنون شاهد روندی رو به افول بوده ایم. Call of Duty هر سال ساخته می شود و همزمان با آن، مشکل ریشه عمیق تری پیدا می کند.

اکتیویژن نه می خواهد و نه گویا توان آن را دارد که با اتکا به تیم فعلی بازی سازانش، عنوانی بسازد با استانداردهای روز. 7 سال پیش، وینس زمپلا و جیسون وست موفق شدند با مدرن وارفر 2، فرمول ساخت یک شوتر موفق در نسل هفتم را پیدا کنند و نتیجه کار به شدت هیجان انگیز و دوست داشتنی از آب در آمد.

اما ای کاش روند پیشرفت همینگونه باقی می ماند، ولی Call of Duty در سال 2009 متوقف شد و هیچ پیشرفت چشمگیری تا به امروز نداشته که دلمان به همان خوش باشد. تصور کنید اپل و سامسونگ از 2009 یک محصول تکراری با پیشرفتی بسیار اندک را هر سال به شما بفروشند. حتی اگر آن محصول در سال 2009 اوج نوآوری و نبوغ را هم نشان دهد، با پیاده سازی اندکی پیشرفت، نمی توان همان را در سال 2016 پذیرفت.

Call of Duty که زمانی توان کسب بالاترین میانگین امتیازات هر سال را داشت، حالا به جایی رسیده که باید در محدوده نمره 75 به دنبال آن بگردیم. این یعنی یک عقبگرد اساسی، کم فروشی و سوء استفاده از اعتمادی که سال ها پیش ایجاد شد.

اگر Call of Duty، از ابتدای نام Infinite Warfare حذف می شد و میلیون ها دلار سرمایه برای تبلیغات آن هزینه نمی شد، رسانه ها و مردم قطعا برخورد بسیار متفاوتی با آن داشتند و مطمئنا صفات چندان خوبی برای خطاب کردنش نداشتند.

نه تنها میانگین امتیازات، بلکه حتی فروش Infinite Warfare هم به پایین ترین حد خود از زمان انتشار مدرن وارفر 2 رسیده که این نشانه واضح سقوط مستقیم یک عنوان محبوب است.

از بخت خوش اکتیویژن، Call of Duty به سبب تبلیغات گسترده ای که دارد و محبوبیتی که طی سال ها میان مردم پیدا کرده، هنوز هم فروش خوبی دارد. گرچه در قیاس با سال های گذشته، میزان فروش Infinite Warfare در بدترین حالت خود به سر می برد، اما هنوز هم کال آو دیوتی فروش خوبی دارد.

نه تنها میانگین امتیازات، بلکه حتی فروش Infinite Warfare هم به پایین ترین حد خود از زمان انتشار اولین مدرن وارفر رسیده.

به جای هزینه کردن برای ساخت موتور گرافیکی قدرتمندتر و تحقیق و توسعه روی جوانب مختلف در زمینه طراحی یک بازی استاندارد برای سال 2016، اکتیویژن تصمیم گرفته تا تبلیغات خود را بیشتر و بیشتر کند تا مثل یک طبل توخالی باشد. سر و صدای زیادی می کند، اما از درون تهی است.

حتی اکتیویژن هم می داند Call of Duty های جدیدش بی ارزش هستند که مخاطب را مجبور می کند به خاطر داشتن نسخه ریمستر Modern Warfare، این نسخه جدید را هم بخرند. یک تیر و دو نشان است اما رِندی اکتیویژن به چیزی جز بی اعتماد کردن مخاطب و منفور شدن اش نزد آن ها کمکی نمی کند.

تصور کنید با این سرمایه گذاری هنگفت در زمینه تبلیغات و همچنین اعتبار خوبی که Call of Duty در گذشته با نام خود داشته، فروش این عنوان کم هم باشد.

جاستین بیبر را می شناسید؟ احتمالا منفورترین کاراکتر غیر خیالی دنیای امروز ما باشد. ویدیوی Baby از جاستین بیبر که سال 2010 منتشر شد، رکورد بیشترین Dislike را روی سرویس یوتوب دارد و رتبه دوم به چه کسی اختصاص دارد؟ معلوم است که اکتیویژن و Call of Duty Infinite Warfare.

کمی عمیق تر که نگاه کنیم حتی متوجه می شوید میزان نفرتی که از Infinite Warfare وجود دارد بیشتر از آن چیزی است که فکرش را می کنیم. تریلر این بازی با نرخ لایک/دیسلایک 85.85 درصدی اش، در لیست های دیگر هم خوش می درخشد.

بحث حتی بر سر تقابل Infinite Warfare با تایتانفال 2 و بتلفیلد 1 هم نیست. دو بازی جدید الکترونیک آرتز به قدری عالی و درجه یک ساخته شده اند که حتی خنده دار است بخواهیم Infinite Warfare را در برابر آن ها قرار دهیم. منتها به سبب سوء استفاده ای که اکتیویژن از نام محبوب Call of Duty می کند، باید بپذیریم که Infinite Warfare علی رغم ضعف های غیر قابل چشم پوشی اش، یک Call of Duty است.

تایتانفال 2 و بتلفیلد 1 عملکرد فوق العاده ای داشته اند و در کمتر لیستی می توانید عدم حضور حداقل یکی از آن ها را در 5 عنوان برتر نبینید. 10 تای اول را ببینید و قطعا نام هر دو بازی را خواهید یافت.

مسئله بر سر این نیست که کدام بازی به شما لذت بالایی داده و من و شما طرفدار چه عنوان ریشه داری هستیم. باید قبول کرد و پذیرفت که Call of Duty های جدید به هیچ عنوان نزد رسانه ها و گیمرهای حرفه ای سراسر دنیا پذیرفته شده نیستند چرا که در هیچ مقیاسی نمی توانند برتری خاصی را نمایش دهند.

Infinite Warfare همچنان بر پایه استانداردهایی که جیسون وست و وینس زمپلا 7 سال پیش در Modern Warfare 2 به نمایش گذاشتند ساخته شده، در حالی که دنیای بازی سالانه استانداردهای جدیدی را معرفی می کند. کافی است Battlefield Bad Company را با Call of Duty Modern Warfare 2 مقایسه کنید تا متوجه شوید الکترونیک آرتز، در آن دوران چقدر از رقیب خود عقب افتاده بود.

حالا همین قیاس را میان بتلفیلد 1 و Call of Duty Infinite Warfare کنید تا ببینید که پسرفت اکتیویژن و پیشرفت فوق العاده الکترونیک آرتز تا چه حد به اعتماد رسانه های تخصصی حوزه بازی در سراسر جهان و گیمرهایی که مشتاقانه هر دو عنوان را پیگیری می کنند ضربه زده.

تایتانفال 2 و بتلفیلد 1 عملکرد فوق العاده ای داشته اند و در کمتر لیستی می توانید عدم حضور حداقل یکی از آن ها را در 5 عنوان برتر نبینید.

بسیاری معتقدند که بتلفیلد رقیب کال آو دیوتی نیست. بسیار خب، تایتانفال چطور؟ تایتانفال 2 از نگاه بسیاری، حتی از بتلفیلد 1 هم بهتر ظاهر شده و دقیقا همان چیزی است که Call of Duty باید در طول زمان به آن تبدیل می شد، اما در عوض اکتیویژن تصمیم گرفت هزینه اضافه نکند و همان عنوان قدیمی را که دست بر قضا سازندگان تایتانفال ساخته بودند، 6 سال متوالی با تغییراتی بسیار ناچیز در هسته گیم پلی عرضه کند و از اعتباری که سال ها پیش با تلاش و کوشش به دست آمده بود، سوء استفاده کند.

ریمستر کردن Call of Duty Modern Warfare حرکت پسندیده ای از سوی اکتیویژن بود که البته اجباری کردن خرید Infinite Warfare همراه با آن، تمام ارزش کار را زیر سوال برد. این سیاست مشمئز کننده دو حالت دارد: یا اکتیویژن به فروش Infinite Warfare اعتماد ندارد و می خواهد با چنگ زدن به یک بازی واقعا خوب قدیمی، فروش بازی بی کیفیت جدید خود را تضمین کند، یا اینکه می خواهد صرف نظر از احترام به حق انتخاب مخاطب، میلیون ها مشتاق را مجبور به پرداخت مبلغی بیشتر کند.

در The Game Awards 2016، اوورواچ به عنوان بهترین بازی سال انتخاب شد و تیم تحریریه 9 نفره بخش بازی دیجیاتو نیز با جمع آرا به برتری این عنوان رای داد. سوال پیش می آید که آیا این انتخاب تحت تاثیر The Game Awards انجام شده؟ مسلما خیر، گرچه فاصله میان اوورواچ و آنچارتد 4 بسیار اندک بود اما برای بسیاری از ما، ماه ها پیش «بهترین بازی سال» خود را نشان داده بود و اگر The Game Awards هم جایزه بهترین بازی سال را به اوورواچ نمی داد، تعجب بسیاری از ما برانگیخته می شد.

بسیاری معتقدند که بتلفیلد رقیب کال آو دیوتی نیست. بسیار خب، تایتانفال چطور؟

نه گرافیک فانتزی اهمیت دارد، نه فقدان بخش داستانی و نه هیچ چیز دیگری. متاسفانه یا خوشبختانه معیار برای انتخاب «بهترین»، گرافیک تکنیکی نیست. اگر معیار گرافیک بالا و انیمیشن های واقع گرایانه باشد، راه را اشتباه آمده ایم، اینجا سالن سینما نیست و به تماشای انیمیشن های پیکسار ننشسته ایم. دنیای بازی را انتخاب کرده ایم تا نقش آفرینی در دنیایی خیالی را تجربه کنیم.

دو بازی نام برده تقریبا به فاصله کمی از یکدیگر عرضه شدند چند ماه فرصت داشتیم تا انتخابی سنجیده میان این دو عنوان داشته باشیم. به دلایلی که بیان کردیم، از نگاه تیم تحریریه دیجیاتو، ارزش عنوانی کاملا بدیع از هر لحاظ، بسیار بالا بوده و ضمن تحسین آخرین شاهکار ناتی داگ، اما اوورواچ از نگاه تیم به عنوان بهترین بازی سال انتخاب می شود، تصمیمی که از چند ماه پیش کاملا قطعی به نظر می رسید.

متاسفانه یا خوشبختانه معیار برای انتخاب «بهترین»، گرافیک تکنیکی نیست.

2016 سال شگفت انگیزی بود و عناوین فوق العاده ای به دست ما رسید که محدودیت انتخاب 30 بازی سبب شد تا اسمی از آن ها برده نشود. بازی های مستقلی نظیر Oxenfree یا The Witness و بازی های کلان بودجه نظیر مافیا 3 و Rise of the Tomb Raider (که البته نسخه اکس باکس وان در لیست بهترین بازی های سال 2015 جایگاهی ویژه داشت) از این لیست جا ماندند.

سعی بر این بوده که فارغ از هرگونه طرفداری و حمایت از برند کنسولی خاص، بهترین ها را از نگاه خودمان معرفی کنیم. شکی نیست که بهترین ها کاملا متغیر هستند و با در نظرگیری سلایق مختلف انتخاب می شوند. به همین دلیل است که به هر سایت و مجله ای سر بزنید، لیستی متفاوت می بینید. بنابراین هیچ واقعیت متقنی برای انتخاب وجود ندارد که اگر این طور بود «بهترین بازی سال» از نگاه تمامی رسانه ها نباید به بیش از یک عنوان می رسید.

توصیه می کنیم Overwatch را بیازمایید و از روی تصاویر و ویدیوها نتیجه گیری نکنید. شاید دو-سه ساعت کافی باشد تا اعتیاد به این بازی را حس کنید و متوجه شوید دنیای بازی های ویدیویی تا چه حد فراتر رفته، دنیایی که شاید تا چندی دیگر، اکتیویژن و Call of Duty در آن جایگاه محبوبی نداشته باشند (چه بسا که همین حالا هم ندارند).

اگر معیار گرافیک بالا و انیمیشن های واقع گرایانه باشد، راه را اشتباه آمده ایم، اینجا سالن سینما نیست و به تماشای انیمیشن های پیکسار ننشسته ایم.

بابت بازی کردن هر کدام از این عناوین 60 دلار می پردازیم که به پول رایج ایران تقریبا 240 هزار تومان می شود (بله، دلار 4 هزار تومان شد)! بنابراین نه تنها به عنوان یک مخاطب حرفه ای، بلکه به عنوان یک مشتری ثابت، باید بدانیم که کدام شرکت واقعا برای تصاحب این 60 دلار تلاش کرده و کدام شرکت حقوق مصرف کننده را با تکرار یک فرمول منسوخ و استفاده از یک برند محبوب پایمال کرده.

اکتیویژن سال به سال Call of Duty را به لبه گور نزدیک تر می کند و اگر همین روند ادامه پیدا کند، شکی نیست که تا چند سال دیگر شاهد سقوط این عنوان خواهیم بود. تا زمانی که Call of Duty همان بازی تکراری و دست نخورده قدیمی باشد، این عنوان نزد رسانه ها و گیمرهای حرفه ای هم جایگاهی ندارد و حتی به راحتی می تواند در لیست بدترین ها و ناامیدکننده ترین های سال، جایگاهی امن را تصاحب کند و جسارت جایگزینی اش را با عنوان دیگری را نداشته باشیم.

اگر مثل ما، طرفدار قدیمی این برند محبوب هستید، مطمئنا می دانید که حمایت از حقوق خودتان در اولویت قرار دارد و نه حمایت از سیاست هایی با هدف خالی کردن جیب تان. کیفیت را در برابر مبلغی که می پردازید قرار دهید و ببینید آیا هنوز هم طرفداری از محصولات بی کیفیت اکتیویژن که تحت عنوان Call of Duty عرضه می شوند، منطقی است یا خیر.

The post appeared first on .

چرا Call of Duty Infinite Warfare جزو بهترین بازی های سال 2016 نیست؟

چرا درصد باقی مانده از باتری در گجت های هوشمند هیچ گاه دقیق نیست؟

چرا درصد باقی مانده از باتری در گجت های هوشمند هیچ گاه دقیق نیست؟

با توجه به برخی برآوردها به نظر می رسد که سیستم تخمین میزان شارژ باقی مانده ی لپ تاپ ها، تبلت ها و تلفن های هوشمند هرگز نمی داند که دقیقاً چه میزان از قدرت باتری این دستگاه ها کاسته شده است.

احتمالاً برای شما هم پیش آمده که سیستم تخمین، به طور ناگهانی به جای 5 ساعت مدت زمان 2 ساعت را به عنوان شارژ باقی مانده دستگاه تان نشان دهد. حتی ممکن است این مشکل پا را فراتر گذاشته و تمام شدن باتری دستگاه مورد استفاده ی شما، با هشدار خاصی همراه نباشد.

گجت شما تنها با توجه به استفاده ی فعلی میزان قدرت باتری را تخمین می زند

تمام کاری که لپ تاپ ها و سایر گجت ها از پس آن بر می آیند تخمین حدودی مدت زمان باقی مانده تا تخلیه کامل باتری است. حتی اگر میزان شارژ باتری شما 100 درصد باشد، بسته به نوع کارتان تخمین های مختلفی را خواهید دید.

به عنوان مثال، اگر در یک لپ تاپ نور صفحه ی نمایش را کاهش داده و تنها به گشت و گذار در اینترنت بپردازید، به طور متوسط باتری دستگاه به میزان 10 ساعت دوام خواهد آورد. این در حالی است که اگر روی همان سیستم نور صفحه را به حداکثر افزایش داده و یک بازی را اجرا کنید، این میزان به 2 ساعت کاهش می یابد.

با این حال تمام این مسائل، صرفا یک پیش بینی هستند. اگر می بینید که زمان کمی به اتمام باتری دستگاه باقی مانده، می توانید میزان شارژدهی آن را با کاهش فشارهای موجود روی سیستم بیشتر کنید. در مقابل اگر عکس این موضوع برای شما صادق بود، خیال تان از وضعیت شارژ باتری راحت باشد.

این تخمین و برآورد می تواند نسبت به کاری که رایانه در پس زمینه انجام می دهد، نوسان داشته باشد. به عنوان مثال هنگامی که ویندوز در حال نصب آپدیت است، از بیشتر منابع پردازنده استفاده کرده و بالطبع سرعت تخلیه ی شارژ باتری را افزایش می دهد. به این ترتیب زمان تخمین ها هم کاهش می یابد.

حتی اگر هنگام وب گردی نیز به وب سایت هایی که دارای تبلیغات ویدیویی هستند مراجعه کنید، این موضوع خودش را به روشنی نشان خواهد داد. به عبارت دیگر، دستگاه شما تنها با بررسی نرخ فعلی تخلیه ی باتری زمان باقی مانده تا خاموش شدن را تخمین می زند. ساده تر بگوییم، این سیستم نمی تواند آینده را پیش بینی کند و تنها بر اساس شرایط و میزان استفاده فعلی شما زمان باقی مانده تا اتمام باتری را اطلاع رسانی می کند.

اگر باتری دستگاه تان بدون هیچ هشداری تخلیه شد، این بدان معناست که سیستم قادر به حدس زدن میزان شارژ باقی مانده نیست

نوع نگهداری شما از باتری دستگاه بسیار مهم است. در صورتی که در نگهداری آن کوتاهی کنید، این قطعات نمی توانند قدرت زیادی را در خود ذخیره کنند و همچنین سخت افزار ناظر بر میزان تخلیه شارژ باتری هم ممکن است تخمین خود را به اشتباه ثبت نماید.

این همان دلیلی است که سبب می شود باتری پیش از هشدار 10 درصد و یا حتی 20 درصد شارژ باقی مانده، به طور کامل تخلیه شود. در مقابل برخی دستگاه ها قادر هستند میزان قدرت موجود در باتری ها را بهتر درک کنند. مداری که روی باتری قرار دارد، قادر است ظرفیت باتری و سلامت آن را به طور کامل به سیستم عامل گزارش دهد.

اما اگر پیش از هشدار 10 درصد و یا 20 درصد شارژ باقی مانده، باتری به صورت کامل تخلیه شد، پس احتمالاً نیاز دارید باتری لپ تاپ خود را مجدداً کالیبره (تنظیم) کنید. این عمل را می توانید با خالی کردن کامل باتری لپ تاپ و سپس شارژ مجدد آن به صورت کامل انجام دهید.

این کار سبب افزایش مدت زمان نگهداری شارژ نمی شود، اما به سخت افزار کمک می کند تا از میزان تخلیه شدن باتری درک بهتری داشته و بتواند تخمین دقیق تری بزند. همچنین می توانید سلامت و ظرفیت باتری را تقریباً روی هر دستگاهی چک کنید. در ویندوز، می توانید برای باتری لپ تاپ خود یک گزارش سلامت تهیه کنید.

این کار به شما اجازه می دهد که ظرفیت پیش فرضی که کارخانه سازنده باتری برایش در نظر گرفته را با ظرفیت شارژ کامل فعلی آن مقایسه کنید. مطمئناً ظرفیت شارژ فعلی باتری به دلیل رو به زوال رفتن این قطعه، از نمونه ی اصلی آن که در کارخانه طراحی شده است، کمتر خواهد بود.

در سیستم عامل مک، کلید Option را فشار داده و در نوار منو روی آیکن باتری کلیک کنید. در این قسمت، بخش Condition را مشاهده می کنید که وضعیت باتری را به اطلاع شما می رساند. اگر وضعیت این بخش Normal باشد، بدان معناست که سیستم به درستی و بدون هیچ مشکلی کار می کند.

در صورتی که وضعیت آن روی Replace Soon یا Replace Now قرار داشته باشد، باید بگوییم که باتری شما خراب شده و باید هرچه سریعتر یک جایگزین مناسب برای آن پیدا کنید.

در مجموع باید گفت که تخمین میزان شارژ باقی مانده از باتری گجت ها هرگز دقیق نخواهد بود. با این وجود اما فرم درصدی آن از مدل تخمین زمان دقیق تر است.

اگر احساس می کنید که سیستم شما در نمایش میزان باتری باقی مانده عملکرد صحیحی ندارد، بهترین راه کالیبره کردن مجدد باتری است. در این صورت بهتر می توانید به تخمین سیستم از میزان باتری باقی مانده اعتماد کنید.

The post appeared first on .

چرا درصد باقی مانده از باتری در گجت های هوشمند هیچ گاه دقیق نیست؟

با توجه به برخی برآوردها به نظر می رسد که سیستم تخمین میزان شارژ باقی مانده ی لپ تاپ ها، تبلت ها و تلفن های هوشمند هرگز نمی داند که دقیقاً چه میزان از قدرت باتری این دستگاه ها کاسته شده است.

احتمالاً برای شما هم پیش آمده که سیستم تخمین، به طور ناگهانی به جای 5 ساعت مدت زمان 2 ساعت را به عنوان شارژ باقی مانده دستگاه تان نشان دهد. حتی ممکن است این مشکل پا را فراتر گذاشته و تمام شدن باتری دستگاه مورد استفاده ی شما، با هشدار خاصی همراه نباشد.

گجت شما تنها با توجه به استفاده ی فعلی میزان قدرت باتری را تخمین می زند

تمام کاری که لپ تاپ ها و سایر گجت ها از پس آن بر می آیند تخمین حدودی مدت زمان باقی مانده تا تخلیه کامل باتری است. حتی اگر میزان شارژ باتری شما 100 درصد باشد، بسته به نوع کارتان تخمین های مختلفی را خواهید دید.

به عنوان مثال، اگر در یک لپ تاپ نور صفحه ی نمایش را کاهش داده و تنها به گشت و گذار در اینترنت بپردازید، به طور متوسط باتری دستگاه به میزان 10 ساعت دوام خواهد آورد. این در حالی است که اگر روی همان سیستم نور صفحه را به حداکثر افزایش داده و یک بازی را اجرا کنید، این میزان به 2 ساعت کاهش می یابد.

با این حال تمام این مسائل، صرفا یک پیش بینی هستند. اگر می بینید که زمان کمی به اتمام باتری دستگاه باقی مانده، می توانید میزان شارژدهی آن را با کاهش فشارهای موجود روی سیستم بیشتر کنید. در مقابل اگر عکس این موضوع برای شما صادق بود، خیال تان از وضعیت شارژ باتری راحت باشد.

این تخمین و برآورد می تواند نسبت به کاری که رایانه در پس زمینه انجام می دهد، نوسان داشته باشد. به عنوان مثال هنگامی که ویندوز در حال نصب آپدیت است، از بیشتر منابع پردازنده استفاده کرž