Monthمارس 2017

عرضه Cyberpunk 2077 در سال ۲۰۱۹؟

عرضه Cyberpunk 2077 در سال ۲۰۱۹؟

وب‌سایت رسمی استودیوی CD Projekt Red امروز با اطلاعات جدیدی بروزرسانی شد. این اطلاعات مربوط به درخواست آنها به دولت لهستان برای واگذاری بودجه برای 4 پروژه بود که به احتمال زیاد ارتباطی به Cyberpunk 2077 دارد.

همانطور که سال گذشته عنوان شده بود، دولت لهستان چند پروژه از این استودیو را برای واگذاری بودجه تحقیقاتی قبول کرده است. به صورت کلی سازندگان The Witcher 3 از بودجه 7 میلیون دلاری برخوردار شده‌اند. حالا در وب‌سایت این استودیو درخواست‌های مربوط به پروژه‌های پذیرفته شده منتشر شده‌اند. این درخواست‌ها نکته چندان جذابی ندارند اما به نظر می‌رسد که اطلاعاتی جدید در بین این درخواست‌ها از بازی Cyberpunk 2077 وجود دارد. تمام این درخواست‌ها در نهایت به تاریخ 29 ژوئن سال 2019 اشاره می‌کنند. پروژه‌های تایید شده توسط دولت لهستان باید تا این تاریخ تکمیل شوند، شاید Cyberpunk 2077 نیز در همین بازه زمانی به بازار عرضه شود. البته این امکان وجود دارد که در صورت درخواست CD Projekt Red این بازه زمانی افزایش پیدا کند.

این اثر اولین بار در سال 2012 معرفی شد و استودیو سازنده نیز به طرز عجیبی در مورد فرآیند ساخت Cyberpunk 2077 ساکت است.

نوشته اولین بار در پدیدار شد.

عرضه Cyberpunk 2077 در سال ۲۰۱۹؟

دور همی؛ به صرف خشونت

دور همی؛ به صرف خشونت

کمی آرام و به دور از هر گونه خشونتی بود اما امشب می خواهیم یک لیست سراسر خشونت را به شما معرفی کنیم. از جنگ های جهانی و نبرد انسان ها در فضا گرفته تا نبردی با نژادهای بیگانه که می خواهند زمین را از ما بگیرند.

در لیست پیشنهادی امشب ما، تجربه های کوتاه و چند دقیقه ای جایی ندارند و در عوض می خواهیم بازی هایی به شما معرفی کنیم که در طول تعطیلات عید می توانند اوقات فراغت شما را پر کنند.

این بار بحث کاملا جدی است، خبری از بازی های مفرح و شاد نیست و فقط قرار است بجنگیم و دنیا را نجات دهیم. بنابراین باید آماده نبرد باشید و سلاح به دست به جنگ موجودات فضایی و متجاوزین بروید.

سری بازی Gears of War

  • پی سی، اکس باکس وان، اکس باکس 360

احتمالا خشن ترین بازی پیشنهادی ما برای تعطیلات عید همین Gears of War باشد. اما بگذارید راحت باشیم، کشتن هیولاهایی که می خواهند زمین را از ما بگیرند و انسان ها را به برده خودشان تبدیل کنند حالی اساسی دارد. تکه تکه کردنشان با اره برقی در میان نبرد که اصلا نگو و نپرس.

سری Gears of War از همان ابتدا که فرصت تجربه اش را روی اکس باکس 360 داشتیم، این قابلیت را داشت که به صورت دو نفره بازی شود. اگر فکر می کنید تجربه این بازی با گرافیک خوبی که دارد به صورت دو نفره اشتباه است، می توانم به شما تضمین بدهم که شخصا هیچ کدام از Gears of War ها را بدون حضور برادرم نتوانستم بازی کنم و تا زمانی که بازی دو نفره نبود، لذت واقعی اش برایم آشکار نمی شد.

بنابراین این فرصت را از خودتان نگیرید و در یک نبردی سهمگین، هم پای همرزمتان اسلحه به دست بگیرید و لوکاست های وحشی را از وسط به دو قسمت تقسیم کنید تا بفهمند زمین برای کیست و اگر بخواهند به خاک ما تجاوز کنند چه سرنوشتی در انتظارشان هست.

اگر اکس باکس وان داشته باشید که هر 5 نسخه Gears of War منتشر شده را می توانید روی این کنسول تجربه کنید (البته توصیه می کنیم که Gears of War Judgment را بی خیال شوید و فقط شماره دارها را بازی کنید) اما اگر اکس باکس 360 دارید، به جز Gears of War 4، باقی را می توانید تجربه کنید. برای پی سی هم فقط Gears of War: Ultimate Edition (بازسازی نسخه اول) و Gears of War 4 منتشر شده است.

سری بازی Call of Duty

  • پی سی، پلی استیشن 4، اکس باکس وان، پلی استیشن 3، اکس باکس 360

Call of Duty شاید دیگر جایگاه والای خود را در میان گیمرها نداشته باشد و اکتیویژن نامش را به سیاهی کشیده باشد اما هنوز هم شماره های قدیمی آن برای دور همی های خانوادگی لذت بخش هستند. برای مثال شاید باورتان نشود اما هنوز هم تجربه بخش ماموریت های ویژه Call of Duty: Modern Warfare 2 روی اکس باکس 360 یا پلی استیشن 3 اوج هیجان است.

مدرن وارفر 2 به تنهایی شامل 23 مرحله Special Ops بود که گرفتن هر 3 ستاره آن ماموریت ها ممکن بود ده ها ساعت به طول بیانجامد. هماهنگی میان دو بازیکن برای کشتن دشمنان، آهسته و آرام نفوذ کردن به پایگاه دشمن و به دست آوردن مدرک مورد نیاز فوق العاده هیجان انگیز بود.

به هر حال، گزینه ها فقط به سری مدرن وارفر محدود نیست. اگر از علاقه مندان به Call of Duty های استودیوی Treyarch هستید، قطعا می دانید که بخش زامبی این عناوین چه لذتی دارد و چه کارها که نمی توان در آن ها کرد.

نکته جالب اینکه می توان همه مراحل بخش داستانی Call of Duty: Black Ops 3 را هم در حالت آنلاین و آفلاین به صورت دو نفره بازی کرد. بنابراین اگر با بخش زامبی ارتباط برقرار نمی کنید، می توانید چندین ساعت بخش داستانی را دو نفره انجام دهید.

نکته جالب دیگر اینکه بخش دو نفره این بازی هم به صورت دو نفره روی یک تلویزیون قابل بازی است که برای انتقام های شخصی بسیار جذاب خواهد بود. می توانید هر مُدی که دوست دارید را دو نفره بازی کنید، بدون حضور هیچ مزاحم دیگری، دو تیم تک نفره در برابر یکدیگر.

اما به هر حال، پیشنهاد ویژه ما، مراحل Special Ops و بخش زامبی هستند که از هر بخش دیگری جذاب تر هستند.

سری بازی Halo

  • اکس باکس وان، اکس باکس 360

حتما می دانید که کورتانا از سری بازی هیلو آمده و حالا تبدیل شده به دستیار شخصی ما در ویندوز 10. اما در اصل و ابتدا، کورتانا دستیار شخصی و هوش مصنوعی شخصیت «مَستر چیف» در سری بازی های هیلو بوده و به او کمک می کرده تا ماموریت های بزرگ و حساس را به ثمر برساند.

حالا اما در تعطیلات عید فرصت را غنیمت بشمرید و رابطه احساسی میان مستر چیف و کورتانا را دریابید تا بهتر از هر زمان دیگری بتوانید با او در ویندوز 10 ارتباط برقرار کنید. به جز هیلو 5 که در سال 2015 عرضه شد، باقی هیلوها از بخش چند نفره آفلاین برخوردار بودند که لذت بازی کردن را دو چندان می کرد.

بنابراین بهترین گزینه برای کسانی که اکس باکس وان دارند، خرید یک مجموعه شامل 4 بازی است به نام Halo The Master Chief Collection. البته اگر به صورت جداگانه Halo Reach را هم بخرید که اصلا بهترین کار را کرده اید.

هیلو یک شوتر کنسولی معرکه و درجه یک با بهترین خط داستانی و گیم پلی فوق العاده درگیر کننده ای است که شاید هر کسی آن را نپسندد اما اگر چند ساعت هیلو بازی کردید و کم کم به آن وابسته شدید، بدانید که کارتان تمام شده و تمام عید را باید بنشینید و هیلو بازی کنید.

بسته به اینکه 2، 3 یا 4 نفر باشید، نمایشگر تلویزیون شما به قسمت های مساوی تقسیم می شود تا بتوانید تجربه ای هیجان انگیز از این سری بازی را روی یک مبل راحت و نرم به دست آورید.

تمام کردن بخش داستانی هیلو روی درجه سختی های پایین زیاد طولی نمی کشد اما اگر بخواهید یک چالش اساسی را در کنار خانواده خود داشته باشید (البته اگر هم بازی شما هم گیمر باشد) توصیه می کنیم که درجه سختی Legendary را بیازمایید تا متوجه شوید که سرعت عمل و هوش بالا، چه نقشی در بازی های ویدیویی دارند.

The post appeared first on .

دور همی؛ به صرف خشونت

مروری بر زندگی بیل گیتس، موسس مایکروسافت

مروری بر زندگی بیل گیتس، موسس مایکروسافت

کارآفرین مشهور بیل گیتس که در سال 1955 میلادی در سیاتل واشنگتن متولد شد به تدریج از سن 13 سالگی به مقوله برنامه نویسی علاقمند گردید و در ادامه به واسطه بهره گیری از نبوغ تکنولوژیکی، اتخاذ استراتژی های کاری قوی و تاکتیک های تهاجمی در تجارت و البته همراهی پل آلن (Paul Allen) موفق شدن بزرگ ترین شرکت نرم افزاری دنیا به نام مایکروسافت را تاسیس کند.

سال های نخست زندگی

بیل گیتس با نام اصلی ویلیام هنری گیتس سوم در تاریخ 28 اکتبر سال 1955 میلادی در سیاتل، واشنگتن متولد شد و به تدریج از سن 13 سالگی به مقوله برنامه نویسی علاقمند شد. وی که در آن زمان در مدرسه Lakeside درس میخواند در کالج نیز به دنبال این علاقه رفت و در آنجا با دوست و شریک تجاری آینده اش یعنی پل آلن (Paul Allen) آشنا شد.

گیتس جوان به واسطه نبوغش در عرصه فناوری، اتخاذ استراتژی های کاری قوی و همچنین تاکتیک های تهاجمی اش در تجارت موفق شد بزرگ ترین شرکت نرم افزاری دنیا یعنی مایکروسافت را تاسیس کند و در ادامه به ثروتمندترین فرد جهان بدل شود.

طبقه اجتماعی گیتس بالاتر از حد متوسط بود و پدر و مادرش غیر از او دو فرزند دختر هم داشتند: کریستین که بزرگ تر بود و لیبی که جوانتر. پدرشان سر ویلیام اچ. گیتس در زمان آشنایی اش با ماری مکسول همسر آینده اش و مادر بیل، در رشته حقوق درس می خواند و البته اندکی هم خجالتی بود.

ماری هم از دانشجویان میهمان در دانشگاه واشنگتن بود و به ورزش علاقه زیادی داشت، تا جایی که فعالانه در کلیه امور دانشجویی شرکت می کرد و همواره نقش لیدر را داشت.

جو خانواده گیتس گرم بود و صمیمی و هر سه فرزند آن مرتبا برای رقابت با همسن و سالان شان و البته تلاش برای موفقیت تشویق می شدند. بیل جوان نخستین بار توانمندی هایش در این زمینه را زمانی نشان داد که هماهنگی مسابقات ورزشی خانوادگی را در خانه ییلاقی شان در Puget Sound عهده دار شد. وی همچنین در بازی هایی که با تخته انجام می شدند عملکرد خوبی را از خود نشان می داد و عاشق ریسک کردن بود.

بیل رابطه نزدیکی هم با مادر خانواده، ماری، داشت. مادرش پیشتر به عنوان معلم فعالیت کرده بود اما بعد از آمدن بچه ها تصمیم گرفت شغلش را رها کند و وقتش را صرف تربیت و پرورش فرزندانش نماید و در اوقات فراغت نیز به امور خیریه بپردازد.

مادر بیل گیتس از اعضای هیئت مدیره IBM و چند شرکت مطرح دیگر بود

وی همچنین از اعضای هیئت مدیره چندین شرکت از جمله First Interstate Bank (که توسط پدربزرگش تاسیس شده بود)، United Way و IBM بود و هر زمان که برای انجام امور داوطلبانه به مدارس و سازمان ها می رفت، بیل را نیز با خود می برد.

پسر جوان داستان ما در زمان کودکی علاقه وافری هم به مطالعه و کتاب خواندن داشت و ساعت های طولانی را صرف مطالعه کتاب های مرجع از جمله دایرة المعارف می کرد. اما حدودا از سنین یازده یا دوازده سالگی بود که والدین بیل در مورد رفتارهای پسرشان نگران شدند. عملکردش در مدرسه خوب بود اما غالبا خسته به نظر می رسید و والدینش نگران بودند که انزواطلب شود.

تصویری از کودکی گیتس

البته پدر و مادر بیل به شدت به آموزش در مدارس دولتی باور داشتند، اما به خاطر همین نگرانی، از سن 13 سالگی تصمیم گرفتند که پسرشان را به مدرسه غیر انتفاعی Lakeside بفرستند. ظاهرا این تصمیم سودمند واقع شد چراکه بیل در تمامی دروس از جمله ریاضیات و علوم و همچنین ادبیات و زبان انگلیسی خوش می درخشید و سرآمد بود.

زمانی که در مدرسه Lakeside درس می خواند، یکی از شرکت های کامپیوتری مستقر در سیاتل پیشنهاد داد که دانش آموزان آن مدرسه درسی به نام کامپیوتر داشته باشند. انجمن اولیا و مربیان مدرسه نیز با استفاده از پولی که از بابت فروش اجناس قدیمی آن به دست آمده بود یک ترمینال تله تایپ برای دانش آموزان خریداری کرد.

به این ترتیب، بیل گیتس مجذوب کارهایی شد که با استفاده از یک کامپیوتر می شد انجام داد و بخش اعظمی از زمان آزادش را صرف کار کردن روی آن ترمینال می کرد. او حتی با استفاده از زبان برنامه نویسی یک برنامه نوشت که به کاربران امکان می داد مقابل کامپیوتر بازی کنند.

در همان مدرسه Lakeside گیتس با پل آلن آشنا شد که دو سالی از او بزرگ تر بود. این دو نفر در اندک زمانی با هم دوست شدند و علاقه مشترکشان به کامپیوترها نیز این وابستگی را بیشتر کرد. البته آنها با هم تفاوت هایی هم داشتند؛ برای مثال آلن کم حرف و خجالتی بود ولی گیتس چابک و مبارزه طلب بود.

اما تفاوت ها تاثیری در رابطه این دو نفر ایجاد نکرد و آنها بخش اعظمی از زمان آزاد خود را صرف کار روی برنامه نویسی می کردند. البته گهگاهی هم با یکدیگر درگیری پیدا می کردند و بر سر اینکه حق با چه کسی است و چه کسی باید مدیریت آزمایشگاه کامپیوتر را بر عهده بگیرد با هم دعوا می کردند.

یکبار حتی مشاجره میان آنها به قدری بالا گرفت که آلن بیل را از ورود به آزمایشگاه منع کرد. بار دیگر هم این دو نفر در کلاس های کامپیوتر غایب شدند تا روی ایراد نرم افزاری شرکت تامین کننده سیستم های مدرسه کار کنند و با هک آن برنامه زمان رایگان برای کار با کامپیوترهایش به دست آورند.

این دو نفر بعد از بخشش از سوی مدیران مدرسه اجازه پیدا کردند که دوباره وارد آزمایشگاه کامپیوتر شوند البته به شرط آنکه باگ های برنامه را رفع نمایند.

در این دوران گیتس نوعی برنامه پرداخت حقوق را برای شرکتی که برنامه هایش را هک کرده بودند طراحی کرد و در کنار آن یک برنامه زمانبندی را هم برای مدرسه ساخت.

در سال 1970 میلادی، گیتس که تنها 15 سال داشت با دوست خود آلن وارد دنیای کسب و کار شد. آنها با همراهی هم برنامه ای به نام Traf-o-Data را توسعه دادند که الگوهای ترافیکی سیاتل را پایش می کرد و به خاطر زحماتی که برای توسعه آن برنامه کشیده بودند مبلغ 20 هزار دلار را به عنوان جایزه دریافت کردند.

همین دستاوردها باعث شدند که گیتس و آلن به فکر راه اندازی کسب و کار خودشان بیافتند اما والدین گیتس اصرار داشتند که فرزندشان مدرسه را به پایان برساند و بعد از آن هم به کالج برود تا وکیلی کاردان شود.

بیل در سال 1973 میلادی درسش را در مدرسه Lakeside به اتمام رساند و در آزمون ورودی کالج امتیاز 1590 را از 1600 کسب کرد؛ موفقیتی که وی تا سال ها هنگام معرفی خود به دیگران آن را مطرح می کرد.

سال های نخست زندگی حرفه ای

تصویری از نخستین کارکنان مایکروسافت

گیتس در پاییز یکی از همان سال ها وارد دانشگاه هاروارد شد. وی در ابتدا به تحصیل در رشته حقوق می اندیشید اما در سال اول تحصیل متوجه شد که بخش اعظمی از زمانش را در آزمایشگاه کامپیوتر دانشگاه صرف می کند. او برنامه منظمی هم برای تحصیل نداشت؛ چند ساعتی می خوابید، برای امتحان آماده می شد و با نمره قابل قبولی نیز درس ها را پاس می کرد.

پل آلن هم به دانشگاه واشنگتن رفت و بعد از دو سال، از تحصیل انصراف داد و به بوستون ماساچوست رفت تا برای شرکت هانی ول کار کند، با این همه، دوری این دو دوست قدیمی خدشه ای به ارتباطشان وارد نکرد و همچنان با هم در ارتباط بودند.

حدودا در همین دوران بود که آلن نسخه ای از نشریه Popular Electronics را به گیتس نشان داد که حاوی مقاله ای در رابطه با کیت مینی کامپیوتر Altair 8800 بود.

هر دو نفر آنها در مورد فرصت هایی که کامپیوتر مذکور می توانست در دنیای رایانش شخصی ایجاد کند، به شدت هیجان زده بودند. در مورد Altair اما باید بگوییم که توسط شرکت کوچکی به نام MITS (برگرفته از سرواژه های عبارت Micro Instrumentation and Telemetry Systems) در Albuquerque نیومکزیکو ساخته شده بود.

گیتس و آلن با آن شرکت تماس گرفتند و مدعی شدند روی یک برنامه نرم افزاری بیسیک کار می کنند که می تواند روی Altair اجرا شود. در واقعیت اما آنها نه Altair داشتند که با آن کار کنند و نه کدی که روی آن اجرا نمایند بلکه می خواستند بدانند آیا MITS دوست دارد فردی تهیه چنین نرم افزاری را برایشان بر عهده بگیرد یا خیر؟

نمایی از Altair 800

بخت با آن دو جوان یار بود و آنها خواستار توسعه چنین برنامه ای بودند. برای همین اد رابرتس رئیس هیئت مدیره شرکت از آنها خواست که دمویی از برنامه خود را به وی نشان دهند.

گیتس و آلن حسابی به دردسر افتاده بودند و دو ماه آینده را صرف نوشتن نرم افزار در آزمایشگاه کامپیوتر هاروارد کردند. در ادامه آلن سفری به Albuquerque داشت تا حاصل تلاش دو ماهه شان را که هیچگاه هم روی کامپیوتر Altair تست نشده بود پیش چشم مدیران شرکت قرار دهد.

برنامه عملکرد خوبی داشت و آلن در MITS استخدام شد. گیتس هم به سرعت هاروارد را ترک کرد تا با او همکار شود. در سال 1975، گیتس و آلن شرکتی به نام Micro-Soft را تاسیس کردند که در واقع ترکیبی از عبارت micro-computer و software به معنای نرم افزار بود.

و اینگونه مایکروسافت (گیتس و آلن در کمتر از یک سال خط فاصله را از این نام حذف نمودند) متولد شد. برنامه نرم افزاری بیسیکی که آن دو نفر برای Altair ساخته بودند حق امتیاز و پول خوبی را عاید شرکت می کرد، با این همه اهداف آنها والاتر از این بود.

نرم افزار بیسیک مایکروسافت هنوز وارد بازار نشده بود اما خوره های کامپیوتر که به نسخه های کپی شده از آن دسترسی پیدا کرده بودند به شدت به آن علاقمند شده و مرتبا آن را تکثیر و میان هم دست به دست می کردند.

طبق گفته خود گیتس تنها 10 درصد از کاربران بیسیک در کامپیوترهای Altair بابت آن پول پرداخت کرده بودند. در واقع در آن دوران، اکثر دوست داران کامپیوترهای شخصی برای پول در این حوزه فعالیت نمی کردند. آنها  احساس می کردند که به خاطر سهولت فرایند تکثیر و توزیع می توانند دوستان و دیگر علاقمندان به کامپیوتر را از نعمت جدیدترین دستاوردهای صنعت بهره مند نمایند.

به عقیده گیتس توزیع و تکثیر رایگان نرم افزار تفاوتی با سرقت نداشت

بیل گیتس اما دیدگاه دیگری داشت و به نظرش توزیع رایگان نرم افزار تفاوتی با سرقت نداشت، به خصوص زمانی که مساله به نرم افزاری مربوط می شد که برای فروش توسعه یافته بود.

در فوریه سال 1976 میلادی، گیتس نامه ای سرگشاده را برای علاقمندان به کامپیوتر نوشت و اظهار داشت که توزیع ادامه دار نرم افزارهای کامپیوتری و استفاده رایگان از آنها «مانع از توسعه نرم افزارهای خوب خواهد شد».

در واقع کرک کردن نرم افزارها مانع از آن می شود که توسعه دهندگان زمان و پول خود را صرف ایجاد نرم افزارهای کیفی نمایند. آن نامه البته برای بسیاری ناخوشایند بود اما گیتس همچنان روی باور خویش پافشاری می کرد و تهدید کرد در صورت مشاهده رفتارهای کاری غیرمنصفانه دست از نوآوری میکشد.

همانطور که گفته شد گیتس نسبت به آلن خوی تندی داشت و این تندی در مراودات وی با اد رابرتس رئیس هیئت مدیره MITS کاملا مشهود بود. او همواره بر سر توسعه نرم افزار و جهت گیری های کاری رابرتس با او مجادله می کرد.

رابرتس نیز گیتس را فردی نفرت انگیز و زیان بار برای کارش می دانست. در سال 1977، رابرتس MITS را به یک شرکت کامپیوتری دیگر فروخت و برای ادامه تحصیل در دانشکده پزشکی و در نهایت پزشک شدن به جرجیا رفت.

گیتس و آلن با این تصمیم به حال خود رها شده بودند و باید برای حفظ حق امتیاز نرم افزار بیسیک مدیر جدید MITS را تحت پیگرد قانونی قرار می دادند.

اما مایکروسافت نرم افزارهای دیگری هم برای سایر شرکت های حوزه کامپیوتر آن زمان توسعه داده بود و در ابتدای سال 1979، گیتس واحد عملیاتی شرکت را به Bellevue واشنگتن در شرق سیاتل انتقال داد.

او خوشحال بود که دوباره به خانه باز گشته است و به شدت سرگرم کار شد. جالب است بدانید که همه 25 کارمند مایکروسافتِ جوان از اختیارات کامل در رابطه با تمامی جنبه های کاری، توسعه محصول، گسترش کسب و کار و بازاریابی برخوردار بودند.

گیتس با استفاده از همین فراست در توسعه نرم افزار و البته به لطف شم اقتصادی اش توانست خود را یک گام جلوتر از مایکروسافت قرار دهد و در سال 1979 میلادی و در حالی که تنها 23 سال داشت درآمدی معادل با 2.5 میلیون دلار را کسب کرد.

شکوفایی مایکروسافت

فراست و دانایی گیتس در توسعه نرم افزار و عملیات های کاری او را در جایگاه رهبر و سخنگوی شرکت قرار داد. شخصا روی هر خط از کدهایی که توسط کارکنان نوشته می شد نظارت می کرد و هرجا لازم بود خودش آنها را بازنویسی می کرد.

همزمان با رشد صنعت کامپیوتر و افزایش تولید سخت افزار و قطعه توسط شرکت هایی نظیر اپل، اینتل و IBM، گیتس نیز بیشتر و بیشتر به کاربرد نرم افزارهای توسعه یافته در مایکروسافت پی می برد.

او اغلب مادرش را با خود به جلسات می برد. ماری هم از احترام بالایی برخوردار بود و به واسطه حضورش در هیئت مدیره شرکت های مختلفی نظیر IBM، ارتباطات کاری خوبی با برخی افراد کلیدی داشت. در واقع به لطف حضور ماری بود که گیتس توانست با مدیرعامل IBM ملاقات کند.

در نوامبر سال 1980 میلادی، IBM به دنبال نرم افزاری بود که قابلیت اجرا روی کامپیوترهای شخصی آینده اش را داشته باشد و برای همین با مایکروسافت وارد مذاکره شد. گفته شده در نخستین دیدار مدیران دو شرکت، فردی از جانب IBM، گیتس را با منشی دفتر اشتباه گرفته و از وی خواسته که برایش قهوه بیاورد.

گیتس بسیار جوان بود اما به سرعت توانست مدیران IBM را تحت تاثیر قرار دهد و آنها را مجاب نماید که شرکتش توانایی تامین نرم افزار یاد شده را دارد. تنها مشکل  این بود که مایکروسافت سیستم عامل اولیه برای اجرا روی کامپیوترهای تازه IBM را نساخته بود. البته این مشکلی را به وجود نیاورد زیرا گیتس با ذکاوت تمام سیستم عاملی که برای اجرا روی کامپیوترهای مشابه به پی سی های IBM توسعه یافته بود را خریدار نمود.

او در واقع قراردادی را با یک شرکت توسعه دهنده نرم افزار به امضا رساند تا به صورت انحصاری امتیاز استفاده از نرم افزار مذکور را از آن مایکروسافت نماید اما در این باره حرفی با IBM به میان نیاورد.

بعدها البته IBM مایکروسافت و گیتس را به خاطر محرمانه نگه داشتن اطلاعات مهم مورد پیگرد قرار داد و مایکروسافت نیز در ازای پرداختی مبلغی بابت جریمه، پرونده را مختومه کرد اما در پایان نه گیتس و نه مایکروسافت به خطای خود اعتراف نکردند.

درهر صورت گیتس باید نرم افزار تازه خریداری شده را طوری بهینه سازی می کرد که قابلیت کار با پی سی های IBM را پیدا کند. وی در نهایت با پرداخت 50 هزار دلار بهینه سازی های لازم را انجام داد؛ مبلغی که برابر با رقم پرداختی اولیه برای خرید آن نرم افزار بود.

IBM اما خواستار خرید سورس کد بود تا از این طریق به اطلاعات لازم در مورد آن سیستم عامل دسترسی پیدا کند. با این همه، گیتس از این کار امتناع می کرد و پیشنهادش این بود که IBM حق امتیاز استفاده از نرم افزار مذکور را که همراه با کامپیوترهایشان در اختیار کاربران قرار می گرفت به مایکروسافت پرداخت نماید.

با این کار در واقع چنانچه شرکت دیگری نمونه مشابه به کامپیوترهای تولیدی IBM را می ساخت، مایکروسافت امکان می یافت امتیاز استفاده از نرم افزار موسوم به MS-DOS را نیز به آن بفروشد که در واقع کمی بعد هم این اتفاق رخ داد.

مایکروسافت همچنین نرم افزار دیگری به نام Softcard را عرضه کرد که امکان اجرای نرم افزار بیسیک روی سیستم Apple II را فراهم می نمود.

بین سال های 1979 تا 1981 میلادی، این شرکت به طرز وحشتناکی رشد کرد و شمار کارکنانش از 25 نفر به 128 نفر رسید.

درآمدهای کمپانی مذکور هم از رقم 2.5 میلیون دلار به 16 میلیون دلار رسید. در اواسط سال 1981 میلادی، گیتس و آلن شرکت خود را رسما ثبت کردند که در نتیجه آن گیتس سمت رئیس هیئت مدیره را به دست آورد و آلن نیز معاون اجرایی شد.

تا سال 1983 میلادی مایکروسافت شکلی جهانی به خود گرفت و دفاتر مختلف متعلق به آن در بریتانیا و ژاپن تاسیس شدند و حدودا سی درصد از کل کامپیوترهای موجود در دنیا برپایه نرم افزارهای آن کار می کردند.

اما سال 1983 خبرهای بدی را هم با خود داشت؛ در آن سال پزشکان تشخیص دادند که آلن به مبتلا شده که خوشبختانه به خاطر تدابیر درمانی سفت و سختی که دنبال کرد، بیماری اش یک سال بعد بهبود یافت.

همان سال آلن از مایکروسافت استعفا داد و شایعات در مورد علت ترکش به سرعت بالا گرفت. برخی میگویند که بیل گیتس او را وادار به این کار کرده اما بعضی دیگر نظرشان این بود که تغییر شرایط زندگی آلن را تشویق به این کار نموده و احتمالا وی به این نتیجه رسیده که می تواند زمانش را صرف امور دیگری کند.

اختراع ویندوز

مایکروسافت و اپل به لحاظ تاریخی با هم رقابت داشتند با این همه، بسیاری از نوآوری های اولیه شان مشترک بود. در سال 1981میلادی، اپل از رقیب خود دعوت کرد تا در توسعه نرم افزار برای کامپیوترهای مکینتاش مشارکت نماید. برخی توسعه دهندگان نیز هم در پروژه های مایکروسافت فعالیت می کردند و هم در توسعه اپلیکیشن برای مکینتاش که حاصل این همکاری را می توان در برخی اسامی مشترک مورد استفاده در سیستم های مایکروسافت و مکینتاش مشاهده نمود.

در واقع به واسطه همین اشتراک گذاری ایده ها بود که مایکروسافت تصمیم گرفت ویندوز را توسعه دهد؛ سیستمی که از ماوس برای کار با یک اینترفیس گرافیکی، نمایش محتوا و عکس روی نمایشگر بهره می جست.

این رویه تفاوت چشمگیری با سیستم مبتنی بر متن و کیبورد MS-DOS داشت که در آن تمامی فرمت بندی های متنی به نمایش در آمده روی نمایشگر در قالب کد به تصویر کشیده می شدند نه چیزی که قابلیت چاپ داشته باشد.

گیتس به سرعت به تهدیدات این نوع نرم افزار برای MS-DOS و حتی موجودیت مایکروسافت پی برد. از سوی دیگر کار با تصاویر گرافیکی نرم افزار رقیب یعنی VisiCorp که برای مکینتاش طراحی شده بود، برای کاربران غیر متخصص به مراتب ساده تر بود.

با در نظر داشتن همین تهدید گیتس در یک کمپین تبلیغاتی اعلام نمود مایکروسافت به زودی سیستم عامل جدیدی را توسعه می دهد که از یک رابط کاربری گرافیکی بهره می برد. آن سیستم ویندوز نام خواهد داشت و با تمامی محصولات نرم افزاری ویژه پی سی که روی سیستم MS-DOS توسعه یافته اند نیز سازگاری داشت.

البته آن خبر واقعیت نداشت چراکه اساسا مایکروسافت چنین برنامه ای را در دست توسعه نداشت اما به عنوان یک تاکتیک بازاریابی باید بگوییم که هوشمندانه بود زیرا تقریبا سی درصد از کل بازار کامپیوتر دنیا از MS-DOS استفاده می کرد و در نتیجه روشن بود که کار با اپلیکیشن های ویندوزی برای آنها به مراتب ساده تر از مهاجرت به یک سیستم عامل جدید بود.

از آن طرف، همانطور که حدس زده می شد مردم تمایلی برای تغییر فرمت نرم افزار مورد استفاده شان نداشتند و در نتیجه توسعه دهندگان هم نسبت به نوشتن برنامه برای سیستم VisiCorp بی میل بودند و اینگونه شد که تا اوایل سال 1985 میلادی از هیجان این برنامه کاسته شد.

در نوامبر سال 1985 میلادی بیل گیتس و مایکروسافت ویندوز را در حالی که دو سالی از اعلام خبر توسعه اش می گذشت، عرضه نمودند. سیستم ویندوز به لحاظ بصری بسیار شبیه به مکینتاش اپل بود که تقریبا دو سال زودتر وارد بازار شده بود.

البته قبل تر و درست زمانی که اپل تلاش داشت سازگاری محصولات مایکروسافت با کامپیوترهایش را فراهم نماید، دسترسی شرکت ردموندی را به تکنولوژی خود فراهم آورده بود. گیتس در واقع به اپل توصیه کرده بود که لایسنس استفاده از آن نرم افزار را به فروش برساند اما آنها این پیشنهاد را رد کرده بودند و بیشتر به فروش کامپیوتر تمایل داشتند تا هرچیز دیگری.

یکبار دیگر گیتس از  فرصت استفاده کرد و نوعی فرمت نرم افزاری را ارائه نمود که به شدت شبیه به مکینتاش بود. اپل با مشاهده این شرایط مایکروسافت را تهدید کرد که آن را مورد پیگرد قانونی قرار می دهد. مایکروسافت هم به تلافی این تهدید، اعلام کرد عرضه نرم افزارهای سازگار با مکینتاش را به تعویق می اندازد.

در نهایت نیز غول نرم افزاری موفق شد دادگاه ها را به نفع خود تمام کند چراکه موفق شد اثبات کند علیرغم شباهت های عملکردی دو سیستم عامل، هر کدام از آنها کارکردی متفاوت را از خود به نمایش می گذارند.

در ماه مارس سال 1986 میلادی، مایکروسافت به بازار بورس عمومی راه یافت و هر سهم آن برابر با 21 دلار عرضه گردید. از مجموعه 24.7 میلیون سهم این شرکت نیز، حدود 45 درصد آن به گیتس تعلق داشت و اینگونه او که تنها 31 سال داشت میلیونر شد.

در آن زمان از مجموع 520 میلیون دلار سهام مایکروسافت 234 میلیون دلار آن برای گیتس بود که البته با گذشت زمان هم به لحاظ ارزش و هم تعداد افزایش چندباره پیدا کرد.

در سال 1987 میلادی و درست زمانی که ارزش هر سهم مایکروسافت به 90.75 دلار رسید گیتس میلیاردر شد و از آن زمان او هر سال نخستین جایگاه را در فهرست ثروتمندترین های فوربس دارد و اگر اینگونه نباشد نامش در بالاترین بخش های جدول قرار دارد.

در سال 1999 که ارزش سهام مایکروسافت به بالاترین میزان خود در طول سالیان قبل رسیده بود و از زمان عرضه عمومی اش هم هشت بار افزایش را تجربه کرده بود، ثروت گیتس به بیش از 101 میلیارد دلار رسید.

اما علیرغم تمامی این موفقیت ها گیتس هیچگاه در مورد وضعیت شرکت خود احساس امنیت کامل نکرد و همواره حواسش به رقبا بود. او همچنین انتظار داشت که همه در مایکروسافت اینگونه باشند. منشی گیتس به یاد می آورد که زمانی زودتر از حد معمول به سر کار آمده و متوجه فردی شده که پشت میز خواب بوده. او که اندکی احساس ناامنی کرده تصمیم می گیرد نگهبانان و نیروهای پلیس را خبر کند تا اینکه تشخیص می دهد آن فرد شخص گیتس است.

سبک مدیریتی مقابله ای وی نیز به خوبی شناخته شده است و گفته شده برای حفظ نبوغ و ابتکار عمل همواره کارکنان و ایده های تازه شان را به چالش می کشیده است. بنابراین برای نیروهای او شنیدن جملاتی از قبیل این ابدا عجیب نبود: «این احمقانه ترین چیزی بود که تابحال شنیده ام».

در خارج از شرکت، گیتس را بیشتر به عنوان «پولدار ظالم» می شناختند. چندین کمپانی مطرح حوزه تکنولوژی به رهبری IBM کار توسعه سیستم عامل اختصاصی خود را شروع کرده بودند که OS/2 نام داشت و قرار بود جایگزین MS-DOS شود.

اما حتی چنین خبری نیز گیتس را دچار اضطراب نکرد و او همچنان توسعه ویندوز را ادامه داد و تلاش می کرد که استفاده از آن را بیشتر و بیشتر کند.

در سال 1989 میلادی، مایکروسافت آفیس را معرفی کرد که در واقع مجموعه ای از اپلیکیشن های اداری شامل ورد و اکسل بود و با تمامی محصولات آن شرکت نیز سازگاری داشت.

ویندوز جدید ظرف تنها دو هفته در حدود صدهزار نسخه فروش داشت و دیری نپایید که OS/2 از گردونه رقابت حذف شد. به تدریح پای کمیسیون تجارت دولت فدرال هم به میان آمد و مایکروسافت را به خاطر بازاریابی غیرمنصفانه اش تحت نظر گرفت.

تا دهه 1990 میلادی، غول نرم افزاری مرتبا به خاطر اتهاماتی مشابه از سوی کمیسیون تجارت و وزارت دادگستری آمریکا مورد مداقه قرار می گرفت. برخی هم به ادعاهایی مربوط می شدند که براساس آنها مایکروسافت قراردادهایی غیرمنصفانه را با تولیدکنندگانی که سیستم عاملش را روی کامپیوترهایشان نصب کرده بودند به امضا رسانده. در اتهامی دیگر، غول نرم افزاری متهم شده بود که از تولید کنندگان خواسته در ازای فروش ویندوز به همراه کامپیوترهای تولیدی شان اینترنت اکسپلورر را نیز بفروشند.

زندگی خصوصی

در سال 1987 میلادی، ملیندا فرنچ 23 ساله که مدیریت محصولات مایکروسافت را بر عهده داشت توجه گیتس 32 ساله را به خود جلب نمود. ملیندای منظم به نظر گزینه خوبی برای گیتس می آمد. به مرور زمان ارتباط میان  این دو نفر بیشتر و بیشتر شد تا اینکه در یکم ژانویه سال 1994 میلادی در هاوایی با هم ازدواج کردند.

اما تنها چندماه بعد، مادر گیتس به خاطر سرطان سینه از پا در آمد و اندوهی عظیم قلب وی را فرا گرفت. همین اتفاق باعث شد که گیتس و ملیندا مدتی را برای تمدد اعصاب و استراحت از کار دور شوند و در سال 1995 میلادی سفر به کشورهای مختلف دنیا را آغاز کردند و به دیدگاه تازه ای در رابطه با زندگی دست پیدا کردند.

در سال 1996 میلادی، نخستین دختر آنها به نام جنیفر متولد شد و یک سال بعد گیتس خانواده اش را به یک خانه پنج هزار متر مربعی به ارزش 54 میلیون دلار در واشنگتن برد. روری پسر آنها نیز در سال 1999 میلادی متولد شد و دختر دومشان به نام Phoebe هم در سال 2002 به دنیا آمد.

تلاش های بشر دوستانه

گیتس با حمایت های همسرش تصمیم گرفت که نقش مادر خود را در امور خیریه بر عهده بگیرد و به تدریج به این نتیجه رسید که دوست دارد بخش اعظمی از ثروتش را صرف این امور نماید.

در سال 1994 میلادی این زوج بنیاد William H. Gates را با هدف حمایت از آموزش، سلامت جهانی و سرمایه گذاری در جوامع کم درآمد تاسیس کردند.

در سال 2000 آنها با ادغام چندین بنیاد خانوداگی شان بنیاد بیل و ملیندا گیتس را راه انداختند و در گام اول 28 میلیارد دلار را به آن تخصیص دادند.

همان موقع بیل گیتس کار روزانه اش در مایکروسافت را کنار گذاشت و مدیرعاملی این شرکت را به دوست قدیمی اش استیو بالمر واگذار کرد که او نیز از سال 1980 در مایکروسافت کار کرده بود.

او فعالیت خود را تحت عنوان معمار ارشد نرم افزار ادامه داد و همزمان سمت ریاست هیئت مدیره مایکروسافت را نیز بر عهده گرفت. در سال های بعد بخش اعظمی از زمان وی به امور مربوط به بنیاد اختصاص می یافت تا اینکه در سال 2006 میلادی اعلام کرد که دیگر به صورت تمام وقت در مایکروسافت کار نمی کند و میخواهد بیشتر زمانش را صرف امور خیریه کند. آخرین روز کاری وی نیز 27 ژوئن سال 2008 میلادی بود.

گیتس در سال 2016 میلادی مدال آزادی را از دستان باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا دریافت کرد

گیتس علاوه بر اینکه یکی از ثروتمندترین افراد تاریخ محسوب می شود تاکنون جوایز متعددی را نیز به خاطر فعالیت های بشر دوستانه اش دریافت کرده. مجله تایم زمانی از گیتس به عنوان یکی از تاثیرگذارترین شخصیت های قرن 20 یاد کرد و چندی بعد هم او و همسرش را شخصیت های سال 2005 خطاب نمود.

در فوریه سال 2014 میلادی، گیتس اعلام کرد که از سمت ریاست هیئت مدیره مایکروسافت استعفا می دهد تا به عنوان مشاور تکنولوژی فعالیت کند و کمی بعد هم مشخص شد استیو بالمر نیز به زودی جای خود را به ساتیا نادلای 46 ساله می دهد.

حالا گیتس بخش اعظمی از زمان خود را در بنیاد خیریه اش می گذارد و به امور داخلی و بین المللی از جمله آموزش و سلامت می پردازد. یکی از جنبه های کاری وی آماده سازی دانش آموزان برای ورود به کالج است.

او همچنین در این مدت ثابت کرد که کارفرمایی بی نظیر است چراکه به کارکنان خود در بنیاد اعلام نمود می توانند بعد از تولد فرزندشان یا قبول فرزندخواندگی به مدت یک سال مرخصی همراه با حقوق بگیرند.

در سال 2016 نیز بیل و همسرش ملیندا به پاس تلاش های بشردوستانه شان شایسه دریافت مدال آزادی ریاست جمهوری از دستان باراک اوباما شدند.

The post appeared first on .

مروری بر زندگی بیل گیتس، موسس مایکروسافت

عکاس نشنال جئوگرافیک با همکاری فاسیل ساعت هوشمند اندرویدی معرفی کرد

عکاس نشنال جئوگرافیک با همکاری فاسیل ساعت هوشمند اندرویدی معرفی کرد

«کوری ریچاردز» عکاس معروف حیات وحش نشنال جئوگرافیک و کمپانی مطرح فاسیل (Fossil) ساعت هوشمند جدید و ویژه ای را مبتنی بر اندروید وِر 2.0 معرفی کردند. این اسمارت واچ که Fossil Q x Cory Richards نام دارد، از تاریخ 27 مارس (هفتم فروردین ماه) به صورت محدود وارد بازار خواهد شد، اما قیمت آن هنوز مشخص نیست.

از نظر طراحی، ساعت هوشمند فوق را می توان برگرفته از Fossil Blue دانست، ساعتی که «ریچاردز» در اوایل دهه سوم زندگی اش به دست می کرد. این ساعت به سرعت به یکی از معروف ترین تولیدات فاسیل بدل گشت، زیرا ریچاردز همه جا از آن استفاده می کرد، به خصوص زمانی که از کوه های یوسیمیتی بالا می رفت یا نخستین سفر دریایی خود را با کایاک در استرالیا می پیمود.

هنوز اطلاعات دقیقی در مورد سخت افزار مورد استفاده در ساعت هوشمند فوق به دست نیامده، اما کمپانی سازنده وجود سیستم عامل اندروید وِر 2.0 و صفحه نمایش لمسی را تأیید کرده. همچنین در Fossil Q x Cory Richards شاهد سازوکار داخلی پایش فعالیت های جسمانی هستیم که سه معیار گام، مسافت و کالری را اندازه گیری می کند.

علاوه بر این، ساعت هوشمند سفارشی فاسیل از چندین صفحه اصلی با حاشیه های نقره ای، آبی و مشکی برخوردار است که قابلیت سفارشی سازی را نیز دارند، ضمن اینکه هاله نارنجی رنگ روی عقربه ثانیه شمار نیز با اشاره دست تغییر می کند.

حلقه اطراف صفحه نمایش این اسمارت واچ به شیوه ای خاص و با الگوی برجسته متمایزی طراحی شده تا زیبایی کلی ساعت را بیشتر به چشم بیاورد. بند چرمی این محصول با امضای «ریچاردز» عرضه می شود اما کاربران می توانند بندهای دیگری را نیز به دلخواه خود سفارش دهند.

The post appeared first on .

عکاس نشنال جئوگرافیک با همکاری فاسیل ساعت هوشمند اندرویدی معرفی کرد

شش اختراع فوق العاده جالب برای گذر از راه و بی راه

شش اختراع فوق العاده جالب برای گذر از راه و بی راه

دکتر براون- در فیلم Back to the Future- هنگامی گفت “جایی خواهیم رفت که نیازی به جاده نداریم” که سوار بر ماشین زمان پرنده خود بود. اما همه وسایل نقلیه برای عبور از مسیرهای صعب العبور نیاز به پرواز کردن ندارند.

قابلیت تردد در مناطق خارج شهری که شبکه جاده ای مطمئنی ندارند و مواقع بحرانی که حوادثی مثل سیل یا زلزله جاده ها را غیر قابل گذر می کنند بسیار اهمیت دارد . امروزه به لطف یک سری نوآوری ها، حمل و نقل خارج جاده ای به طور بی سابقه ای راحت تر شده است.

برخی از خودروهای پیشرو در این زمینه طوری طراحی شده اند که به راحتی از روی هر سطحی گذر کنند؛ برخی دیگر سطوحی قابل حمل به دوش دارند که در صورت نیاز نقش جاده ای موقت را ایفا می کنند. در هر شرایطی، ماشین هایی جان سخت وجود دارند که از عهده کار برآیند.

کامیون حمل کننده جاده:

شرکت ولزی Faun Trackway رویای جالبی را به واقعیت بدل کرده است؛ کامیونی که به واسطه برخورداری از جاده ای قابل حمل، قادر به عبور از مکان هایی بدون مسیر قابل گذر است.

به غیر از رول نازکی از آلمینیوم اکسترود شده در پشت- که در صورت گشوده شدن جاده ای به طول 50 متر ایجاد می کند- همه چیز مانند هر کامیون عادی دیگری به نظر می رسد.

این جاده توانایی تحمل وزنی تا 70 تن را دارا است که به پشتوانه این قدرت تحمل بالا می تواند، کمک خوبی برای خودروهای نجات یا وسایل نقلیه دارای محموله های سنگین در رسیدن به مناطق دور از دسترس باشد.

هنگامی که کاروان به سلامت از جاده آلمینیومی عبور کرد، پدیده شرکت Faun Trackway آن را جمع کرده و به سوی چالش دیگری حرکت می کند.

ماشین الکتریکی عنکبوتی:

Swincar خودرویی نامأنوس در عین حال کاربردی است که می تواند تقریباً روی هر سطحی حرکت کند. هرکدام از چرخ ها دارای موتوری مستقل است و برای افزایش هر چه بیشتر ارتفاع و ثبات به اتصالاتی همانند پاهای عنکبوت وصل شده اند.

این ترکیب قدرت و کنترل بی نظیری برای Swincar به ارمغان می آورد به طوری که نواحی ناهموار به ندرت از سرعتش می کاهند؛ چه برسد به این که مانع از ادامه حرکتش شوند.

به دلیل تمام الکتریکی بودن، Swincar هیچ آلاینده ای تولید نمی کند و این موضوع آن را یک قدم از باقی خودروهای معمولِ همه جا رو (All-terrain) جلو تر قرار می دهد.

Zipper Truck؛ کامیون تونل ساز:

این کامیون نه تنها می تواند در مکان هایی که در آن ها جاده ای وجود ندارد حرکت کند بلکه به کمک آجرهایی لگو مانند، در عرض 24 ساعت یک تونل به طول 22 کیلومتر می سازد.

Zipper Truck مجهز به غلطک هایی سوار بر هسته ای فلزی و مخروطی شکل است. قسمت پهن تر در جلوی این مخروط، اجازه می دهد بلوک های قفل شونده طوری قرار گیرند که کمانی مناسب شکل گیرد.

همانند بناهای قوسی شکل رومیان باستان، بلوک ها در تونلی که توسط Zipper Truck ساخته می شود بدون نیاز به هر گونه ماده ای سیمان مانند در جای خود ثابت می مانند؛ بهتر از آن این است که در صورت برطرف شدن نیاز به تونل، بلوک ها به راحتی جدا شده و بارها مورد استفاده مجدد قرار می گیرند.

ورژن برفی فولکس واگن Bulli :  

در حالی که برخی از خودروهای آفرود برای وظایف جدی طراحی شده اند- مانند مواردی که ذکر شد- برخی دیگر تنها جنبه تفریح دارند. در این فولکس واگن Bulli اصلاح شده، چرخ ها جای خود را به Snowmobile track هایی لاستیکی داده اند.

این ون عجیب در شرایط برفی با سرعت مناسبی – 48 کیلومتر در ساعت- حرکت می کند و به یک عدد ساب ووفر 1000 واتی و دو اسپیکر 300 واتی مجهز شده است. تنها یک DJ ومقداری برف اضافه کنید تا این فولکس واگن یک مهمانی عجیب و عالی برای تان به ارمغان بیاورد.

ماشین سنگ فرش اتوماتیک:

این ماشین آلمانی با نام صنعتی Tiger-Stone برای سنگ فرش کردن خیابان ها طراحی شده است و آن را در مدت زمانی اندک انجام می دهد. این دستگاه می تواند روزانه در حدود 400 متر مربع خیابان با حداکثر پهنای 6 متر سنگ فرش کند. برای تهیه سنگ فرش آجرها باید به وسیله کارگران درون دستگاه قرار گیرند.

در آخر به کمک نیروی جاذبه، آجرها با الگویی دلخواه که قبلاً هنگام چینش در دستگاه رعایت شده است روی زمین از پیش مسطح شده قرار داده می شوند. این ماشین جدا از این که در وقت و هزینه صرف جویی می کند، از دشواری های این کار کاسته و سنگ فرشی تمیز و زیبا تحویل می دهد.

Horizon؛ سه چرخه ای همه جا رو:

این سه چرخه هیبریدی که Horizon نام دارد به افراد ماجراجو با ناتوانی های جسمی اجازه رفتن به مکان هایی را می دهد که پیش از آن قادر به رفتن آنجا نبوده اند.

به گفته  Jesse Lee، طراح این سازه، Horizon توانایی عبور از اکثر نواحی و سطوحی را دارد که ویلچرها قادر به گذر از آن نیستند؛ مانند زمین های شنی، خاکی، تپه ها و چمن زار ها. نیروی محرکه Horizon الکتریسیته بوده و پدال های آن هم با دست و هم به وسیله پا کنترل می شوند که با توجه به قدرت مورد نیاز می تواند در سه حالت متفاوت رانندگی قرار گیرد.

باتری  لیتیوم 48 ولتی Horizon توانایی پیمودن مسیری به طول 48 کیلومتر با حداکثر سرعت 40 کیلومتر در ساعت را به آن می دهد.

The post appeared first on .

شش اختراع فوق العاده جالب برای گذر از راه و بی راه